<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پایگاه خبری تحلیلی سلام فسا &#187; جبهه فرهنگی</title>
	<atom:link href="http://salamfasa.com/fasa/culturalfront/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://salamfasa.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 15:00:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>برگزاری همایش «یک لیوان موج مثبت» در دانشگاه آزاد</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4655</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4655#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 13:52:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4655</guid>
		<description><![CDATA[همایش یک لیوان موج مثبت با حضور  استاد برجسته حوزه ودانشگاه حجت السلام والمسلمین دکتر مجتبی مصباح (پسر علامه مصباح یزدی) برگزار می گردد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش سلام فسا همایش یک لیوان موج مثبت با حضور  استاد برجسته حوزه ودانشگاه حجت السلام والمسلمین دکتر مجتبی مصباح (پسر علامه مصباح یزدی) برگزار می گردد.</p>
<p>به گفته جمشید فیروزی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد فسا این مراسم به همت بسج دانشجویی دانشگاه آزاد برگزار می گردد. وی از کلیه دانشجویان برای شرکت در این همایش دعوت کرد.</p>
<p>فیروزی تاکید کرد که برای سهولت در رفت و آمد دانشجویان، وسیله رفت و برگشت نیز مهیا می باشد.</p>
<div>مکان:دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا-تالار غدیر</div>
<div>زمان:چهارشنبه۱۳۹۱/۳/۳ ساعت:۱۵:۳۰</div>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4655/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حق السکوت سیار به چاپ چهارم رسید</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4559</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4559#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 May 2012 05:24:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4559</guid>
		<description><![CDATA[مسئول نشر فصل پنجم در حاشیه نمایشگاه کتاب تهران در گفتگو با خبرنگار سلام فسا گفت: استقبال گسترده از "حق السکوت" باعث شد که چاپ سوم آن در روزهای ابتدایی نمایشگاه به فروش برسد. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>اختصاصی/</strong>به گزارش سلام فسا با توجه به استقبال گسترده مخاطبان  از مجموعه شعر «حق السکوت» در نمایشگاه کتاب این کتاب به چاپ چهارم رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">مسئول نشر فصل پنجم در حاشیه نمایشگاه کتاب تهران در گفتگو با خبرنگار سلام فسا گفت: استقبال گسترده از &#8220;حق السکوت&#8221; باعث شد که چاپ سوم آن در روزهای ابتدایی نمایشگاه به فروش برسد.</p>
<p style="text-align: justify;">بیگی در ادامه افزود باتوجه به اینکه چاپ چهارم کتاب آن در آینده نزدیک بیرون می آید گفت: به درخواست آقای سیار احتمالا طرح جلد کتاب تغییر می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">دومین اثر سیار دفتر شعر «حق‌السکوت» دربرگیرنده ۴۲ غزل سروده شده طی ۱۰ سال اخیر درباره موضوعات مختلفی چون مسائل اجتماعی، عاطفی، حدیث نفس و آیینی است.</p>
<p style="text-align: justify;">«حق‌السکوت» به عنوان برگزیده شانزدهمین دوره جایزه «کتاب فصل» و کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده بود. حق السکوت دومین کتاب منتشر شده سیار پس از «بی‏خوابی عمیق» است .</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین «بی خوابی عمیق» محمد مهدی سیار به عنوان اثر برگزیده در بخش شعر بزرگسال در چهارمین دوره جایزه گام اول و شانزدهمین دوره انتخاب کتاب سال در استان کرمان انتخاب شد. همچنین این اثر، نامزد سومین دوره کتاب سال شعر جوان (جایزه قیصر امین پور) بوده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4559/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بی توجهی مسئولین فرهنگی شهر به انتخاب کتاب حق السکوت به عنوان کتاب سال</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4481</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4481#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 May 2012 14:43:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشخوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4481</guid>
		<description><![CDATA[این همه ادارات و محافل فرهنگی شهر از جمله  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای فرهنگ عمومی، مجمع فعالان فرهنگی، اداره کتابخانه های عمومی، اداره تبلیغات اسلامی و... چه کار می کنند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به گزارش <strong>سلام فسا</strong> جبهه کتاب با همکاری چاپخانه باران طرح جامع معرفی ماهانه کتاب ماه را اجرا می کند. شانزدهمین کتاب ماه &#8220;حق السکوت&#8221; مجموعه غزل محمد مهدی سیار شاعر جوان و متعهد اهل فسا است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به گفته فیروزی، مسئول جبهه کتاب، &#8220;حق السکوت&#8221; دومین اثر آقای سیار می باشد که در سال گذشته به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. پیش از این آثار سیار از جشنوارهای مختلف جایزه گرفته بود و با انتخاب شدن حق السکوت به عنوان کتاب سال اهمیت آن بیشتر شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی در ادامه افزود بی توجهی مسئولین فرهنگی شهر به این اتفاق ارزشمند (انتخاب حق السکوت به عنوان کتاب سال) در سال گذشته علت اصلی انتخاب جبهه کتاب به عنوان شانزدهمین کتاب ماه می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">فیروزی درباره برخورد مسئولین با این مسئله گفت: مسئولین شهرستان برای برگزاری به اصطلاح جشن های میدان غدیر، تئاتر نماها و کنسرت ها و&#8230;، تمام تلاش خود را انجام می دهند که بعضا سودی هم به حال مردم ندارد. ولی نسبت به معرفی چنین اثر فاخرو ارزشمندی هیچ گونه اقدامی انجام ندادند .این بی مهری ها سابقه طولانی دارد، تعجب اینجا است که با وجود این همه محافل و مجامع فرهنگی ولی نامی از جناب سیار به عنوان نخبه فرهنگی و دانشگاهی به میان نیامده است. این همه ادارات و محافل فرهنگی شهر از جمله  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای فرهنگ عمومی، مجمع فعالان فرهنگی، اداره کتابخانه های عمومی، اداره تبلیغات اسلامی و&#8230; چه کار می کنند آیا این افتخار ارزش نصب حداقل چند بنر در سطح شهرستان نداشت؟ آیا ارزش این نداشت که از تریبون های مختلف معرفی شود؟ آیا توزیع کتاب در سطح شهرستان و بین مردم امکان پذیر نبود؟ و آیاهای دیگر. این موارد امکان داشت در صورتی که بخشنامه ای بود و ارائه گزارشی ، در غیر این صورت نه. حتی تنها نشریه محلی شهرستان &#8221; آدینه فسا &#8221; ارگان رسمی ستاد نماز جمعه فسا که پیش شماره آن در تاریخ ۲۱ بهمن چاپ شد یعنی ۳ روز بعد از افتخار آفرینی کتاب حق السکوت مختصر خبری از آن را در شماره دوم خود پوشش داد.که توقع می رفت که در شماره اول خود بخش ویژه ای را به آن اختصاص دهد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی در ادامه گفت: محمد مهدی سیار تا مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه امام صادق(ع) تحصیل کردند و در حال تحصیل دکتری رشته فلسفه دانشگاه تربیت مدرس می باشند. سیار از اعضای هیات تحریه نشریه فرهنگی تحلیلی راه و مسئولیت دفتر پژوهش شهرستان ادب را بر عهده دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">بنا بر اعلام جبهه کتاب به پنج نفر از کسانی که در طرح کتاب ماه شرکت کنند به قید قرعه به نفر اول تا پنجم به ترتیب پنجاه، چهل، سی، بیست و ده هزار تومان اهدا خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">علاقه مندان جهت تهیه کتاب می توانند تا تاریخ ۹۱/۳/۱۰ به میدان پلیس، پاساژ گل خندان، جبهه کتاب ۲۲۱۵۸۶۶و یا خیابان شهید محمد منتظری، روبروی دادگاه انقلاب،چاپخانه باران ۲۲۱۵۱۰۰مراجعه کنند. برای ترویج کتاب خوانی و افزایش مطالعه آثار مفید مجموعه های فرهنگی، مساجد، هیئات، کانون ها، ادارات و پایگاه های بسیج و … می توانند برای فروش پارتیزانی آن به جبهه کتاب مراجعه کنند و از تخفیفات ویژه استفاده کنند.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4481/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمایندگان ما آماده مناظره با بزرگان جریان روشنفکری سینما هستند</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4461</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4461#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 16:14:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4461</guid>
		<description><![CDATA[با توجه به جهت گیری های خاص برنامه سینمایی «هفت» با تهیه کنندگی و اجرای «فریدون جیرانی»  و حمایت های خاص و واضح این برنامه از جریان روشنفکری در سینما برخی رسانه های انقلابی با انتشار نامه ای خطاب به مدیر رسانه ملی، عزت الله ضرغامی، از دست اندرکاران برنامه «هفت» و همفکران آنان برای مناظره با نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما دعوت کردند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">به گزارش <strong>سلام فسا</strong> به نقل از <a href="http://www.teribon.ir/archives/101816">تریبون مستضعفین</a> با توجه به جهت گیری های خاص برنامه سینمایی «هفت» با تهیه کنندگی و اجرای «فریدون جیرانی»  و حمایت های خاص و واضح این برنامه از جریان روشنفکری در سینما برخی رسانه های انقلابی با انتشار نامه ای خطاب به مدیر رسانه ملی، عزت الله ضرغامی، از دست اندرکاران برنامه «هفت» و همفکران آنان برای مناظره با نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما دعوت کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">متن نامه بدین شرح است:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>جناب آقای مهندس ضرغامی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">همانطور که حتما مستحضر هستید، دو سال پیش با پیگیری جناب آقای جیرانی و البته چراغ سبز جنابعالی، برنامه‌ی سینمایی «هفت» به عنوان مهم‌ترین تریبون سینمایی کشور آغاز به کار نمود. برنامه‌ای که آغاز به کار آن با استقبال اهالی هنر و رسانه توام شد و تقریباً تمام طیف‌های فکری آن را اقدام و تدبیری صحیح در جهت پرداخت به موضوع فوق‌العاده استراتژیک و حیاتی «جایگاه سینما در نظام جمهوری اسلامی» ارزیابی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتی‌ترین تریبون سینمایی نظام می‌شنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند ساله‌ای است که در ضد حکومتی‌ترین رسانه‌ها هم با این صراحت گقته نمی‌شود. می‌پرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عده‌ای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! نشنیدید که در برنامه‌ی هفت، گفتمان «اسکار پرستی» و «حمام آفتاب گرفتن زیر نخل طلا» کنداکتور تلویزیون حکومتی را پر کرده است؟ ندیدید که برخورد آقای جیرانی در مواجه با کارگردانان انقلابی چقدر با مواجهه‌ی ایشان با هم‌فکرانش همچون سیروس الوند و داریوش مهرجویی متفاوت است؟ ادبیات «سیب و سلما نفروخت، پس متدینین کجایند؟» را چطور؟ راستی چرا آقای مجری، «قلاده‌های طلا» و پرفروش شدن آن را نشان پررنگ بودن یک دیدگاه و طبقه در جامعه نمی‌گیرد؟ نکند آن هم از نظر ایشان تنها یک فیلم جاسوسی و قهرمان محور است؟ اصلاً مجری یک برنامه‌ی سینمایی مگر می‌تواند در باب اکثریت یا اقلیت بودن برخی طبقات اجتماعی و تضعیف عامل مذهب و سنت در جامعه نظر صائبی داشته باشد؟ آیا در این زمینه‌ها کارشناسان خبره‌ای وجود ندارد؟</p>
<p style="text-align: justify;">راستی چطور به گوشتان نمی‌رسانند که در همین برنامه‌ی «هفت» و در ویژه برنامه‌ی سینمای دفاع مقدس، سوال سرتاپا غلط «چرا سینمای دفاع مقدس دیگر مخاطب ندارد؟» سر داده می‌شود و جالب آنکه وقتی «اخراجی‌ها»، «عقاب‌ها» و «کانی‌مانگا» را برایشان مثال می‌زنی، می‌گویند این پرفروش‌ها که دفاع مقدس نبودند! فیلم‌هایی بودند با مایه‌های انتقادی و قهرمان پروری! اصلاً چرا مجری برنامه‌ی «هفت» این همه در باب ناکام بودن سینمای دفاع مقدس اصرار دارد؟</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! هنگامی که آقای جیرانی در برنامه‌ی اخیر «هفت» (مورخ۸/۲/۹۱)، جنبش نود و نه درصدی را ساخته و پرداخته‌ی رسانه‌های داخلی عنوان کرد و آن را به سخره گرفت، چه احساسی داشتید؟ مگر نه اینکه چنین گزاره‌ای به معنای دروغ‌گو بودن و دروغ‌ساز بودن رسانه‌ی ملی است؟‌ راستی این رسم کدامین رسانه‌ایست که خود خویشتن را به دروغ‌گویی متهم می‌کند؟ نکند این هم از دیگر معجزات مدیریت شما در اداره‌ی رسانه‌ی ملی است؟</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! چگونه است که دو هفته پس از حضور آقای دکتر کوشکی در برنامه‌ی «هفت» (مورخ ۲۵/۱/۹۱) و بازگویی بخشی از انتقادات طیف ارزشی به این سینما، آقای جیرانی در غیاب او، جواب ایشان را می‌دهد؟ مگر نه اینکه آقای جیرانی در همان جلسه‌ی مناظره بین دکتر کوشکی و علی معلم حضور داشته و می‌توانسته پاسخ‌گوی انتقادات ایشان باشد؟ نکند گزندگی برخی از این انتقادات، آن قدر بر آقای جیرانی و همفکرانشان در اتاق فکر ناشناخته‌ی این برنامه سخت آمده و موجب هراس شده است که با گذشت دو هفته، همچنان تلاش می‌کنند تا از اثرات آن بکاهند. راستی! به نظر شما پاسخ دادن به انتقادات یک فرد و یک جریان در غیاب او، اخلاقی است؟ چگونه است که وقتی یک نفر از جریان ارزشی در برنامه‌ی «هفت» حضور پیدا می‌کند، مجری برنامه بی‌طرفی‌اش را فراموش کرده و با بی‌پرواترین لحن به انتقاد از او می‌پردازد؟ آیا مشی آقای جیرانی در قبال دیگران نیز به همین شکل است؟</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! حقیقت آن است که جریان ارزشی منتقد به سینما در پاسخ اظهارات آقای جیرانی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این جریان برای گفتمان «آرمان شما با واقعیت جامعه متفاوت است» جواب دارد. برای سوال «سینمای ایران چرا مخاطب ندارد؟» پاسخ‌گوست. برای نظریه‌ی غلط «مشکل این سینما ممیزی است» مثال‌های نقض زیادی در آستین دارد… اما مسئله اینجاست که آیا مجالی عادلانه برای پاسخ‌گویی ما در برنامه‌ی «هفت» در حضور نماینده‌ی جریان‌های دیگر فراهم می‌شود؟</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! آنچه که ما در برنامه‌ی «هفت» دو هفته پیش دیدیم، نمونه‌ای امیدوارکننده از یک دیالوگ بین دو جریان با عقاید مختلف بود که قطعاً می‌توانست به این سینما کمک کند؛ گرچه عملاً مناظره‌ای بین دو نفر در برابر یک نفر بود و مجری برنامه همه کار می‌کرد الا مجری‌گری یک مناظره که قاعدتاً اولین اصل آن بی‌طرفی است؛ چنان‌که آقای جیرانی در همان ابتدای برنامه، دکتر کوشکی و همفکران ایشان را به «ژدانوف» در حکومت استالین تشبیه نمود. اما با همه‌ی این احوالات، ما به همین حداقل هم راضی بودیم. لکن، برنامه‌ی هفته‌ گذشته نمونه‌ای از بی‌ظرفیتی جریان روشنفکری در قبال انتقادات جریان ارزشی و مصداق بارز یک بی‌اخلاقی رسانه‌ای بود.</p>
<p style="text-align: justify;">آقای ضرغامی! از آنجا که فرجام این بحث در باب سینمای ایران را همچنان ناتمام می‌دانیم و انتظار داریم در قبال بی‌اخلاقی صورت گرفته، وقتی برای پاسخ‌گویی نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما برای پاسخ‌گویی به شبهات ایجاد شده و تنویر افکار عمومی فراهم شود، از دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت»، آقای جیرانی و همفکرانشان دعوت به مناظره می‌کنیم تا در فضایی عادلانه، نمایندگان این دو جریان نظرات خود را در باب اوضاع سینما برای مردم شرح داده و وجدان‌های آگاه خود در این موضوع قضاوت کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">به همین منظور آقایان «مجید شاه حسینی» و «وحید جلیلی» به عنوان نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما، برای مناظره با نماینده‌ی جریانات دیگر در یک ویژه برنامه‌ی مستقل پیشنهاد می‌شوند. امید است که رسانه‌ی ملی با عملکرد صحیح خویش ثابت نماید که علاقه‌مند به تبیین شایسته‌ی اوضاع و مشکلات سینمای ایران و نیز جامه عمل پوشاندن به مطالبه‌ی مقام معظم رهبری در باب کرسی‌های آزاد اندیشی است و در این باره، حاضر به جانب‌داری از یک جریان خاص نیست. بدیهی است که رد پیشنهاد مناظره، افکار عمومی را به نتایجی قابل پیش‌بینی در قبال میزان صداقت دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت» و مسئولین سیمای جمهوری اسلامی خواهد رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">والسلام.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سایت‌ها و خبرگزاری‌های:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نسیم‌آنلاین</p>
<p style="text-align: justify;">رجانیوز</p>
<p style="text-align: justify;">مشرق‌نیوز</p>
<p style="text-align: justify;">تریبون مستضعفین</p>
<p style="text-align: justify;">شبکه خبر دانشجو</p>
<p style="text-align: justify;">آوینی فیلم</p>
<p style="text-align: justify;">خبرنامه دانشجویان</p>
<p style="text-align: justify;">۵۹۸</p>
<p style="text-align: justify;">برهان</p>
<p style="text-align: justify;">مطالبه</p>
<p style="text-align: justify;">جوان‌آنلاین</p>
<p style="text-align: justify;">جهان‌نیوز</p>
<p style="text-align: justify;">الف</p>
<p style="text-align: justify;">اسلام مووی</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>و همچنین</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ماهنامه سینما رسانه</p>
<p style="text-align: justify;">ماهنامه راه</p>
<p style="text-align: justify;">ماهنامه زمانه</p>
<p style="text-align: justify;">روزنامه جوان</p>
<p style="text-align: justify;">هفته‌نامه‌ یالثارات</p>
<p style="text-align: justify;">هفته‌نامه ۹دی</p>
<p style="text-align: justify;">مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب</p>
<p style="text-align: justify;">دبیرخانه جایزه سینمایی انقلاب اسلامی</p>
<p style="text-align: justify;">دبیرخانه دائمی جشنواره مردمی فیلم عمار</p>
<p style="text-align: justify;">گروه فرهنگ و ادب پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4461/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ای قبر پنهان تو در قلب همه</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4437</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4437#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 07:24:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4437</guid>
		<description><![CDATA[در این مراسمی که میثم مطیعی در حضور رهبر معظم انقلاب مدیحه‌سرایی  می کند بیشترمتن اشعار خوانده شده وی از اشعار شاعر جوان و انقلابی فسایی محمد مهدی سیار است ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری دخت گرامی پیامبر اسلام، حضرت صدیقه کبری سلام‌الله علیها، اولین شب از مراسم عزاداری و سوگواری بانوی عصمت و طهارت، با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در <a href="http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=19448">حسینیه امام خمینی </a>رحمه‌الله برگزار شد.</p>
<div style="text-align: justify;">در این مراسم آقای میثم مطیعی مدیحه‌سرایی کرد که بیشترمتن اشعار خوانده شده وی از اشعار شاعر جوان و انقلابی فسایی محمد مهدی سیار است به شرح زیر منتشر می‌شود:</div>
<p>ای قبر پنهان تو در قلب همه، امّ أبیها امّ أبیها<br />
دل مثل پهلویت شکسته فاطمه، امّ أبیها امّ أبیها</p>
<p>ای اشک تو همراه امواج فرات ای همدم غم<br />
تا کی رسد بر جان فرزندان تو غم‌های عالم</p>
<p>شفیعه‌ی ما دعایمان کن<br />
به مهر خود آشنایمان کن<br />
از این غریبی رهایمان کن<br />
از این غریبی رهایمان کن</p>
<p>بر زمین خون محبان شما<br />
ذکر ما شد کلّ ارضٍ کربلا</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>قرار بود که عمری قرار هم باشیم<br />
که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم</p>
<p>اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز<br />
من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم</p>
<p>اگر تمام جهان دشمنی کند با ما<br />
من و تو یار هم و جان‌نثار هم باشیم</p>
<p>کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم<br />
غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم</p>
<p>در این دیار اگر خشکسالی آمده است<br />
خوشا من و تو که ابر بهار هم باشیم</p>
<p>نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار<br />
مگر قرار نشد رازدار هم باشیم</p>
<p>نگفتی‌ام ز چه رو رو گرفته‌ای از من<br />
مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم</p>
<p>به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید<br />
نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم</p>
<p>شکسته است دلم مثل پهلویت آری<br />
شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>تو و اشک و تو و این درد جانکاه<br />
من و آه و من و آه و من و آه<br />
سیاهی می‌رود چشمم خدایا<br />
که مانده جای سیلی بر رخ ماه</p>
<p>شده خیره چشمم بر در<br />
رد خون مانده آن سوتر<br />
چه کند با این غم حیدر</p>
<p>همین‌جا سوره‌ی کوثر زمین افتاد<br />
تمام هستی حیدر زمین افتاد</p>
<p>آه واویلا واویلا واویلا<br />
آه واویلا واویلا واویلا</p>
<p>***<br />
تو و صبر و غم و رنج نگفته<br />
من و بی‌تابی و بغض شکفته<br />
من و یک آسمان آه جگرسوز<br />
تو و یک پیرهن زخم نهفته</p>
<p>دمی ای همرازم بنگر<br />
که نوای زینب یک‌سر<br />
شده مادر مادر مادر</p>
<p>حسن آن گوشه می‌گرید غریبانه<br />
از این غصه که بی مادر شود خانه</p>
<p>آه واویلا واویلا واویلا<br />
آه واویلا واویلا واویلا</p>
<p>***<br />
نمی‌پرسی ز رنج بی‌حسابم<br />
ز فکر بی تو بودن در عذابم<br />
پس از تو من امیری بی‌سپاهم<br />
پس از تو من سلامی بی جوابم</p>
<p>شده این دل بیت‌الاحزان<br />
زده این غم آتش بر جان<br />
من و این چشمان گریان</p>
<p>خداحافظ گل پیغمبر خاتم<br />
خداحافظ علی ماند و غم عالم</p>
<p>آه واویلا واویلا واویلا<br />
آه واویلا واویلا واویلا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4437/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مراسم تشیع نمادین حضرت زهرا(سلام الله علیها)</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4372</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4372#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Apr 2012 06:27:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4372</guid>
		<description><![CDATA[این مراسم که طی چند سال گذشته به همت تعدادی هیات و جمعی از محافل مذهبی در شهرستان فسا اجرا می شود با استقبال خوب مردم روبرو شده است. از همین رو هر ساله با کیفیت بهتر برگزار می گردد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">به گزارش سلام فسا همزمان با روز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مراسم بزرگ تشیع جنازه نمادین آن حضرت در فسا اجرا می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">این مراسم که طی چند سال گذشته به همت تعدادی هیات و جمعی از محافل مذهبی در شهرستان فسا اجرا می شود با استقبال خوب مردم روبرو شده است. از همین رو هر ساله با کیفیت بهتر برگزار می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">این مراسم که <strong>همراه با نماز مغرب و عشاء امروز چهار شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱</strong> برگزار خواهد شد با مراسم عزاداری و سینه زنی همراه خواهد بود . تشیع جنازه نمادین حضرت از مصلی نماز جمعه به طرف تپه شهدای گمنام برگزار می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4372/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعر انقلاب ابهت پوشالی شعر روشنفکری را شکست/ جایزه کتاب سال را صله اهل بیت(ع) می دانم</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4343</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4343#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 13:37:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار بخش ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشخوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4343</guid>
		<description><![CDATA[آقای محمد حسین بهرامیان که شاعر شناخته‌ شده‌ای هستند، آن موقع در فسا جلسه داشتند و ما از زاهدشهر به فسا می‌رفتیم و در آن جلسات هم شرکت می‌کردیم. یک جمع هفت هشت نفره خیلی جدی بودیم که برای خودمان نشریه ادبی چاپ می‌کردیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">«شاعر نمود وصف تو صد فیلسوف را»، این مصرع بخشی از شعر معروفی است که سیار در رثای ثامن الحجج(ع)سروده است و گویا خودش یکی از نمونه های حی و حاضر این تحول است. شاعر جوانی که کارشناسی ارشد فلسفه را در دانشگاه امام صادق(ع) خوانده است و این روزها دانشجوی دکترای فلسفه در دانشگاه تربیت مدرس است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55768.jpg" alt="" width="300" height="464" align="left" /></p>
<p style="text-align: justify;">جایی که مصاحبه ما هم در آنجا برگزار شد. فضای سبز دانشگاه. عصرگاهان یک روز بهاری جان می‌داد برای اینکه بنشینیم و ساعتی درباره شعر و هنر انقلاب صحبت کنیم. پیش خودمان فکر می کردیم سه ماه بعد از دریافت جایزه کتاب سال حتما حرف جدیدی برای زدن نمانده و همه گفتنی ها را در گفتگوهای قبلی اش بیان کرده است؛ اما غافل از آنکه رسانه های جبهه فرهنگی انقلاب آنقدر درگیر انتخابات و&#8230; بوده اند که این افتخار بزرگ کسب شده برای هنر متعهد در حاشیه قرار بگیرد و کسی سراغ سیار نرود!</p>
<p><strong>از چه موقع به شکل جدی به شعر نگاه کردید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">شروع اصلی شاعری و وارد این بازی‌ها شدن در سال سوم راهنمایی یا اول دبیرستان بود. البته قبل از آن می‌فهمیدم که می‌توانم وزن و قافیه را جور کنم، ولی کار جدی نمی‌کردم. وقتی اینکار برایم جدی شد که معلم پرورشی و قرآنمان که هم مداح بود و هم شاعر مرا تشویق کرد. بعد هم با چهار پنج تا از بچه‌های شاعر همشهری‌مان در مساجد، هر هفته جلسه شعر می‌گذاشتیم. جلسات شعرخوانی مرتب داشتیم، شب و روزمان تقریباً با ادبیات سر می‌شد و چنین فضایی را در دبیرستان تجربه کردیم.</p>
<p><strong>این جلسات در مدرسه بود؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نه، در مسجدهای محل بود. یکی دو تا از مسجدهای محل، پاتوقمان بودند. با این‌که تقریباً همه‌مان تازه شروع کرده بودیم ولی جلسات خیلی خوبی از آب در آمد. شاید من ضعیف‌ترین و از آخرین افرادی بودم که به آن جمع پیوستم. حتی در تهران هم جلساتی به این جدیت و پیگیری کمتر دیدم. زادگاه من –زاهدشهر- موقعی که به دنیا آمدم روستا بود و پنج شش ساله بودم که شهر شد.</p>
<p><strong>جلسات را معلمتان می‌گرداند یا خودتان؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آن بنده خدا در کانون‌های آموزش و پرورش بود و ما یک سالی با او ارتباط داشتیم، ولی بعد دیگر خودمان شب شعر برگزار می‌کردیم، جلسه ادبی داشتیم، حتی برای جلسات ادبی به این شهر و آن شهر می‌رفتیم. آقای محمدحسین بهرامیان که شاعر شناخته‌شده‌ای هستند، آن موقع در فسا جلسه داشتند و ما از زاهدشهر به فسا می‌رفتیم و در آن جلسات هم شرکت می‌کردیم. یک جمع هفت هشت نفره خیلی جدی بودیم که برای خودمان نشریه ادبی چاپ می‌کردیم. از آن جمع متأسفانه کسی به صورت جدی ادامه نداد که شناخته شود، ولی هنوز هم ارتباط داریم و اشعار همدیگر را می‌شنویم. آنها درسشان بهتر بود و دکتر و مهندس شدند(با خنده) و به‌طور طبیعی کمی فاصله گرفتند، ولی هنوز اشعارشان و شعرهای سپیدی که می‌گفتند در ذهن من هست. هر کدام هم در زمینه‌ای کار می‌کردند. از نظر فکری متنوع بودیم و همه یک خط و یک جهت نداشتیم.</p>
<p><strong>اولین جایزه رسمی‌ای هم که گرفتید در همان دوران دبیرستان بود؛ سال ۷۹ و در جشنواره شعر دانش‌آموزی. درست است یا قبل از آن هم بود؟ در آن سن و در دوره دبیرستان، برنده شدن در یک جشنواره و جایزه گرفتن، چقدر می‌تواند کمک کند که آدم مصمم‌تر جلو برود و دیگر به شکل تفنن به شعر نگاه نکند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">به هر حال شناخته شدن تحت یک عنوان، آدم را جدی می‌کند. جایزه و جشنواره و این چیزها هم یکی از محمل‌هایی است که به این قضیه کمک می‌کند. در شخص خود من خیلی مؤثر بود. درست است که در آن جلسات به شکل جدی شعر می‌خواندیم و اشعار همدیگر را نقد می‌کردیم، ولی این‌که سطح شعر خودم را در حد یک جشنواره دانش‌آموزی کشوری ببینم، آن جایزه خیلی نقش داشت، درحالی که خیلی هم تفننی در جشنواره دانش‌آموزی شرکت کردم. امور تربیتی با این‌که ضعیف شده بود، باز هم خوب کار می‌کرد. سال‌های ۷۵، ۷۶ بود که تازه وارد دبیرستان شدم، ولی جایزه را سال ۷۹ بردم. جشنواره در یزد برگزار شد، هم آن اردو خیلی تأثیر داشت و هم جایزه.</p>
<p style="text-align: center;"> <img class="aligncenter" style="border-image: initial; margin-top: 4px; margin-bottom: 4px; border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55767.jpg" alt="" width="500" height="360" align="bottom" border="1" hspace="1" vspace="4" /></p>
<p style="text-align: justify;">شعر کاظمی که در مجله ده نمکی چاپ شد مرا تکان داد</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شعری که برنده شد یادتان هست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، توی کتاب «بی‌خوابی عمیق» هست.</p>
<p><strong>کدام شعر است؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">همان که «مالک رسیده است به آن خیمه سیاه» که در سال ۷۸ گفتم. هنوز هم معروف است و دیده‌ام که در سخنرانی‌های سیاسی از آن زیاد استفاده می‌کنند؛ همین‌طور در مقالات.</p>
<p><strong>به مناسبت خاصی این شعر را گفتید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، ولی صلاح نمی‌دانم بگویم. به هر حال اتفاقات سیاسی آن دوران بی‌تأثیر نبود.</p>
<p><strong>۱۸ تیر؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">قبل از آن بود. اتفاقات سیاسی برای شروع این نوع شعر بی‌تأثیر نبود. اسلوب و ردیف و قافیه شعر را هم از شعر آقای کاظمی گرفتم. البته شاید به‌طور ناخودآگاه بوده. ما روزنامه و مجله زیاد می‌خواندیم؛ از جمله نشریه مسعود ده‌نمکی -که یادم نیست جبهه بود یا شلمچه- آن موقع به شهر ما می‌آمد و من پیگیر می‌خواندم. توی صفحه ادبی گهگاه اشعار مرحوم آقای سپهر و قزوه را چاپ می‌کرد. مثلاً شعر «مولا ویلا نداشت» آقای قزوه را آنجا دیدم. کاریکاتورهای آقای بیژنی را آنجا دیدم و این فضای هنری روی من تأثیر داشت، ولی چیزی که یکمرتبه مرا تکان داد این بود که یک بار به‌جای سرمقاله، شعر کاظمی را چاپ کرده بود که «همسایه چشم بد نخورد صاحب زر است/ چون صاحب زر است یقیناً ابوذر است». قبل از آن هم در فضاهای اعتراضی و عدالت شعر گفته بودم، ولی وقتی این شعر را دیدم، چنان از قوت شعر و کلام تکان خوردم که اولین کاری که کردم این بود که در دفترچه‌ کوچکی که همیشه همراهم بود و اشعار، یادداشت‌ها و سوژه‌‌‌هایی را که برای کاریکاتور به ذهنم می‌رسید، می‌نوشتم ـ‌چون آن موقع کاریکاتور را هم پیگیری می‌کردم‌ـ این شعر را کامل نوشتم که همیشه همراهم باشد. حتی قسمتی از آن را هم تضمین کردم. بیت اصلی آقای کاظمی این است: «گفتند لب ببند که با هم برادریم/ من یوسفم که هست که با من برادر است؟» و من این را در شعرم آوردم که: «حتی عقیل طاقت عدلم نداده آه/ من یوسفم که هست که با من برادر است؟» این شعر همان موقع در انجمن‌های زاهدشهر و فسا با استقبال زیادی مواجه شد. البته شعرهای دیگری هم داشتم، از جمله رباعی‌های عاشورایی به نسبت قابل قبول، همین‌طور اشعار سپید، غزل دیگری هم داشتم که در این رتبه تأثیر داشت، با ردیف «کاغذی» که برای من شعر خاطره‌انگیزی است. در این شعر بسیار متأثر از فضای شعر کاظمی و فضای سیاسی آن دوران بودم.</p>
<p><strong>شما بیشتر غزل می‌گویید و بیشتر به این نوع شعر شهرت پیدا کرده‌اید. البته در «بی‌خوابی عمیق» چند شعر سپید هم هست. فکر می‌کنم شما را یک غزلسرای نئوکلاسیک می‌شناسند. نئوکلاسیک یعنی چه و چه شاخصه‌هایی دارد؟ بین کلاسیک و نئوکلاسیک چه مرزی وجود دارد؟ تفاوت فقط در کلمات است و این‌که مثلاً ما کلماتی مثل تلویزیون و اینترنت و&#8230; را به کار ببریم یا مضامین هم عوض شده‌اند، چون غزل را شعر عاشقانه می‌دانند، اما الان در غزل مضامین اعتراضی هم داریم. این نو شدن، تفاوتش در کلمات است یا عوض شدن مضامین هم خوب است؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">هر چه اینجا بگوییم مثال نقض پیدا می‌کند. اگر بگوییم ورود غزل به حوزه اجتماعیات، نوعی ضد ارزش است، حافظ و سعدی و دیگران هم به‌نوعی وارد این مرز می‌شدند. اگر بگوییم حوزه زبان است، صِرفِ تغییر زبانی نیست و می‌بینیم که در محتوا هم تفاوتی هست. به نظرم همه اینها با هم است. آن بیت علی بهمنی خوب این را بازگو کرده که: «جسمم غزل است، اما روحم نیمایی است». به هر حال رنگ و بویی است که نمی‌شود آن را محدود و مرزبندی‌هایش را کامل و دقیق مشخص کرد. فکر می‌کنم در همه این چیزها باید باشد، در زبان هست&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" style="border-image: initial; margin-top: 4px; margin-bottom: 4px; border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55769.jpg" alt="" width="500" height="360" align="bottom" border="1" hspace="1" vspace="4" /></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زبان که ناگزیر است و نمی‌شود با همان زبان و همان کلمات دیروز برای امروز شعر گفت. </strong></p>
<p style="text-align: justify;">در نحوه موسیقی کلمات هم هست، در نحوه محتوا هم همین‌طور. بعد از نیما شاید سیالیتی وارد شعر شده، انسانی که یا تردید دارد و یا دوره تردیدی را پشت سر گذاشته و او را در غزل‌های کهن نمی‌بینیم، در این غزلها هست. همان چیزی که می‌گویند حرکت از سمت قالب محکم قاب‌بندی شده غزل به سمت سپید و نیمایی هم به دلیل تغییر انسان بوده. این تغییر را در این نوع غزل‌ها هم می‌شود دید که اساساً نوع انسانش فرق می‌کند، یعنی آن قطعیت و استحکامی که آدم‌های سنتی داشتند، در این اشعار نمی‌بینیم. ولی همین هم مراحلی را طی کرده و میل به بازگشت به آن قطعیت دوباره در شعر انقلاب پیدا شده است، آن غرور و شکوه دیده می‌شود، ولی معلوم است کسی است که یک بار توسری خورده.</p>
<p><strong>انسانی را که در این غزل‌هاست می‌گویید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، انگار که افتی کرده و تردیدی را پشت سر گذاشته، حتی اگر الان محکم صحبت می‌کند یکچنین سرگذشتی داشته است. برای همین شاید با انسان مدرن هم بهتر می‌تواند همکلام شود و با خیلی از انسان‌های امروز هم نمی‌تواند همکلام بشود، چون انسان‌های امروز جامعه ما اصلاً چنین تجربه‌ای نداشته‌اند، منظورم تجربه مدرن شدن است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img style="margin-left: 1px; margin-right: 1px; border-image: initial; margin-top: 4px; margin-bottom: 4px; border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55771.jpg" alt="" width="330" height="521" align="left" border="1" hspace="1" vspace="4" /></p>
<p style="text-align: justify;">بی توجهی سیاستگذاران به شعر گلایه همیشگی شاعران است</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حالا برویم سراغ کتاب «حق‌السکوت». برندگان کتاب سال را مرور می‌کردم، دیدم کلاً سه چهار دوره ـ‌از دوره پانزدهم به این طرف که آمار آن در اینترنت هست‌ـ کتاب شعر برگزیده شده است که یک بارش قیصر امین‌پور آنهم پس از مرگش بوده است.. چرا برخورد با شعر این‌طوری است؟ چرا در جشنواره‌های ادبی ما به شعر نگاه سختگیرانه‌ای می‌کنند. مثلاً حتی لزوم برگزاری جشنواره شعر جدیداً حس شده و مثلاً جشنواره شعر فجر نسبتاً جوان است، درحالی که سینما همان اول راه افتاد یا جشنواره‌های داستانی بیشتر هستند.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">این همواره گلایه همه شاعران بوده که شعر را آن‌طور که باید جدی نگرفته‌اند. شاید چون شعر هنر کم‌خرجی است و شاعران معمولاً آدم‌های متفاوتی هستند و مثل بقیه هنرمندان ظهور و بروز حجمی ندارند؛ آنها ظهور و بروزی که زمان ببرد و مکان خاصی را اشغال کند، ندارند و در دید ظاهرگرایانه سیاستگذاران فرهنگی هم خود‌به‌خود به حاشیه رانده می‌شوند. یعنی کسی که خودش «آهسته چو پرگار برود»، از بیرون هم همین‌طور می‌شود و کسی که جشنواره‌ها را سیاستگذاری و بودجه‌ها را تقسیم می‌کند، نگاه به باطن و حقیقت نداشته باشد، خودبه‌خود شعر را کنار می‌زند. متأسفانه شعر دچار این مسئله شده است. در مورد هر یک از این مسائل باید جداگانه بحث کرد. مثلاً جایزه کتاب سال بحثش جداست، شعر فجر همین‌طور و کل شعر و سیاستگذاری فرهنگی هم بحثش جداست. مثلاً در باره کتاب سال خیلی شگفت‌انگیز است که در این ۲۰ سالی که آمارش منتشر شده، فقط ۴ تا کتاب شعر برنده شده باشد، درحالی که در همین سال‌ها کتاب‌های مهم و مؤثر زیادی چاپ شده‌اند و خودشان را اثبات کرده‌اند و هم اقبال عمومی پیدا کرده‌اند، هم در میان اهل ادب مورد پسند واقع شده‌اند. معلوم است که به هر حال در جایزه کتاب سال و در نوع داوری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها اشکال وجود داشته است و امسال من تاحدودی متوجه اشکالش شدم. اشکال این بود که داوری و تصمیم‌گیری نهایی در کتاب سال با یک هیئت داوری از رشته‌های مختلف است. اولاً در داوری ابتدایی هم به نظرم باید به خود جامعه ادبی بیشتر رجوع شود، یعنی نوعی همه‌پرسی ادبی ـ‌اگر بتوانند راه بیندازند که الان امکانش هم فراهم هست‌ـ صورت بگیرد، این داوری‌ها آسان‌تر خواهد شد. ثانیاً در داوری نهایی هم ظاهراً از رشته‌های مختلف، آدم‌های دانشگاهی‌ای که ممکن است با فضای شعر بیگانه هم باشند، تصمیم می‌گیرند و حق رأی دارند. حتماً باید در داوری‌های ادبی در این جشنواره‌های عمومی بازنگری شود و کمی خود را به پسند جامعه ادبی نزدیک کند، والا اصلاً جشنواره جدی گرفته نمی‌شود. به نظرم کتاب سال، از امسال محل توجهات و نگاه‌ها شده، چون چند سالی بود که برنده نداشت یا اگر هم داشت خیلی غیر قابل پیشبینی نبود. مثلاً قیصر بعد از مرگش یا منوچهر آتشی در آن سن جایزه گرفتند یا آقای ضیاءالدین ترابی پیشکسوت و سن بالا بود، ولی این‌که امسال کتابی از یک شاعر جوان برنده شده، معلوم است که این راه باز شده و این نگاه دارد تغییر می‌کند و از این به بعد هم همه حساس شده‌اند که سال بعد چه خواهد شد؟</p>
<p><strong>فکر می کنید چه چیزی راه را برای این تغییر نگاه باز کرد؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">چیزی که راه را باز کرد به نظرم کتاب فصل بود. در آنجا داوری‌ها آسانگیرانه‌تر است و خود به خود و به‌طور طبیعی کسی که کتاب فصل را می‌گیرد، در مرحله نهایی به کتاب سال هم راه پیدا می‌کند. برای من این اتفاق افتاد و از این طریق وارد کتاب نهایی سال شدم. البته باید داوری‌ها در کتاب فصل تقویت شود، چون دست برگزارکنندگان در آنجا بازتر و جایزه‌اش کمتر است و می‌توانند داوری را کمی ذوقی‌تر کنند و از حالت سختگیرانه خارج سازند. ولی از سال بعد به نظرم این توقع هست و کسانی که کتاب چاپ می‌کنند، خواهند گفت ما چه چیزمان از این کتاب کمتر است و این‌که چندان کتاب خاصی نیست. از این به بعد باید خیلی دقت کنند و امیدوارم خیر و برکتی برای جامعه ادبی باشد. خوبی قضیه هم این است که جامعه ادبی استقبال کرد و در بازتاب‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای و شاعرانه و بحث‌هایی که می‌شد، من نگاه مثبت اکثر اساتید و بزرگان را به‌رغم این‌که همه می‌دانستند شأن این کتاب خیلی پایین‌تر از بسیاری از کتاب‌هایی است که در این سال‌ها چاپ شده‌اند، می‌دیدم. این سئوال حتماً پیش آمده که چرا این کتاب آری و بقیه کتاب‌ها نه؟ و ممکن بود وازنی و واکنش منفی پیش بیاید، اما اکثر ادبا و اساتید بنده با بزرگواری استقبال کردند و بر این انتخاب و بر این راه صحه گذاشتند و همه هم ابراز امیدواری می‌کنند که در اینجا قطع نشود.</p>
<p><strong>چرا کتاب شعری که جایزه سال را گرفته چندان فروشش تفاوت نمیکند؟ و کلاً چرا کتاب‌های شعر که شاعران آنها جایزه می‌گیرند و شناخته شده هم هستند، فروششان کمتر است، درحالی که مردم ما با شعر مأنوس‌ترند تا با داستان. ولی چرا این اشعار سر سفره مردم نمی‌آید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">به نظرم مشکل دوطرفه یا سه طرفه است. اولاً خود شاعران را نباید بی‌تقصیر دانست، یعنی خود شاعران شاید از زندگی روزمره مردم و از آرمان‌ها و دغدغه‌های آنها فاصله گرفته‌اند. وقتی عمومیت شعر به سمتی برود که شخصی و محفلی و بی‌توجه به زندگی مردم بشود، حتی اگر در این میان شاعری هم پیدا شود که همه اذعان کنند شعر او مردمی است، باز هم چندان توفیق نخواهد داشت. نگاهی که مردم در این چند دهه به شعر پیدا کرده‌اند، مانع مراجعه‌شان به شعرای خوب هم می‌شود و باید چند دهه دیگر بگذرد که این نگاه به مردم و زندگی و به آرمان‌ها دوباره غلبه کند و مردم واقعاً شعر را جدی بگیرند و بگویند اینها دارند حرف ما را می‌زنند. متاسفانه ممکن است در این میان یک‌سری شاعر خوب هم هدر بروند. یعنی شاعرانی فدای تغییر فضای شعر و فدای جلب اعتماد مردم به شعر بشوند تا پس از آن شعر دوباره در فرهنگ ما جای خود را پیدا کند، در سیاستگذاری‌ها و مطالعه مردم ما و دو باره سر سفره ما جای خود را باز کند تا چند ده سال بعد شاعری پیدا شود که محصول این اعتمادسازی را بچیند. متأسفانه مردم کلاً به هنر و ادبیات بی‌اعتماد شده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;"> <img class="aligncenter" style="border-image: initial; margin-top: 4px; margin-bottom: 4px; border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55770.jpg" alt="" width="500" height="360" align="bottom" border="1" hspace="1" vspace="4" /></p>
<p style="text-align: justify;">ضربه‌ای که نگاه‌های روشنفکری به اعتماد مردم به هنر زده، حالا حالاها جبران‌شدنی نیست</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یعنی به نظر شما هنر کلاً مسیرش را از مردم جدا کرده است؟</strong><br />
بله، به نظرم بعد از دهه ۳۰ و ۴۰ به اعتماد مردم به شعر، هنر و ادبیات ضربه وارد شد. مردم می‌گویند نه اینها حرف‌های ما را می‌زنند و نه ما حرف‌های اینها را می‌فهمیم، چرا به سمتشان برویم؟ چرا برای اینها وقت صرف کنیم؟ وقتی که یک شاعر به عنوان یک شاعر بزرگ و غول معرفی می‌شود و بعد مردم می‌روند و شعرش را می‌خوانند و می‌بینند که نمی‌فهمند، از بقیه شاعران یا کل جریان ادبی چه توقعی می‌شود داشت؟ به نظرم در نقاشی و تئاتر و سینمای هنری ما این اتفاق افتاده و در سینما شاید بشود گفت که این فضا دارد کمی شکسته می‌شود. به هر حال ضربه‌ای که نگاه‌های روشنفکری و غرب‌گرایانه به اعتماد مردم به هنر زده، حالا حالاها جبران‌شدنی نیست.</p>
<p><strong>آیا شعر انقلاب دارد در مسیر ترمیم این اعتماد قدم بر می دارد؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">صددرصد. البته در شعر انقلاب هم چندین جریان وجود دارد و هر کدام یک باری را به عهده گرفته‌اند. شاید نقش مرحوم آغاسی را در آشتی دادن مردم با شعر نشود انکار کرد، درحالی که در میان شاعران رسمی و جدی، ایشان جدی گرفته نمی‌شد. شاید نقش هیئت‌های مذهبی را در جلب توجه مردم به شعر نشود انکار کرد، درحالی که خیلی‌ها شاید شعر هیئتی را شعر ندانند، ولی فضای انقلاب و احیای هیئت‌های مذهبی دو باره ابهت پوشالی شعر روشنفکری و ادبیات آن شکلی را دارد می‌شکند. آنها از بحران مخاطب حرف می‌زنند و به‌طور یکطرفه تقصیر را گردن مردم می‌اندازند که اینها هنوز به درک آن سطح از زیبایی‌شناسی که در آثار ما وجود دارد، دست پیدا نکرده‌اند، اما ناگهان چند حرکت بسیجی‌ـ‌فرهنگی، فضا را جوری می‌شکند که شعر کشور چندین سال جلو می‌افتد. درحالی که در بین شاعران جدی چنین چیزی نبوده و همین نشان می‌دهد که ما می‌توانیم مخاطب جدی داشته باشیم. به نظرم این الگوسازی‌ها سرنوشت خوبی خواهد داشت و به سمت و سوی خوبی خواهد رفت.</p>
<p><strong>به غیر از جریان شعر که نقشش را در این عدم اقبال بیان کردید، دیگر چه پارامترهایی نقش دارند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ضعف و تقصیر شاعران را هم از لحاظ زیبایی‌شناسی، هم از لحاظ محتوا و دغدغه گفتم، اشکال در مردم هم هست و نمی‌شود گفت که جامعه هم کاملاً بی‌تقصیر است. وقتی می‌گویم جامعه منظورم آموزش، فرهنگ و رسانه است که باید این حلقه‌ها را به هم وصل کنند. دو تا حلقه نقش زیادی می‌تواند داشته باشد. یکی آموزش است که نگاه مردم را می‌سازد، چون همه به هر حال تحت یک آموزش و پرورش رسمی قرار می‌گیرند و این بخش در شناساندن ادبیات امروز به نسل‌های مختلف خیلی کم گذاشته است و همین‌طور در شناساندن ادبیات کهن. برخی می‌گویند ادبیات امروز مخاطب ندارد، ولی به نظر من ادبیات کهن هم چندان که باید مخاطب ندارد. آموزش و پرورش باید در این راستا تحولی را به خود ببیند. نام‌هایی که بچه‌ها معمولاً در کتاب‌های درسی یا سر کلاس‌ها می‌شنوند، در همان جا در ذهنشان بسته می‌شود. اگر کسی در دوره راهنمایی یا دبیرستان از شعر خوشش آمد، بعدها پیگیری می‌کند و یا اگر از شاعری خوشش آمد، در ذهنش می‌ماند و ممکن است بعدها هم انسی بگیرد، وگرنه خیلی کم پیش می‌آید که به شعر علاقمند شود. ما به معلمان خوب و به‌روز ادبیات نیاز داریم، معلمان پرورشی خوب و به‌روز لازم داریم، کتاب‌های درسی ما باید هر دو سه سال یک بار به‌روز شوند، کتاب‌های کمک درسی‌ای باید به کمک ادبیات بیایند، منظورم متن رسمی درسی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;"> <img src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55774.jpg" alt="" width="320" height="521" align="left" /></p>
<p style="text-align: justify;"> جلسه سالانه آقا با شاعران از برنامه های پر بیننده است</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>و حلقه دیگر که رسانه است.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، حلقه مهم دیگر خود رسانه است. از جمله صدا و سیما. جایگاه شعر در صدا و سیما چقدر است؟ در دوران کهن، خود شعر یک رسانه بوده و به همین دلیل هم این‌قدر مهم تلقی می‌شده است. الان که رسانه‌های دیگر آمده‌اند، نقش و کارآیی شعر را کم کرده‌اند، اما اگر با ادبیات ارتباط وثیقی برقرار نکنند، کم‌کم خودشان پوچ می‌شوند. همیشه این سئوال برای من مطرح است که شعر معاصر واقعاً چقدر در صدا و سیمای ما جایگاه دارد؟ مسئله‌ای که مطرح می‌کنند این است که شعر، کلام است و مخاطب تلویزیونی ندارد و بیشتر یک برنامه رادیویی است. موضوع اینجاست که مخاطب رادیو کمتر و در نتیجه تأثیرگذاری آن هم کمتر است و نمی‌شود این موضوع را انکار کرد. تنها برنامه جدی سیما در زمینه شعر معاصر، دیدار سالانه شعرا با مقام معظم رهبری است که یکی از برنامه‌های پرطرفدار سیماست و خانواده‌ها با لذت پیگیری و تماشا می‌کنند. درست است که حضور آقا در این جمع بسیار مؤثر است، اما آقا سخنرانی‌های دیگری هم دارند، ولی این دیدارشان از جذاب‌ترین و پربیننده‌ترین دیدارهاست و بسیار هم در جریان ادبی کشور مؤثر است، درحالی که این یک دیدار خصوصی با آقا بوده که بعداً رسانه‌ای شده و شاید برنامه‌ریزی خاصی پشت آن نبوده که این دیدار را به یک جریان رسانه‌ای مهم تبدیل کنند. اما همین دیدار تبدیل به تنها برنامه شعر تلویزیون شده و اتفاقاً از پرطرفدارترین برنامه‌ها هم هست. هر چند، چند سالی است مثله‌اش کرده‌اند و پنج دقیقه پنج دقیقه پخش می‌کنند و ممکن است از دست مردم برود، ولی اقبال مردم به این برنامه نشان می‌دهد که اولاً مردم این برنامه را دوست دارند و جذابیت خودش را دارد. ثانیاً نشان می‌دهد که برنامه دیگری در این زمینه نداریم و این برنامه غیر تلویزیونی، شده مهم‌ترین برنامه تلویزیونی در زمینه شعر معاصر. آیا نمی‌شود برای آشنا کردن مخاطب با شعر در صدا و سیما برنامه‌ریزی کرد؟ به نظرم صدا و سیما در این زمینه خیلی بد نقش خود را ایفا کرده است. صدا و سیما بعد از مرگ قیصر امین‌پور هم چندان به او نپرداخت و فقط مجری‌هایی که با شعر او زندگی کرده بودند، بعضاً اسمی از او می‌آوردند. اگر این هم نبود، ما نه مستند خاصی از او دیدیم، نه برنامه دیگری. فقط شنیدم که یک بار مستندی از او را همزمان با بازی رئال بارسلون ـ‌که منِ شاعر هم داشتم آن بازی را می‌دیدم‌ـ پخش کردند و فردای آن روز فهمیدم که یک مستند متوسط ۴۰ دقیقه‌ای از قیصر پخش شده و من اصلاً خبردار هم نشدم. متأسفانه صدا و سیما آن‌طور که شأن و جایگاه شعر در فرهنگ ماست، به شعر نمی‌پردازد و چیزهای راحت‌الحلقومی مثل فوتبال، سریال‌های پیش‌پاافتاده و جُنگ‌های سطحی را نشان می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"> از برندگان کتاب سال، تلویزیون فقط اسم هاشمی و سید حسن خمینی را برد</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پوشش رسانه ای همین جایزه کتاب سال هم چندان جالب نیود.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اگرچه خبر جایزه کتاب سال که شاید بشود گفت مهم‌ترین جایزه فرهنگی سال هم هست، در همان روز در صدر خبرهای صدا و سیما می‌آید و حتی مبلغ آن از جایزه فیلم فجر هم بیشتر است، اما مقایسه کنید رفتاری که تلویزیون با فیلم فجر دارد و رقابت کتاب سال. رقابت کتاب سال یقیناً بنیادی‌تر و فرهنگی‌تر و عمیق‌تر است ـ‌در تمام بخش‌ها اعم از نقد ادبی، شعر، علوم‌ـ اما چقدر به جشنواره فیلم فجر پرداخته شد، چقدر به جایزه کتاب سال؟ خبر کتاب سال در دهه فجر در لابلای اخبار جشنواره فجر گم شد. این در مقایسه با سینما. در مقایسه با سیاست، خبر کتاب سال با این‌که خبر اول بود اما از بین ۱۴ نفر که این جایزه را گرفتند، فقط اسم دو نفر در تمام رسانه‌ها و از جمله صدا و سیما اعلام شد که اینها حائز کتاب سال شدند. آن دو نفر چه کسانی بودند؟ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی.</p>
<p><strong>جداً؟!</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، تلویزیون فقط اسم این دو نفر را آورد. آقای هاشمی گمانم به خاطر کتاب «کلید فهم قرآن» برنده شدند، کتابی که با نظارت ایشان چاپ می‌شود و جالب این‌که خودش هم نیامد جایزه را بگیرد. نه ایشان و نه سید حسن خمینی نیامدند جوایزشان را از احمدی‌نژاد بگیرند، ولی دولت ما اسامی اینها را بزرگ می‌کند که بگوید من دارم به منتقد خودم جایزه می‌دهم، صدا و سیمای ما هم به همین دلیل اسم این دو بزرگوار را می‌آورد. آقای هاشمی به دلیل این کتاب که البته مؤسسه‌ای دارد این کار را می‌کند، ولی اسم ایشان پشت کتاب می‌خورد و کتاب در حقیقت، ایده ایشان است و آقای سید حسن خمینی هم به دلیل کتابی که گفتارهای یکی از مدرسان حوزه علمیه قم است که ایشان پیاده و تنقیح کرده و منابع آن را استخراج کرده و در فرقه‌شناسی، کتاب مهمی شده است، برنده شدند. گمانم به هر حال کتاب محترمی است و همه هم می‌گویند که ایشان خیلی خوب کار کرده، ولی تلویزیون ما فقط اسم همین دو نفر را می‌آورد و اسامی دیگر جایی در رسانه ما پیدا نمی‌کنند. یعنی شعر ما، داستان ما، نقد ادبی ما، فیزیک ما، علوم طبیعی ما هیچ‌کدام نه در اخبار جایگاهی پیدا می‌کنند و نه در برنامه‌های دیگر و این همه غلبه سیاست است بر فرهنگ و ادبیات و جابه‌جا شدن پازلی که جمهوری اسلامی در اصل می‌خواست آن را به هم بریزد. انقلاب می‌خواست که فرهنگ بر سرگرمی غلبه کند، فرهنگ بر سیاست و قدرت چیره شود. ولایت‌فقیه یعنی همین، یعنی غلبه معرفت و این‌که قدرت، ثروت و همه چیز بیاید ذیل معرفت، ولی متأسفانه ظاهراً دارد یک جابه‌جایی‌هایی صورت می‌گیرد و حرکت ضد انقلاب اصلی یعنی همین که سیاست، قدرت و ثروت دو باره بر فرهنگ و معرفت غلبه کند و جریان معکوس بشود. ولایت‌فقیه ضامن این است که این اتفاق نیفتد و معرفت و علم و دانش، مصدر قدرت باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"> حتی رسانه های جبهه فرهنگی انقلاب هم در سیطره سیاست و سرگرمی بودند</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در این مدت رسانه‌های مکتوب جبهه فرهنگی انقلاب هم با شما به عنوان یک بچه حزب‌اللهی که چنین جایزه‌ای را برده، مصاحبه‌ای نکرده‌اند. درست است؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تنها خبرگزاری‌ای که به این موضوع پرداخت و انصافاً خوب هم پرداخت و جای تشکر دارد، خبرگزاری فارس بود. آن هم چون خبرنگار کتاب و ادبیاتش با مؤسسه شهرستان ادب در تماس بود و پیگیری می‌کرد حدود ۱۰، ۱۲ مطلب در این باره کار کرد و با آقای قزوه، آقای کاظمی، آقای مؤدب، آقای محدثی خراسانی و اساتید بزرگوار من گفتگو کرد و نظرشان را پرسید و این بزرگان هم لطف داشتند. البته یک خبرگزاری دانشجویی هم یکی دو بار تماس گرفت و یک مصاحبه مختصر انجام داد. ولی بقیه همچنان در سیطره سیاست و سرگرمی بودند. البته پس از آن ایام انتخابات هم بود و جشنواره فیلم فجر هم در نگاه رسانه‌ای برتری داشت. حتی در رسانه‌های حزب‌اللهی و انقلابی هم که از آنها توقع می‌رفت، به چنین موفقیتی را که برای جبهه فرهنگی به وجود آمده، بپردازند، این کار را نکردند.</p>
<p><strong>فکر می‌کنم علت اصلی این بود که نزدیک انتخابات بود و موضوع گم شد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله، در بهمن این مراسم برگزار شد و تبلیغات انتخاباتی داشت شروع می‌شد. شاید اگر یک شاعر یا نویسنده با حالت اپوزیسیون این جایزه را می‌برد، یقیناً برد رسانه‌ای و خبری بیشتری پیدا می‌کرد، کما این‌که سرِ «خانه شاعران» این اتفاق افتاد که شاعرش در ایام فتنه، بیانیه‌ای را امضا کرده بود و بعد چه سروصدا و امواج مطبوعاتی و رسانه‌ای بزرگی در جبهه ما به خاطر جایزه‌ای که به ما تعلق نگرفته بود، به وجود آمد، ولی در مورد جایزه‌ای که به ما تعلق گرفته بود، آب هم از آب تکان نخورد. این اتفاق هم در نوع خودش جالب بود.</p>
<p><strong>ظاهراً بعضی از غزل‌های کتاب «بی‌خوابی عمیق» را در این کتاب هم آورده‌اید.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله می‌خواستم غزل‌ها یک جا چاپ شوند، علتش این است که بعضی‌ها انتقاد می‌کردند که چرا شعر سپید و غزل را در آن کتاب آورده‌ام، درحالی که من از آن قالب هم خوشم می‌آمد که اشعاری در قالب‌های مختلف شعری در یک کتاب باشد و ان‌شاءالله باز هم این کار را خواهم کرد، ولی می‌خواستم غزل‌هایی که داشتم، یکجا چاپ شوند که این کتاب این هدف را برآورده کرد.</p>
<p><strong>شاید اگر تاریخ شعرها را می‌آوردید، به خواننده شما کمک می‌کرد که نگاهی به جریان شاعری شما و تغییر و تکاملتان در طول این سالها پیدا کند. </strong></p>
<p style="text-align: justify;">به این ترتیب باید اشعار هم به ترتیب زمانی بیایند. دو تا مشکل وجود دارد. یکی این‌که در مورد خیلی‌ها تاریخش یادم نمی‌آمد و ثانیاً شعرها تاریخ ثابت ندارند. مثلاً شاید در طی یکی دو سال، شعری تغییر کرده و بیتی به آن اضافه یا از آن کم شده باشد. من غزل چهار پنج بیتی دارم که تکمیل شدن آن دو سه سال هم طول کشیده است. کند شعر می‌گویم. از طرف دیگر ترتیب اشعار هم به هم می‌خورد. من می‌خواستم با یک ترتیب فرمی‌ـ‌موضوعی پیش برود، نه ترتیب تاریخی و اگر به کتاب دقت کنید، تقریباً یکدست پیش می‌رود.</p>
<p style="text-align: center;"> <img class="aligncenter" style="border-image: initial; margin-top: 4px; margin-bottom: 4px; border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" src="http://www.rajanews.com/Files_Upload/55775.jpg" alt="" width="500" height="360" align="bottom" border="1" hspace="1" vspace="4" /></p>
<p style="text-align: justify;">این جایزه را صله اهل بیت(ع) میدانم</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بله، مثلاً بعضی از اشعار که در مورد ائمه(ع) است کنار هم آمده اند. </strong></p>
<p style="text-align: justify;">می‌خواستم زمان تأثیری نداشته باشد. اگر این اشعار را آورده‌ام، به خاطر این است که کم و بیش مورد تأیید من هستند. گاهی شاعر تاریخ شعر را می‌زند که بگوید این شعر مربوط به خیلی وقت پیش است و اگر اشکالی در آن هست، به پای جوانی و بی‌تجربگی من بگذارید. ممکن است این هم کار به‌جایی باشد، ولی من تا حدودی مسئولیت تمام اشعار چاپ‌شده‌ام را به عهده گرفته‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">می‌خواستم این حرف را در یک جایی بزنم که همان‌طور که اشاره کردید، بعضی از اشعار این کتاب در کتاب قبلی من هم بود، ولی شاید در کتاب قبلی آن‌طور که باید به آن توجه نشد اما اینجا دیده شد و مورد توجه قرار گرفت. به نظرم این قضیه بیش از آن‌که به خود این اشعار ربط داشته باشد، من آن را هدیه و صله‌ای از جانب خاندان پیامبر(ص) می‌دانم، به خاطر اشعار آئینی‌ای که گفته‌ام و در این کتاب شاید تعدادش بیشتر شده باشد و اشعاری که ممکن است اصلاً در کتابی هم نیاید و من هیچ‌وقت آنها را چاپ نکنم. تمرکز من بر اشعاری که برای هیئت‌ها و مجالس اهل‌بیت(ع) سروده میشود بیشتر شده و من دلیل اصلی آن را بیش از آن‌که موفقیت خودم یا این شعرها بدانم، صله‌ای می‌دانم که خاندان پیامبر(ص) به خاطر اشعار دیگری که ممکن است خالصانه‌تر سروده شوند و اسمی هم از من برده نشود و خیلی هم شاید وسواس و کیفیت ادبی‌ای که در این اشعار هست، در آنها نباشد، به من مرحمت کرده‌اند. از یک جهت هم این را از برکات ازدواح می‌دانم، چون کمک مالی خوبی هم بود.</p>
<p><strong>کی ازدواج کردید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خرداد ۹۰٫ همین‌که عقد کردم، این کتاب هم جایزه فصل را برد و موقعی هم که عروسی کردم، جایزه سال را بردم.</p>
<p><strong>انشاءالله صاحب اولاد بشوید، جایزه سوم هم می‌آید! </strong></p>
<p style="text-align: justify;">ان‌شاءالله(با خنده)!</p>
<p><strong>اشاره ای داشتید به شعرهایی که برای مراسمات مذهبی و هیئات می سرایید. به نظر من اینکه یک شاعر نوحه سرا، در یک جایزه ادبی هم برنده میشود و اشعارش از نظر ادبی هم موفقیت حاصل میکند خیلی مهم است. چون برخی اصرار دارند بین شعر ادبی و هیئتی تفاوت قائل شوند و الزاما به شعر هیئت به عنوان یک شعر فاقد امتیازات ادبی نگاه کنند. این مرز که برای شما وجود ندارد؟</strong><br />
طبیعتا نه؛ البته من هم تا قبل از این خیلی روی این بحث تعصب داشتم اما وقتی با اصرارهای آقای میثم مطیعی –مداح اهل بیت(ع)- مشغول نوحه سرایی شدم کاملا این ذهنیت برایم از بین رفت. جالب است که من الان برای نوحه و سینه زنی شعر میگویم.</p>
<p><strong>در پایان اگر حرف نگفته ای مانده بفرمایید و لطفا یکی از اشعاری را که به دلتان نشسته است، قرائت کنید.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">باید دو باره تشکری بکنم از همه اساتیدی که از آنها استفاده کرده‌ام، از آقای تقوایی -همان معلم پرورشی دوره دبیرستانم- گرفته تا آقای بهرامیان و تمام اساتید و دوستانی که در تهران خدمتشان بودم. در تهران هم که در دانشگاه امام صادق(ع) حضور داشتیم و از اساتید علوم انسانی و اسلامی و فلسفه استفاده کردیم. به هر حال همیشه فضای ادبی خوبی در دانشگاه حکمفرما بود و آقایان مؤدب، نظری و دوستان دیگر آنجا بودند و دوستان دیگری در بیرون دانشگاه، از جمله آقای علی داوودی و دوستانی که بعداً اضافه شدند، از جمله آقای عرفان‌پور، آقای مهدی‌نژاد که به هر حال رنگ و بوی شعر همه این دوستان در اشعار من هست و شاید در این کتاب به این دوستان درس پس داده‌ام و جمعی که در دانشگاه امام صادق(ع) شکل گرفت و بعدها در مجلات سوره و راه و مؤسسه شهرستان ادب ادامه پیدا کرد. بسیار محفل‌های تأثیرگذاری بودند و من بسیار از این دوستان آموختم. همه اینها هم کتاب‌هایی دارند که حقیقتاً بیشتر از کتاب من شایستگی کتاب سال شدن را داشتند. کتاب آقای مؤدب از همان اولین کتاب «عاشقانه‌های پسر نوح» تا کتاب‌های اخیر «روضه در تکیه پروتستان‌ها» کتاب‌های مهمی هستند، کتاب «سوءتفاهم» آقای داوودی کتاب مهمی است و همین‌طور کتابی که انتشارات تکا از ایشان چاپ کرده است. امیدوارم که در کتاب‌های سال بعدی به حق خودشان برسند.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: رجا نیوز</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4343/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیشتر مانور سال ۹۰ روی کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» بود</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4336</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4336#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 08:20:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشخوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4336</guid>
		<description><![CDATA[کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» ،جایزه شهید غنی پور را در سطح کشور از آن خود کرد و به عنوان کتاب سال برگزیده شد. این کتاب در عرض حدود ده ماه به چاپ پنجم رسید که با توجه به حجم و قیمت کتاب اتفاق قابل توجهی بود.به رغم اینکه آثار نویسنده ها مثل بچه هایشان هست و انتخاب بین آنها سخت است اما تپه جاویدی(شهید جاویدی) خیلی به دلم چسبید و تعلق خاطر خاصی به آن دارم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align: justify;">به گزارش <strong>سلام فسا</strong> به نقل از شیرازنا اکبر صحرایی نویسنده توانای کشورمان متولد ۱۳۳۹ شیراز است. وی تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی رشته مدیریت ادامه داده و قبل از انقلاب مطالعه را به صورت جدی با داستان‌های محمود حکیمی‏، جلال آل احمد‏ و آثار کلاسیک جهان آغاز کرد و نویسندگی‌اش را مدیون جنگ می‌داند. وی با پایان جنگ با نوشتن خاطرات خود و دوستانش نویسندگی را به صورت حرفه‌ای تجربه کرد. خاطرات و بعدها داستان‌های او در مجله‌ی تخصصی کمان، روزنامه‌ی ایران ،ماهنامه‌ی عصر پنج شنبه، خبر جنوب‏، عصر و … به چاپ رسیده است و اولین کتاب وی مجموعه داستان جنگ به نام «کانال مهتاب» بود که در سال ١٣٧٨ به چاپ رسید. یک سال بعد از انتشار این کتاب، مجموعه داستان «هزار و نه» را منتشر کرده و کتاب بعدیش نیز مجموعه داستانی با عنوان «خمپاره خواب آلود» بود که موضوعی طنز داشته و در سال ١٣٨٢ به چاپ رسید و مورد استقبال علاقمندان ادبیات قرار گرفت. همچنین این کتاب جایزه پنجمین جشن فرهنگ فارس را به خود اختصاص داد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یشتر مانور سال ۹۰ روی کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» بود</strong><br />
اکبر صحرایی در مورد پرونده‌ی هنری خود در سال ۹۰ وی می‌گوید: بیشتر مانور سال نود روی کتاب «تپه جاویدی و راز اشلو» بود که جایزه شهید غنی پور را در سطح کشور از آن خود کرد و به عنوان کتاب سال برگزیده شد. این کتاب در عرض حدود ده ماه به چاپ پنجم رسید که با توجه به حجم و قیمت کتاب اتفاق قابل توجهی بود. این کتاب روایتی داستانی از زندگی شهید مرتضی جاویدی، فرمانده گردان فجر است که در ۵۱۲ صفحه به چاپ رسیده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کتاب «حافظ هفت» هر ۴۵ روز یک چاپ خورد</strong><br />
کتاب « افظ هفت» هم که سفرنامه داستانی امام خامنه ای به استان فارس بود، با آن حجم و قیمت تقریبا هر۴۵روز یک چاپ خورد و در نوع خود منحصر به فرد بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کتاب «میشد آن شب نکشمش» بی‌سر و صدا و مهجور جاپ شد</strong><br />
کتاب «میشد آن شب نکشمش» نیز یک مجموعه داستان بیست قصه ای دفاع مقدس است که سال نود توسط انتشارات پالیزان بی سرو صدا و مهجور به چاپ رسید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مجموعه سه چلدی «دار و دسته دارعلی» در راه است</strong><br />
در ادامه‌ی گفتگو صحرایی از آثاری که در سال جدید روانه بازار کتاب خواهد کرد خبر داد و گفت: در سه سال اخیر درگیر مجموعه ای سه جلدی با موضوع دفاع مقدس بودم که با تغییر نامهای متعدد بالاخره تصمیم گرفتیم نام مجموعه را «دار و دسته دارعلی» بگذاریم. هر یک از کتابهای این مجموعه اسم خاص خود را دارد. نام جلد اول این مجموعه « آمبولانس شتری» ، جلد دوم «گردان بلدرچین ها» و جلد سوم «برانکارد دربستی» است. این مجموعه دو وجهی است و هر کتاب پیام خود را مستقلا به مخاطب می رساند. اما مخاطب با خواندن هر سه جلد لایه دومی از وقایع به دست می آورد. این مجموعه برای مراحل ابتدایی چاپ به نشر سوره مهر سپرده شده است وان شاالله در سال جدید به چاپ خواهد رسید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۸۰ صفحه از کتاب «زندگی‌نامه امام صادق (ع)» را تاکنون نوشته‌ام</strong><br />
همچنین به سفارش سوره مهر قرار است برای اولین بار زندگی نامه داستانی چهارده معصوم برای مخاطب نوجوان و رده های سنی بالاتر کار شود.<br />
این مجموعه چهارده جلدی است و هر جلد در ۱۵۰ صفحه نگاشته می شود. هر نویسنده روی زندگینامه یکی از معصومین کار می کند. بنده نیز درحال کارکردن روی زندگی نامه امام صادق (ع) هستم و تا کنون ۸۰ صفحه از آن را نگاشته ام. این اثر نیز در سال جاری چاپ می شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نگارش «زندگی نامه داستانی شهید حسن حق نگهدار» را شروع کرده‌ام</strong><br />
علاوه بر آن با کنگره سرداران فارس در خصوص زندگی نامه داستانی شهید حسن حق نگهدار قرارداد دارم. این شهید بزرگوار فرمانده گردان بوده و شخصیت طنازی داشته است. به دلیل ویژگی های شخصیتی خاص شهید این کار را شروع کردم که ان شاالله امسال به چاپ می رسد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>همراهی بنده با کاروان‌های راهیان نور  برای شارژ روحیه بود</strong><br />
وی در خصوص سفر خود در فروردین ماه سال جاری با کاروان های دانش آموزی که جهت گذراندن درس آمادگی دفاعی در قالب کاروان های راهیان نور عازم مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس بودند، خاطر نشان کرد: همراهی بنده با این کاروان ها اتفاقی بود، به پیشنهاد یکی از رفقا به عنوان راوی با این کاروان ها همراه شدم و نقش نویسندگی را کنار گذاشتم تا بتوانم الهام بگیرم. طبیعتا پس از مدتی نوشتن، نیاز به شارژ داشتم. به رغم اینکه خودم در جنگ حضور داشتم اما ریز خیلی از وقایع را نمی دانستم. حضور در این کاروان ها برای اطلاع دقیق از وقایع بسیارمفید بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کتاب‌های پیشنهادی اکبر صحرایی برای دانش‌آموزان</strong><br />
وی در پاسخ به اینکه در بین آثار خود کدام یک را به دانش آموزان توصیه می کنید، ابراز داشت: همه کارهای من نثر ساده و روانی دارد البته سه اثر از آثارم به نام «شمشاد آرزو» و « کاش کمی بزرگتر بودم» و «معمای کانال ماهی» مخصوص رده سنی نوجوانان است. مطالعه «خمپاره های خواب آلود» و « آنا هنوز هم می خندد» را نیز به دانش آموزان اهل مطالعه پیشنهاد می کنم و در مرحله بعد هم «تپه جاویدی و راز اشلو» و «حافظ هفت» را می توانند شروع کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">به رغم اینکه آثار نویسنده ها مثل بچه هایشان هست و انتخاب بین آنها سخت است اما تپه جاویدی خیلی به دلم چسبید و تعلق خاطر خاصی به آن دارم.</p>
<p style="text-align: justify;">آثار نویسنده معاصر اکبر صحرایی می توانید از جبهه کتاب تهیه کنید.فسا.میدان پلیس.پاساژ گل خندان.فروشگاه جبهه کتاب ۲۲۱۵۸۶۶</p>
<p style="text-align: justify;">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4336/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خدا هم به این حساسیت قیصر احترام گذاشته است</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4324</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4324#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Apr 2012 15:52:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4324</guid>
		<description><![CDATA[قدر خاطره می‌توانم داشته باشم از قیصر که سرجمع چهار بار بیشتر ندیدمش: شب شعر یلدای دانشگاه تهران که «بفرمائید فروردین شود...» را خواند؛ جلسه دفاعیه «علی‌محمد مودب» در دانشگاه امام صادق (ع) . . .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>چقدر خاطره دارم از قیصر!</strong></p>
<p style="text-align: justify;">۱- چقدر خاطره می‌توانم داشته باشم از قیصر که سرجمع چهار بار بیشتر ندیدمش: شب شعر یلدای دانشگاه تهران که «بفرمائید فروردین شود&#8230;» را خواند؛ جلسه دفاعیه «علی‌محمد مودب» در دانشگاه امام صادق (ع) که موضوعش «یاد مرگ در نهج البلاغه و آثار سعدی» بود و او استاد مشاور بود و «دستور زبان عشق» را خواند؛ راهروی خانه شاعران که فقط سلام کردم و جواب داد و آزرده خاطر بود از عکسی که از او به تابلو زده بودند و در آن خیلی شکسته به نظر می‌رسید؛ و بعد از ظهر دوم اردیبهشت هشتاد و چهار&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">۲- چه قدر خاطره دارم از قیصر!&#8230; مهمترین خوش اقبالی یک نوجوان سیزده ساله که تازه دارد وزن و قافیه را کشف می‌کند، شاید این باشد که معلم پرورشی‌اش در جلسه پنج نفره انجمن ادبی‌شان، این بیت را برای نشان دادن «تجانس واژگان» مثال بزند:</p>
<p style="text-align: justify;">شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید</p>
<p style="text-align: justify;">مگر مساحت رنج مرا حساب کنید</p>
<p style="text-align: justify;">«تنفس صبح» را بی درنگ در کتابخانه پیدا کردم و دیدم دستگاه تنفسی‌ام با این حال و هوا سازگار است. حالا طرح جلد تیره آن کتاب نازک که تا بازش می‌کردی آیه «والصبح اذا تنفس» می‌آمد از روشن‌ترین تصاویری است که از سالهای نوجوانی‌ام به خاطر دارم&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">چقدر خاطره دارم از قیصر که کلماتش مثل کوچه پس کوچه‌های شهر کوچکمان در ذهنم ته نشین شده‌اند و خواندن بیت‌هایش برایم چیزی است مثل مرور خاطرات خانه پدری!&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">۳-دوم اردیبهشت هشتاد و چهار، آن نوجوان سیزده ساله، بعد از سالها می‌خواست به همراه جماعتی از شاعران جوان به خانه قیصر برود تا چهل و شش سالگی او را تبریک بگوید. تازه وسط راه، من و امید مهدی‌نژاد وجدان درد گرفته بودیم از این که شعری برایش نگفته ایم. در آن فرصت کم چاره‌ای جز چارانه نبود و دو سه تایی هم درست شد: «خورشید دمد هر نفس از لبهایت/ دور است شرار هوس از لبهایت/ پیغمبر روشنی! شنیدن دارد/ والصبح  اذا تنفس از لبهایت» و &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">    آن موقع آپارتمانش رو به روی امامزاده باغ فیض بود. در ورودی ساختمان پلاکاردی نصب شده بود به امضای ساکنان برای تبریک افتخارآفرینی یک ورزشکار ملی ساکن مجتمع. خودش در را باز کرد و خوشامد گفت (اینجا لازم نیست از کلمات خوشرویی و تواضع و &#8230; استفاده کنم چون به قدر کافی گفته‌اند). یک ساعتی فقط اشعار ما را شنید، شعری را بی تشویق و تحسین نگذاشت و گاه نیز تغییر و اصلاحی پیشنهاد می‌کرد. خودش هر چه اصرار کردیم شعری نخواند اما مفصل سخن گفت (شاید بیش از یک ساعت) و حرف‌هایی زد که هنوز از دهان نیفتاده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">   حرف‌هایی که شنیدنشان از کسی که به سخنرانی و مصاحبه پا نمی‌داد غنیمتی بود. او، هم خاطره گفت از شور و شوق اول انقلاب و پا گرفتن حوزه هنر و اندیشه دینی، هم حرف‌های تئوریک زد در باب هنر دینی و تکلیف هنرمند مسلمان در زمانه جدید (که به قول خودش متاسفانه عصر معنویت گریزی و بی ایمانی است) و هم از تجربه‌های شخصی خودش در عینیت بخشیدن به این تئوری‌ها سخن گفت. دلخور بود از کسانی که خرده می‌گیرند بر او که چرا برای امام و انقلاب شعر گفتی، و گفت مگر می‌شد شاعر باشی و دل در گروه زیبایی داشته باشی و در مقابل آن همه زیبایی سکوت کنی؟ و گفت حالا ما شاعرتریم یا شما که فقط زیبایی دختر همسایه‌ شاعرتان می‌کند؟ و گفت ما الحمدالله -مثل بعضی‌ها &#8211; از آن شعرها و حرف‌ها پشیمان نیستیم زیرا آنها را از روی صداقت گفتیم نه به بوی سکه‌ای زرین یا تکه‌ای زمین&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">۴- هدیه آن روز ما به قیصر تابلویی بود از خودش با عکسی که علی داوودی گرفته بود بعد از همان جلسه دفاعیه، و زیرش این بیت خطاطی شده بود: &#8220;دلی سربلند و سری سر به زیر/ از این دست عمری به سر برده‌ایم&#8221; بعدا فهمیدیم از این عکس هم خوشش نیامده است، درست به همان دلیل که از عکس خانه شاعران خوشش نیامده بود،انگار خوش نداشت خودش را پیر و شکسته ببیند؛ و حالا فکر می‌کنم شاید خدا هم به این حساسیت قیصر احترام گذاشته است!</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: <a href="http://mmsayyar.blogfa.com/">چشم-زخم</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4324/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه مجالس عزا و بیان معارف اهل بیت (ع) در فاطمیه دوم</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4290</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4290#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 12:15:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشخوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4290</guid>
		<description><![CDATA[مراسم بزرگ تشیع نمادین حضرت فاطمه زهرا(س)همزمان با شام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س).این مراسم به همت هیات های محفل الشهدا، شهدای گمنام، مسجد امام محمد باقر(ع) و مسجد اباعبدالله (ع) برگزار می گردد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">به گزارش سلام فسا هیئت‌های فرهنگی مذهبی، سخنرانان و مداحان شهرستان فسا همزمان با آغاز ایام عزاداری حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به برگزاری مجالس اقامه عزا و تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام اقدام می‌کنند. برنامه تعدادی از هیات‌های مذهبی در ایام فاطمیه دوم، در ادامه آمده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">مراسم بزرگ تشیع نمادین حضرت فاطمه زهرا(س)</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">همزمان با شام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مراسم تشیع نمادین آن حضرت، برگزار می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">این مراسم به همت هیات های محفل الشهدا، شهدای گمنام، مسجد امام محمد باقر(ع) و مسجد اباعبدالله (ع) برگزار می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">حرکت  ۶ اردیبهشت ماه بعد از نماز مغرب و عشاء، از مصلی امام خمینی(ره) به طرف تپه شهدای گمنام می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>هیات محفل الشهدا</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">سخنرانی آقایان صدیق(امام جمعه ششده)، عاطفت، رحیم زادگان و مداحی مداحان اهل بیت به مناسبت ایّام فاطمیّه (سلام الله علیها) از روز شنبه۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ به مدت ۶ شب بعد از نماز مغرب و عشاء، بلوار شهید مطهری، میدان امام زاده حسن(ع)، گلزار شهدا گلستان دوم برگزار خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">شب آخر شرکت در برنامه بزرگ تشیع نمادین حضرت فاطمه زهرا(س).</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مسجد امام محمد باقر(ع)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">حجج الاسلام و المسلمین ستوده، بهفروزی، امیدی، جاوید  یکشنبه، دوشنبه، سه شنبه، چهار شنبه، پنج شنبه در هیات باقر العلوم علیه السلام  واقع در فاز ۳ مسجد امام محمد باقر(ع) سخنرانی می‌کند.</p>
<div style="text-align: justify;">آرمین حسین زاده در این هیات به ذکر مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها خواهند پرداخت.</div>
<div style="text-align: justify;"></div>
<div style="text-align: justify;">
<div><span style="color: #ff0000;"><strong>مسجد بیت الله</strong></span></div>
<div>
<div>با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین خادم زاده (از قم) و مداحی مداحان روح اللهی نژاد و هاشمی در فاطمیه دوم فاطمی تر شوید.</div>
<div>زمان: از یکشنبه ۳ اردیبهشت الی ۶ اردیبهشت / هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء</div>
<div>مراسم ویژه روز شهادت چهارشنبه ۶/۲ ساعت ۱۰:۳۰ صبح عزاداری ۱۲ سخنرانی</div>
<div></div>
<div><strong><span style="color: #ff0000;">هیات مادر بی نشان</span></strong></div>
<div><span style="color: #333333;">مراسم سخنرانی و سوگواری حضرت فاطمه زهرا(س)  ازیک شنبه ۳ اردیبهشت به مدت ۵ شب برگزار می‌شود.</span></p>
<div><span style="color: #333333;">در این مراسم که از ساعت ۹ شب آغاز می‌شود، به همراه سخنرانی و مداحی می باشد.</span></div>
</div>
<div>مکان خیابان بسیج</div>
</div>
<div></div>
<div> جهت تکمیل لیست مراسمات دهه دوم فاطمیه، نام هیات ،زمان و مکان آن را برای سلام فسا ارسال کنید.</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4290/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

