<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پایگاه خبری تحلیلی سلام فسا &#187; به انتخاب سردبیر</title>
	<atom:link href="http://salamfasa.com/fasa/selecteditor/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://salamfasa.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 15:00:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مثلث نقد ۳ ضلع دارد ولی ما ۲ ضلعش را فراموش کردیم</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4653</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4653#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 18:44:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4653</guid>
		<description><![CDATA[وحید جلیلی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">وحید جلیلی کارشناس امور فرهنگی و عضو قرارگاه عمار در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله باموضوع سینماو رسانه ملی؛ فرصت ها و تهدیدها به سخنرانی پرداخت، که متن کامل آن را در ذیل می‌خوانید:</p>
<p>بحثی را که می‌خواهم در این جلسه، خدمت برادران عرض بکنم، در مورد نقد فرهنگی است. جریان‌های حزب‌اللهی و ارزشی و متدین، در دو دهه اخیر کارهایی کردند و حرف‌هایی زدند. اعتراض‌هایی داشتند و انتقادهایی کردند. کم هم نبوده است.</p>
<p>فراز و فرودهایی داشته، این نشریه را تعطیل کردند، یک نشریه دیگر زدیم. از اینجا اخراج‌مان کردند، رفتیم و در جای دیگری حرف زدیم اما در هر  صورت  حجم  و کمیت فعالیت انتقادی زیاد بوده است.</p>
<p>الآن باید یک برگشتی بکنیم و بببینم که این همه ما انتقاد و اعتراض کردیم، گلایه و درد دل کردیم، چقدر به نتیجه رسیده و چقدر نرسیده است؟ اگر فضای انتقادی ما بهره‌وری کامل نداشته، دلیلش چه بوده است؟ چرا بعضی وقت‌ها نقدهای ما به ثمر ننشسته است. اگر شما لثارات چهارده سال پیش را هم نگاه بکنید، می‌بینید جنس انتقادها و درد دل‌هایی که داشته، از جنس همین‌هایی است که الآن می‌گوید. پانزده سال پیش هم همان را می‌گفته و الآن هم همان را می‌گوید. من در سال شصت و نه یک چیزی  در یک روزنامه ای نوشته بودم، اخیراً نگاه می‌کردم، دیدم الآن هم تقریباً دارم همان حرف‌ها را می‌زنم. ما امروز خیلی حرف عجیب و غریب و بی‌سابقه‌ای را  که مطرح نمی‌کنیم. امروز جریانات نقد ارزشی و حزب‌اللهی، نیازمند یک بازنگری در خودشان هستند. نیازمند نقد رویکردهای انتقادی خودشان هستند و هستیم. بیاییم و نقد خودمان را نقد بکنیم.</p>
<p>چیزی که به نظر حقیر می‌آید، این است که معایب فضای انتقادی ما ناشی از نواقص آن است. یعنی چه؟ یعنی اگر ما نقدی داریم که خیلی ثمر نمی‌دهد و به نتیجه نمی‌رسد,به خاطر این است که ناقص است.</p>
<p>ما نقد را به شکل کامل انجام نمی‌دهیم. چیزی که به ذهن من رسیده تا در این جلسه طرح بکنم، چیزی است که اسمش را مثلث نقد می‌گذارم. ما از مثلث نقد فقط به یک ضلع آن می‌پردازیم و نقد ما فاقد دو ضلع دیگر است. یک دلیلی که این ضلع سوم نمی‌تواند به ثمر برسد و نتایج مورد نظر ما را به اندازه کافی تأمین بکند، برای این است که ما آن دو ضلع دیگر را نداریم.</p>
<p>نقد ما نوعاً چه نقدی است؟ معمولا وقتی یک کاری صورت می‌گیرد که در آن خطاها و اشتباهاتی هست، بعضاً در آن خیانت‌هایی هست و ما از آن برآشفته می‌شویم. غیرت دینی و انقلابی ما اقتضا می‌کند که وارد صحنه بشویم و نسبت به آن فعالیت یا محصولی که تشخیص ما این است که در آن ناهنجاری بروز کرده، واکنش نشان می‌دهیم. می‌گوییم، فلان فیلم بد ساخته شد. فلان مجله مملکت آمده و فلان مقاله ناهنجار را منتشر کرده است. حالا آن ناهنجاری یا اخلاقی است یا سیاسی است یا اعتقادی است. یا هر سه تا است. ما نسبت به آن واکنش نشان می‌دهیم و اعتراض می‌کنیم. چرا فلان تئاتر با آن وضعیت اجرا شده است؟ چرا فلان کتاب داستان با این محتوای ناهنجار منتشر شده است؟ من نمی‌خواهم فعلاً وارد این بحث بشوم که معیارهای ما در همین یک بخش چقدر دقیق و درست است.</p>
<p>اگر بخواهیم وارد بشویم، شاید کار به جاهای باریک هم بکشد؛ بحث‌های خیلی ظریف پیش می‌آید که بعضی وقت‌ها ممکن است اختلاف سلیقه‌های جدی به وجود بیاید، یک نمونه خیلی مشخصش شهید آوینی است؛ دیگر ما که متقی‌تر و معنوی‌تر از شهید آوینی در عرصه هنر انقلاب نداریم.</p>
<p>شهید آوینی بعضاً از آثاری دفاع می‌کرد که بچه حزب‌اللهی‌ها به خاطر دفاع او از این آثار، شدیداً علیه او موضع می‌گرفتند، من یادم هست. آقای آوینی از یک فیلم دفاع کرده بود و بعضی از بچه حزب‌اللهی‌ها با تعابیر خیلی تند از او یاد می‌کردند. حتی بعد از شهادت او، بعضی‌ها را من یادم هست که می‌گفتند، خوب شد شهید شد. عاقبت به خیر شد وگرنه اوضاعش داشت خطرناک می‌شد!!این آوینی بود.</p>
<p>آوینی‌ای که امروز، هیچ کدام ما در خلوص و تقوا و معنویت او شک نداریم، و در تبحر و بصیرت و ولایی بودن او. می‌خواهم بگویم، در همین عرصه نقد، ضلع اول نقد یعنی نقد آثار و فعالیت‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای که در جامعه هست، باید با مبنا وارد شد.</p>
<p>اگر با مبنا وارد نشویم و مبانی درست و دقیق نداشته باشیم، چه بسا دچار اختلاف‌های جدی بشویم. شاید بعضی وقت‌ها اشتباه بکنیم، مثلاً شهید آوینی از فیلم عروس دفاع می‌کرد. نمی‌توانیم به او بگوییم، چون تو از این فیلم دفاع کرده‌ای، پس دین نداری و مشکل داری و &#8230; و&#8230; که این‌ها را به او گفتند، همان زمان منتشر شده است.</p>
<p>روزنامه جمهوری اسلامی یک نامه‌ای خطاب به آقای آوینی نوشت. تیترش این بود:&#8221; آقای سردبیر، به یاد خدا هم هستید؟ &#8220;این کی منتشر شد؟ آقای مسیح مهاجری یک مقاله مفصلی علیه شهید آوینی، در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ کرد؛ کمتر از یک هفته قبل از شهادت او، چرا؟ چون آقای آوینی در مجله سوره خودش شروع کرده بود و داشت در نقد؛ خطی را می‌رفت که اگر کسی سطحی نگاه می‌کرد، اگر کسی عمق نگاه آوینی را نمی‌فهمید، نمی‌توانست تشخیص بدهد که آوینی دارد چه می‌گوید.</p>
<p>پس این ضلع اول؛ در همین بخش نقد هم ما نیازمند این هستیم که معیارهای درست و دقیق داشته باشیم، اگر کسی می‌خواهد دفاع شهید آوینی را از فیلم عروس بفهمد، باید برود و سه جلد آیینه جادو را بخواند، و بعد ببینید که آوینی چقدر حکیمانه، آسیب سینمای ایران را دریافته بود و برای این که سینمای الحادی را بزند، برای این که سینمای ضد مردمی و غربزده را بزند، به یک تشخیصی رسیده بود و می‌گفت، ما از یک نوع سینمای دیگر باید دفاع بکنیم. فعلاً چون بحث ما این نیست، نمی‌خواهیم وارد این مقوله بشویم.</p>
<p>معیارها را از چه کسی بگیریم؟ بهترین شخصی که من سراغ دارم، خود آقا است. آقا خوشبختانه در مباحث هنری خیلی صحبت کرده است. نه تنها مبانی و اصول را گفته بلکه بسیاری از مصادیق را هم ذکر کرده است. متأسفانه بچه حزب‌اللهی‌های ما با تفکر آقا در حوزه فرهنگ و هنر، آشنا نیستند. من این را قاطعانه می‌گویم. یعنی اکثریت بچه حزب‌اللهی‌ها ما، ذهنیت فرهنگی رهبری را بخصوص در حوزه رسانه و هنر، علیرغم این که منابع و متونش هم موجود بوده ولی کسی نرفته است مطالعه بکند. آقا چه نوع سینمایی را می‌پسندد؟ آقا چه نوع ادبیاتی را می‌پسندد؟ چه نوع رمانی را می‌پسندد؟ آقا مفصل حرف زده است. راجع به سینمای آمریکا و اروپا حرف زده است. آقا می‌گوید، یک دوره فیلم‌های چارلی چاپلین را آوردند و برای من نشان دادند. تحلیل من از فیلم‌های چارلی چاپلین این است. آقا می‌گوید، من هزار تا رمان خارجی خوانده‌ام. هزار تا رمان خارجی! شما چند تا بچه حزب‌اللهی پیدا می‌کنید که پنج تا داستان کوتاه ایرانی خوانده باشد؟ اینها نکات مهمی است و ما به آن توجه نمی‌کنیم. واقعیت تفکر رهبری در عرصه فرهنگ و هنر، به جامعه منتقل نشده است.</p>
<p>جامعه که پیشکش، به بچه‌ حزب‌اللهی‌ها هم منتقل نشده است و این خیلی بد است. در شرایطی که شعار ما جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است، با تفکرات رهبری آشنا نباشیم. آقا ده‌ها کتاب را اسم آورده است. ده‌ها فیلم را اسم آورده و راجع به آن حرف زده است. مطلب هم نوشته و خیلی از بچه حزب‌اللهی‌ها اصلاً اینها را ندیده‌اند. در همین دوره رهبری. در دوره ریاست جمهوری، مجموعه صحبت‌های ایشان در مورد هنر، منتشر شده است. در این بیست و چند سال رهبری هم ایشان مفصلاً حرف زده‌اند که باید رفت و اینها را دید و مبانی آنها را در آورد. اگر فرصت کردیم به این بحث برمی‌گردیم. فعلاً می‌خواهم از این عبور بکنم که به ضلع دوم و سوم بپردازم.</p>
<p>حالا  بپردازیم  به ضلع دوم نقد که ما از آن غافل هستیم. پس یک:ما کارهای بد را خوب می‌بینیم. یک کار بدی که در بازار می‌آید، خبرش سریع می‌پیچد. به قول ژورنالیست‌ها که می‌گویند، خبر خوب، خبر بد است. خبر بد خیلی زود فراگیر می‌شود. اینها را زود  می‌بینیم و به همدیگر منتقل می کنیم . ضلع دوم نقد، دیدن آثار خوب است. این هم جزیی از نقد است. نقد دیدن بدی‌ها و خوبی‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌ها در کنار هم است. این نقد است. جریان انتقادی یعنی این. وقتی کار خوبی در آمد، باید ببینیدش! ما در این ضلع به شدت ضعیف هستیم. مثال: انواع و اقسام بولتن‌هایی که در این کشور منتشر می‌شود. انواع و اقسام اس ام اس‌هایی که در این کشور برای من و شما می‌آید.</p>
<p>سیزده آبان امسال، یک گروهی از دوستان حزب‌اللهی، یک گروه بیست سی نفره، بسیج شدند و گفتند برای سیزده آبان به عنوان یک مناسبت جدی انقلاب اسلامی، کار ویژه بکنیم. حدود سیصد تا محصول تولید کردند. فقط برای سیزده آبان. سیصد تا محصول! ده‌ها پوستر. کلی جزوه و کلیپ. کلی چیزهای صوتی که می‌شد در موبایل استفاده کرد و &#8230; و&#8230; سیصد تا محصول! در یک سایتی گذاشتند. الآن هم هست و دوستان می‌توانند بروند و ببینند. سایت ایام. سایت ایام تعریفش این است. فذکرهم بایام الله، برای مناسبت‌های اسلامی و انقلابی  محصول تولید می‌کند و می‌گذارد. اسم خودش را هم نمی‌زند. هر کسی، هر جای کشور هست، در هر روستایی، در هر دانشکده‌ای، در هر اداره و مسجدی که هست، بتواند از آن استفاده بکند.</p>
<p>سیصد تا محصول تولید شده بود و دوستان عزیز رسانه‌ای ما حاضر نبودند حتی خبر این را ضریب بدهند و منتشر کنند. من به یکی از دوستان که امکان رسانه‌ای وسیعی در اختیارش بود، زنگ زدم. گفتم، آقای فلانی، اگر اینها آمده بودند و یک دانه کار بد انجام داده بودند، مثلاً یک پوستر تمسخر انقلاب کشیده بودند، هم خودت خبرش را می‌زدی و هم به صد نفر زنگ می‌زدی که دیدی فلانی هم ریزش کرد. گفتم، این کار را می‌کردی یا نمی‌کردی؟ خندید و گفت، آره. گفتم، حالا سیصد تا کار خوب کرده‌اند و حاضر نیستی، خبرش را بزنی. گفت:&#8221; نه. ما که بدمان نمی‌آید. حالا بفرست تا بزنیم. ما که مخالف نیستیم.&#8221; گفتم، مشکل ما همین است. شما می‌گویید، ما با کار خوب مخالف نیستیم در حالی که تو باید مشتاق کار خوب باشی.باید له له بزنی  برای آثار خوب .و اگر ما می‌گوییم، در عرصه فرهنگ و هنر و اندیشه، در معرض هجوم هستیم، از لس آنجلس تا تهران جلس، دارند هر روز و نو به نو به ما حمله می‌کنند، پس اگر کار خوبی این طرف صورت گرفت،‌ باید قدرش را بیشتر بدانیم. اگر ما در محاصره فرهنگی هستیم، اگر در معرض هجوم فرهنگی هستیم، باید قدر داشته‌های خودمان را خیلی بیشتر بدانیم. باز در این قصه مشکل داریم. یعنی کلی کار خوب تولید می‌شود؛ حتی ما باخبر نمی‌شویم. گاه سال‌ها از آن می‌گذرد و ما باخبر نمی‌شویم.</p>
<p>فلان کتاب خوب، شش سال پیش در آمده و ما نمی‌بینیم. دوستان دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری، یک بار خدمت آقا رسیده بودند. گفته‌ بودند، ما داریم در حوزه دفاع مقدس این قدر کارهای خوب تولید می‌کنیم ولی کسی اینها را نمی‌خرد. کسی اینها را نمی‌بیند. آقا به اینها فرموده بودند، یک روز که من با بچه بسیجی‌ها در حسینیه امام خمینی، ملاقات دارم، شما بیایید و پشت حسینیه بساط بکنید. به من هم بگویید. من در سخنرانی بگویم و تا داغ هستند، به آنها بفروشید. این را چه کسی دارد می‌گوید؟ این را نائب امام زمان دارد می‌گوید. این را به عنوان وظیفه شرعی‌اش دارد می‌گوید. یعنی خودش را در حد بازاریاب کتاب‌های دفاع مقدس، نمی‌گویم پایین می‌آورد، می‌گویم، بالا می‌برد. چون می‌داند، ارزش این کار چی است. این یعنی آدم فرهنگی.</p>
<p>من می‌خواهم سؤال کنم. چرا رفتار فرهنگی ما با آن کسی که مدعی هستیم، حاضریم جانمان را در راهش  بدهیم، این قدر متفاوت است؟ مگر ما نمی‌گوییم، خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست؟آقا می‌گوید، خون نخواستم. من سال هفتاد و یک، هفتاد هشتاد کتاب را اسم آوردم. راجع به هر کدام بین یک پاراگراف تا یک صفحه، مطلب نوشتم. آی بچه بسیجی که می‌خواهی جان خودت را فدای من بکنی، من نوشتم که همه باید این کتاب را بخوانند. نه تنها در ایران، حتی باید ترجمه و در دنیا منتشر بشود. بیست سال از این حرف من گذشته و تو اسم این کتاب را هم نشنیده‌ای.</p>
<p>تو چطور ادعا می‌کنی که پیرو و مطیع من هستی. مگر نمی‌گوییم، مهم‌ترین میدان ما میدان فرهنگ است. مهم‌ترین مشکل ما مشکل فرهنگی است. مگر ما رهبر نداریم؟ مگر ما ول هستیم؟ اگر ما رهبر داریم، اگر ولی فقیه داریم، ولی فقیه دارد جاده را باز می‌کند و می‌گوید، از این راه برو. این کار را بکن. پس :ضلع دوم نقد، کارهای خوب را ببینید. امر به معروف بکنید. فیلم‌های خوب را ببینید. از آنها حمایت کنید. اخیراً یکی از نویسندگان دفاع مقدس را دیدم. گفت، آقا برای من پیغام فرستاده است که فلانی دارم کتابت را می‌خوانم. مثلاً صفحه دویست هستم. وقتی کتاب تمام شد، برای تو یک چیزی می‌نویسم. در همین چند سال اخیر شما نگاه بکنید. کتاب دا، کتاب نورالدین پسر ایران، آقا بیکار است؟ هر کدام از این کتاب‌ها هفتصد صفحه است. مگر من و شما از رهبری فارغ‌تر هستیم؟ فکر می‌کنم بتوانم این ادعا را بکنم. یک مدیر فرهنگی در جمهوری اسلامی نشان بدهید که بیشتر از آقا کتاب بخواند. مشکل ما این است که رهبر هم داریم و اعتنا نمی‌کنیم. دارد راه را هم نشان می‌دهد.</p>
<p>آقا در همین صحبت‌هایش با اهل فرهنگ می‌گوید، بنده و خانواده‌ام معمولاً شب‌ها که می‌خوابیم، کتاب دست‌مان است. وقتی چشمان ما روی هم می‌رود، کتاب از دست ما می‌افتد. این رهبر ما است؟ اگر رهبر ما است، پس ما باید یک سنخیتی با او داشته باشیم.</p>
<p>آقا هر سال شعرای کشور را جمع می‌کند. پیرمرد دو سه ساعت وقت می‌گذارد. برای آقا سه ساعت در یک محفل نشستن، آسان نیست. یکی از دفعاتی که من با دوستان شاعر توفیق پیدا کردم و در آن جلسه بودم. این را به چشم  دیدم. جوان هیجده ساله روستاهای فارس، قبل از جلسه نماز است. نماز مغرب را می‌خوانند و بعد از افطار به جلسه می‌روند. آقا او را دیدند. گفت، آقا من فلانی هستم. اسمش را گفت. هادی فردوسی. آقا شروع کردند از حفظ یکی از رباعیات او را خواندن. او همین جور محو مانده بود. دبیرستانی بود. من بچه هفده هیجده ساله سروستان فارس، چه بسا امام جماعت روستای ما، من را نمی‌شناسد. آقا چه جوری هم من را می‌شناسد و هم شعرم را از حفظ است.</p>
<p>این یعنی چه؟ آقا شعر او را قبلاً در مجله‌ای دیده بود. خوشش آمده بود. دیده بود شعر مایه‌داری است. بچه مستعدی است. از بچه هفده هیجده ساله تا پیرمرد هفتاد هشتاد ساله، شعر می‌خوانند. آقا دو سه ساعت حوصله می‌کند. می‌نشیند و گوش می‌کند. می‌خواهد چکار بکند؟ می‌خواهد وقت گذرانی بکند؟ نه!می‌خواهد به جامعه مؤمنین پیام بدهد. هنرمندان‌تان را، آنهایی که دارند برای اسلام و انقلاب کار می‌کنند، آنهایی که دارند برای فرهنگ دینی جامعه کار می‌کنند، تحویل بگیرید. شأن شما از من رهبر که بالاتر نیست.</p>
<p>آقای امام جمعه، تو بیست سال است داری این جلسه رهبری با شعرا  را  می‌بینی،‌ یک بار شده است که خودت  این کار را بکنی؟آقا سینما حرام است. تئاتر حرام است. موسیقی حرام است. شعر هم حرام است؟ می‌گوییم نظر فقهی تو متفاوت است و به آنها مشکوک هستی. عیبی ندارد. قبول کردیم. شعر که از زمان پیغمبر تا حالا بوده است. این ضلع دوم نقد. باید کارهای خوبی را که تولید می‌شود، تحویل بگیریم. من خدمت شما عرض می‌کنم.</p>
<p>الحمدالله و المنه، انقلاب جوشش‌های هنری خوبی دارد. فقط به دهه اول منحصر نمی‌شود. همین الآن، کلی جوان مستعد پرشور انقلابی داریم که از لحاظ هنری هم مایه‌های هنری خوبی دارند. دارند تولید هم می‌کنند. حتی یکی از برکات ماجرای فتنه، این بود که در بخش‌هایی از هنر انقلاب، تجدید مطلعی به وجود آمد. یک نسل تازه نفسی وارد عرصه شده است.</p>
<p>امروز در گرافیک نگاه بکنید. شما کلی جوان حزب‌ اللهی دارید که در هنر گرافیک ایران، حرف برای گفتند دارند. در کاریکاتور حرف برای گفتن دارند. گاهی اوقات یک کاریکاتور کاری می‌کند که ده تا مقاله نمی‌تواند.</p>
<p>از هنرمندان‌مان دفاع بکنیم. لااقل آنها را بشناسیم. در شعر هم همین طور. در شعر که الحمدالله نسبت به جریانات روشنفکری و ضد انقلاب، خیلی جلوتر هستیم. در سینما هم اینجوری است. ایام سالگرد نه دی، جشنواره‌ای تحت عنوان جشنواره مردمی فیلم عمار، برگزار شد.</p>
<p>اسمش را اینجوری گذاشتند که فقط حزب اللهی‌ها بیایند. جشنواره عمار، جشنواره حزب اللهی‌ها است. سیصد تا اثر از نقاط مختلف کشور آمد. از فیلمنامه،‌ا از انیمیشن، از مستند، از داستانی، از کوتاه و بلند، انواع و اقسام قوالب سینمایی.</p>
<p>با دوستان در هئیت داوران بحث می‌کردیم. آقای طالب زاده بود. آقای طالبی بود. آقای دکتر فیاض و بعضی دوستان دیگر بودند . اینها می‌گفتند، ما همین جوری، تیمنی و تبرکی به خاطر اسم عمار گفتیم، بیاییم و داوری بکنیم اما الآن همه سر شوق آمدیم. چقدر کار خوب دارد می‌‌آید. بچه حزب اللهی در سیرجان، راجع به زدن هواپیمای ایران در خلیج فارس، انیمیشن تولید کرده است. یک فیلم کارتونی جذاب. اگر شما اینها را تحویل نگیرید، یک عده ناامید می‌شوند و انگیزه‌های آنها ریزش پیدا می‌کند. یک عده‌شان هم به آن طرف می‌روند. به جایی می‌روند که خریدار داشته باشند.</p>
<p>این بحثی است که متأسفانه جدی گرفته نمی‌شود. اگر ما دیندار هستیم، باید به ولی فقیه و رهبرمان نگاه بکنیم. رفتار فرهنگی او را اسوه قرار بدهیم. بالاتر از او، خود پیامبر و ائمه معصومین علیه السلام، آن زمان هنر شعر، هنر برتر بوده، شما ببینید که آنها چقدر حمایت می‌کردند. ماجرای دعبل را همه شنیده‌اند. معنوی و مادی معصومین از هنرمند انقلابی حمایت می کردند . یکی از چیزهایی که مانع می‌شود ما از آثار خوب هنری انقلاب، دفاع بکنیم، این است که:&#8221; آقا معلوم نیست اینهایی که توی هنر می‌روند، عاقبت‌شان چی است. ولش کن. از این دفاع نکن&#8230;.&#8221;</p>
<p>من این را با بعضی از آقایان نشسته‌ام و بحث کرده‌ام. از این نوع استدلال‌های غلط گفتند. من در جواب گفتم، حسان بن ثابت کسی است که سابقه‌اش را که نگاه می‌کنید. در دوره جاهلی که اشعار جاهلی می‌گفت.<br />
بعد از پیامبر هم که با امیرالمؤمنین همراهی نکرد. ولی در یک مقطعی در خدمت اسلام بود. او که پیامبر خدا بود، عاقبت این  آدم را به عیان می‌دید. ولی این باعث نمی‌شد که بگوید، چون ممکن است در آینده گناهی بکند، پس امروزش هم از او دفاع نکنیم. از او حمایت نکنیم. شما ببینید که حضرت چه تجلیل‌هایی از حسان بن ثابت می‌کند.</p>
<p>الحق و الانصاف هم در آن مقطعی که اسلام به زبان بّرای هنر نیاز داشت، از شعر و هنر خودش در مقابل دشمنان استفاده می‌کرد. سید حمیری در دوره امام صادق علیه السلام، مشهور بود که سید حمیری اهل یکی از گناهان کبیره  هم هست . ولی موقعی که پای دفاع از مکتب اهل بیت می‌رسید، شجاع‌ترین هنرمندان آن دوره بود. صریح‌ترین حرف‌ها را در قالب هنر خودش خطاب به سلطنت بنی عباس می‌زد.</p>
<p>ببینید که امام صادق چقدر او را حمایت کرد. با این که خیلی آدم متشرع به آن معنا هم نبود. حتی در بعضی از تواریخ هست که پدر و مادرش هم پدر و مادر خوبی نبودند. بعضی‌ها گفتند که پدر و مادرش جزو خوارج بودند. ولی یک عشقی از اهل بیت به دل خودش افتاده بود و مردانه پای این عشق ایستاده بود و از لحاظ هنری هم خیلی آدم قوی‌ای است. هنوز که هنوز است، سید حمیری به عنوان یکی از شعرای مطرح و مشهور تاریخ عرب شناخته می‌شود. می‌خواهم بگویم که ما این نمونه‌ها را داریم ولی اعتنا نمی‌کنیم. باید یک اقبال عامی در شاخه‌های مختلف هنر، فرهنگ و رسانه ما صورت بگیرد. این دو ضلع.</p>
<p>ضلع سومی که باید در هنر و باقی شاخه‌های فرهنگی ما مورد توجه جدی قرار بگیرد، اعتراض به کارهایی است که نمی‌شود. کارهای خوبی که صورت نمی‌گیرد. آن زمانی که آقای خاموشی دستور داد تا ما را از حوزه هنری اخراج کردند. یک عده از دانشجویان جلوی سازمان تبلیغات تظاهرات کردند که چرا تحریریه مجله سوره را اخراج کردید. دلشان هم خوش بود که یک روز به میدان فلسطین رفتیم و آنجا را به هم ریختیم. تحصن کردیم و فلان.</p>
<p>یکی از دوستان به من حرف جالبی زد. گفت، ببین عاقبت ما به کجا رسیده که دانشجویان جلوی سازمان تبلیغات می‌آیند و شروع به اعتراض می‌کنند و می‌گویند، آقا ترا به خدا، این یک دانه مجله را تعطیل نکنید. بگذار این که برای هفت هشت، ده هزار تا بچه حزب‌اللهی دارد منتشر می‌شود، منتشر بشود. در حالی که طرف وظیفه‌اش بوده که صد تا سوره و بهتر از سوره راه بیندازد و مطالبه تو از او باید این بوده باشد. که آن نود و نه تای دیگر کو؟ ولی ما آن قدر عقب نشینی کردیم، عقب نشینی کردیم که ترا خدا این یک دانه را تعطیل نکن. سطح توقع این قدر پایین آمده است.</p>
<p>صرفا اعتراض می کنیم  که آقای ارشاد! چرا این فیلم بد را ساخته‌ای؟ در حالی که باید بپرسیم  این صد تا فیلم را چرا نساخته‌ای؟ چرا ما یک فیلم راجع به شهید رجایی نداریم؟ چرا در بیست سال گذشته دو تا فیلم راجع به انقلاب اسلامی ساخته نشده است؟ در سینمایی که پول قریب به اتفاق فیلم‌ها را یا دولت کامل می‌پردازد یا بخش مهمی‌ از آن را مشارکت می‌کند. سؤالات ما باید این باشد:کارهای خوبی که انجام نمی‌شود.</p>
<p>اخیرا، دوستان حوزه هنری گفته‌اند که ما حاضر نیستیم، ده پانزده تا از فیلم‌های جشنواره فجر را در  سینماهای حوزه هنری نمایش بدهیم. چرا؟ به خاطر این که اینها غیر ارزشی هستند و فلان. یکی نیست از این دوستان سؤال بکند، بزرگترین قرارگاه هنری کشور در دست شما است، بزرگترین پایگاه سینمای انقلاب دست شما است، چرا در سال گذشته شما حتی یک فیلم نساختید؟ در اوج جنگ نرم، اگر تو واقعاً به ارزش‌ها متعهد و ملتزم هستی، باید شبانه روزت در این بگذرد که آن طرف دارند این همه فیلم می‌سازند. این همه شبکه‌های تلویزیونی علیه جمهوری اسلامی راه افتاده است.</p>
<p>تو باید شروع بکنی و علیه او از خودت یک واکنشی نشان بدهی. نه این که بعد از بیست سال بگویی، تولید سینمای حوزه هنری، تعطیل. هیچ کس به اینها گیر نمی‌دهد. کارهای خوبی که نمی‌شود را نمی‌بینیم. وقتی که مدیران فرهنگی ما با چنین نقد معیوبی روبرو می‌شوند یعنی مثلثی که فقط یک ضلع دارد  وضعیت فرهنگی را به جایی که الآن هست، می‌کشانند.</p>
<p>بحثم را جمع بکنم. اگر ما می‌خواهیم در وضعیت فرهنگی کشور، تغییر مثبت و تحول درستی انجام بشود، لازمه‌اش این است که ما جریان نقد خودمان را بازنگری و تکمیل بکنیم. اگر این سه تا در کنار هم بود. من معتقد نیستم که فقط به این دو ضلع دوم بپردازیم. نه خیر. اگر کار بدی هم صورت گرفت، باید به آن انتقاد و اعتراض بشود و .. و.. ولی این سه ضلع باید در کنار هم باشند. اگر اینها در کنار هم بود، جواب می‌دهد. اگر نبود، در همین حدی که تا حالا جواب داده، جواب می‌دهد. بیشتر از این توقع نداشته باشید. الگوها را هم گفتم. بهترین الگو خود آقا است. آقا کسی است که در هر سه ضلع حرف می‌زند. منابع و متونش هم موجود است. بروید و حر‌ف‌های آقا را در حوزه فرهنگ و هنر و مدیریت فرهنگی بخوانید.</p>
<p>اگر تصویری که ما از آقا و تفکر حزب اللهی در عرصه فرهنگ داریم به جامعه می‌دهیم، این باشد که آقا ببین. ما آدم‌های بیسواد بی‌هنر بی‌ظرافت بی‌اطلاعی نیستیم. نه تنها از هنر ایران، ما از هنر جهان مطلع هستیم. ما هزار تا رمان خارجی خوانده‌ایم. وقتی که این آدم بیاید و بگوید که فلان رمان، غلط است، خیلی فرق می‌کند با کسی که در عمرش یک داستان هم نخوانده است. در عمرش از یک اثر هنری هم لذت نبرده است.</p>
<p>این بخواهد شمشیر بکشد و علیه یک اثر هنری حرف بزند. پذیرش جامعه، نسبت به آن نهی خیلی بالاتر خواهد بود. موقعی که ببیند این حرف دارد از یک منبع فرهیخته صادر می‌شود. از یک منبعی که خودش هنرمند است. هنرشناس و هنرپرور است. وقتی که او بگوید، باید این علف هرز را درو کرد، خیلی راحت‌تر پذیرفته می‌شود. و ما باید با رفتار خودمان، چنین تصویری از تفکر فرهنگی حزب اللهی در جامعه ایجاد بکنیم. انشاءالله خدا توفیق بدهد که این اتفاق بیفتد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4653/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در فیلم «قلاده‌های طلا» برای نظام دلسوزی شد</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4331</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4331#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Apr 2012 16:46:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4331</guid>
		<description><![CDATA[حجت الاسلام علیرضا پناهیان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"> شب جمعه گذشته، برای تالار فارابی دانشگاه هنر شب پرخاطره‌ای بود: اهدای جایزۀ ویژۀ شهید جان بزرگی-جایزه ای برای آثار هنری انقلابی &#8211; به کارگردان فیلم قلاده‌های طلا، نقد این فیلم توسط حجت الاسلام علیرضا پناهیان، و رونمایی از تندیس جاویدالاثر احمد متوسلیان توسط دکتر چمران.</p>
<p>عضو هیئت امنای دانشگاه هنر، پس از اکران این فیلم در دانشگاه هنر، در جلسه نقد این فیلم شرکت کرد و خطاب به کسانی که هیچ وقت سینما نمی‌روند، گفت: به کسانی که با سینما قهر هستند و به دلایلی که همه می‌دانیم هیچ وقت به سینما نمی‌روند (که تعداشان هم کم نیست) عرض می‌کنم، اگر این فیلم را ببینید، در واقع یک «فیلم خوب» دیده‌اید. شاید این فیلم باعث آشتیِ بخشی از بدنۀ جامعۀ ما با سینما شود.</p>
<p>حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در مراسم اعطای جایزۀ شهید جانبزرگی به کارگردان فیلم قلاده‌های طلا حضور یافت و طی سخنانی در تقدیر از این فیلم گفت: ما در این فیلم تعلق خاطر فیلمساز به نظام را دیدیم و از این جهت لذت بردیم. در این فیلم، وقتی که مشکلات مطرح می‌شود، سیاهنمایی نمی‌شود و هنگامی که اقتدار نظام نشان داده می‌شود، بدون ترس و با افتخار نشان داده می‌شود.<br />
در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:</p>
<p>فیلم قلاده‌های طلا را باید دید تا انتظار جامعه از سینما افزایش پیدا کند/ در فیلم «قلاده‌های طلا» برای نظام دلسوزی شد</p>
<p>• به کسانی که با سینما قهر هستند و به دلایلی که همه می‌دانیم هیچ وقت به سینما نمی‌روند (که تعداشان هم کم نیست) عرض می‌کنم، اگر این فیلم را ببینید، در واقع یک «فیلم خوب» دیده‌اید.</p>
<p>• فیلم قلاده‌های طلا را باید دید تا انتظار جامعه از سینما افزایش پیدا کند.</p>
<p>• تلقی بنده در مورد فیلم «قلاده‌های طلا» این است که بعد از تماشای فیلم، این احساس در مخاطب ایجاد می‌شود که نظام امنیت دارد و اوضاع کنترل می‌شود. حتی می‌توان گفت که این فیلم، انتظار مردم را از دستگاه‌های امنیتی بالا برد و اگر یک بار دیگر، شلوغی‌هایی پیش بیاید، مردم این احساس را خواهند داشت که دستگاه‌های امنیتی اوضاع را به خوبی کنترل می‌کنند. همچنین این فیلم «سعۀ صدر نظام» را نشان داد. در این فیلم می‌بینیم که مسئولین بر اوضاع مسلط هستند و با دستپاچگی به کنترل اوضاع نمی‌پردازند. می‌توان گفت که در فیلم قلاده‌های طلا برای نظام دلسوزی شد.</p>
<p>در این فیلم تعلق خاطر فیلمساز به نظام را دیدیم/ در فیلم‌های دفاع مقدس چقدر می‌توان ولایت‌مداری را پیدا کرد؟</p>
<p>• ما در این فیلم تعلق خاطر فیلمساز به نظام را دیدیم و از این جهت لذت بردیم. در این فیلم، وقتی که مشکلات مطرح می‌شود، سیاه‌نمایی نمی‌شود و هنگامی که اقتدار نظام نشان داده می‌شود، بدون ترس از برخی شماتتها و با افتخار نشان داده می‌شود و این موجب شده است که این یک فیلم ویژه باشد.</p>
<p>• در بسیاری از فیلم‌هایی که حتی با نام دفاع مقدس ساخته شده، یا تعلق خاطر به نظام دیده نمی‌شود و یا اینکه درک صحیحی از انقلاب ندارند. بسیاری اوقات در فیلم‌های دفاع مقدس می‌بینیم که معانی و مفاهیم دفاع مقدس تقلیل داده شده است. بر اساس آماری که از وصیت‌نامه‌های شهدای دفاع مقدس گرفته شده است، به طور متوسط در هر وصیت‌نامه‌ای چهار مرتبه از امام حسین(ع) و عاشورا سخن گفته شده و به طور متوسط چهار مرتبه نیز از «ولایت فقیه» و لزوم تبعیت از رهبری سخن گفته شده است(ماهنامۀ معرفت/شمارۀ ۶۵) با این وجود، شما در فیلم‌های دفاع مقدس ببینید که چقدر ولایت‌مداری می‌توان پیدا کرد؟ گاهی اوقات حتی در این فیلم‌ها اسلام هم دیده نمی‌شود بلکه فقط اخلاق دیده می‌شود و آن هم از نوع اخلاق سکولارِ منهای معنویت ناب انقلابی.</p>
<p>• بی‌دلیل نیست که در میان بسیاری از فیلم‌ها، توجه ویژه‌ای به فیلم قلاده‌های طلا شده است. مردم ما گوشه و کنایه‌هایی را که در بسیاری از فیلم‌ها نسبت به نظام زده شده است را دیده‌اند، همچنان که در این فیلم، تعلق خاطر به نظام را دیدند. فیلمسازها نیز این موضوع را به خوبی درک می‌کنند و می‌توان نمونه‌هایش را ذکر کرد که اگر فیلمساز دیگری می‌خواست همین فیلم را بسازد مثلاً شاید جای بازیگر دختر و پسر را در آن نقشی که داشتند، عوض می‌کرد.</p>
<p>شاید برای اولین بار در این فیلم «دشمن» به ‌طور جدّی، نشان داده شد/ متأسفانه بعضی‌ها خجالت می‌کشند که در مورد دشمن صحبت کنند</p>
<p>• ویژگی‌ دیگری که می‌توان برای این فیلم برشمرد این است که شاید برای اولین بار در این فیلم «دشمن» به ‌طور جدی دیده شد و نشان داده شد که «ما دشمن داریم». این موضوعی است که حتی در برخی از فیلم‌های دفاع مقدسی نیز دیده نمی‌شود و بعضاً در این فیلم‌ها مسألۀ «دشمن» به شوخی گرفته شده است. معلوم نیست که چه هدفی دنبال می‌شود و آیا می‌خواهند بگویند که ما دشمن نداریم یا اینکه می‌خواهند بگویند باید دشمنی‌ها را کنار بگذاریم؟!</p>
<p>• ما دشمن را در این فیلم دیدیم و نسبت به آن غضب پیدا کردیم. این برای ما یک امر مقدس است و یکی از عناصر حماسه همین است. ما امیدواریم که در فیلم‌های دیگر نیز مسألۀ دشمن به همین روشنی و البته هنرمندانه نمایش داده شود. متأسفانه بعضی‌ها خجالت می‌کشند که در مورد دشمن صحبت کنند. آن‌طور که بنده به خاطر دارم، اولین نوار صوتی‌ که دشمنان ما در خارج از کشور، در مورد سخنان مقام معظم رهبری طنز تهیه کرده بودند و کلمات ایشان را جابه‌جا کرده بودند، راجع به تمسخر کردن کلمۀ «دشمن» در بیانات ایشان بود.<br />
این فیلم غضب دشمنان ما را برانگیخت و دشمنان آن را تحریم کردند</p>
<p>• نکتۀ دیگر در مورد فیلم قلاده‌های طلا این است که این فیلم غضب دشمنان ما را برانگیخت و دشمنان این فیلم را تحریم کردند. همان‌طور که حضرت امام فرمودند یکی از علامت‌های حقانیت ما این است که دشمنان از ما بد بگویند. بر این اساس شما دربارۀ فیلم‌هایی که غضب دشمنان ما را برانگیخته نکرده یا آن را تحریم نکردند و یا حتی از آن استقبال کرده‌اند، تأمل کنید.</p>
<p>• دشمنان ما نسبت به موضوع دفاع مقدس ما کاملاً حساس هستند. (مثلاً افرادی مانند طالبان را به عنوان بَدَل درست کرده‌اند تا وجهۀ خوبِ رزمندگان ما را خراب کنند) حالا شما ببینید دشمنان ما نسبت به کدام یک از فیلم‌های دفاع مقدسی حساس هستند؟ تحریمی که برای فیلم قلاده‌های طلا شد، باید برای فیلم‌های دفاع مقدسی ما نیز می‌شد اما چقدر ما بی‌روح کار می‌کنیم که این اتفاق نمی‌افتد.<br />
امیدواریم که آقای طالبی در فیلم‌های بعدیِ خود رویکرد جهانی داشته باشند</p>
<p>• در پایان، از میان چند انتقاد یا پیشنهادی که در مورد این فیلم دارم، تنها یک پیشنهاد را عرض می‌کنم و آن اینکه: «آقای طالبی! برای بینندگان جهانی فیلم بسازید.» بعضی از اِلِمان‌ها و نمادها در این فیلم وجود داشت که فقط ایرانی‌ها می‌توانستند بفهمند. البته این فیلم تلاش مقدسی برای بصیرت‌بخشی در جامعه بود، ولی بنده احساس می‌کنم که واقعاً امروز ضرورت بیشتری وجود دارد که دربارۀ همین قصۀ فتنه، مردم اروپا و آمریکا را روشن کنیم. اگر در یک گوشه‌ای از آمریکا تظاهرات شود که «چرا با ایران دشمنی می‌کنید»، ما باید به این وسیله آن تظاهرات را رونق دهیم. باید فیلم‌هایی ساخته شود که در آن سوی مرزها نیز قابل فهم باشد و لذا این فیلم‌ها نباید صرفا با زبان ایرانی و با نمادهای فرهنگِ ایرانی ساخته شود. مثلاً بعضی از فیلم‌های پرفروش دفاع مقدس را می‌بینیم که زبان فیلم کاملاً ایرانی است و حتی در کشور همسایه‌ای که از نظر فرهنگی نیز نزدیک هستیم، کمتر فهمیده می‌شود.</p>
<p>• البته من نمی‌گویم که این فیلم را در کشورهای دیگر نمی‌توان نمایش داد، شاید دیگران هم ببینند و ارتباط برقرار کنند. ولی بنده وقتی این فیلم را می‌دیدم در جای‌جای فیلم به یاد جهانی می‌افتادم که نسبت به آن مسئولیت داریم.</p>
<p>• آقای طالبی! کسی مانند شما که سینماگر هستید، می‌تواند برای مردم جهان حرف بزند. و امیدوارم این رویکرد جهانی را بیش از پیش در آثارتان در نظر بگیرید.</p>
<p>اعطای جایزۀ شهید جانبزرگی به فیلم «قلاده‌های طلا» و تندیس «حاج احمد متوسلیان»/ رونمایی از تندیس انقلابی غریب- حاج احمد متوسلیان/ جایزۀ شهید جان بزرگی به آثار انقلابی داده می‌شود</p>
<p>پناهیان بخش کوتاهی از سخنان خود را هم به ویژگی‌های «شهید جانبزرگی» و جایزۀ او و نیز تندیس «حاج احمد متوسلیان» اختصاص داد:<br />
• تندیسی که در حاشیۀ این جلسه از آن رونمایی می‌شود، تندیسی است که برای یک انقلابیِ غریب به نام «حاج احمد متوسلیان» ساخته شده است. به دلیل اینکه شهادت ایشان محرز نشده است مانند شهدا از ایشان تقدیر نشده است و نیز به دلیل اینکه از ایشان خبری نیست از غربت مضاعفی برخوردار هستند. دوستان دانشجو بعد از سفر لبنان انگیزه‌ای پیدا کردند که تندیسی از ایشان بسازند تا در یک پارک، در مرز سرزمین‌های اشغالی نصب شود. ما هر دو اثر (قلاده‌های طلا و تندیس حاج احمد متوسلیان) را آثاری انقلابی می‌دانیم و از این جهت جایزۀ شهید جانبزرگی به هر دو اثر تقدیم می‌شود.</p>
<p>• اما چرا جایزه به نام شهید جان بزرگی است چون او کسی بود که جان خود را در راه ثبت تصاویر دفاع مقدس داد. او یکی از بزرگترین عکاسهای دفاع مقدس بود و در همان حلبچه که یک فاجعه جهانی رخ داد و عکس‌های او از حلبچه جاودانه است، مسموم شد و در سالهای اخیر به شهادت رسید. برای اولین بار «سوگوارۀ عکس عاشورا» را در کشور راه‌اندازی کرد و بعد از ایشان بقیه متوجه شدند که می‌توان از عزاداری عاشورای اباعبدالله(ع) عکس گرفت و نمایش داد. جا دارد که ما به عنوان یک هنرمند حماسی، نام و یاد شهید جانبزرگی را نگه داریم. جایزه‌ای که به نام این شهید عزیز به آثار انقلابی داده می‌شود، باعث می‌شود نام و یاد او برای آیندگان باقی بماند.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: پایگاه ۵۹۸</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4331/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بی توجهی به گرانی</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/4214</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/4214#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 14:36:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=4214</guid>
		<description><![CDATA[حسین شریعتمداری]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma; color: #000000;">۱- یک ماه و چند روز از تشکیل مجلس هفتم گذشته بود که با یکی از اعضای هیئت رئیسه نشست دوستانه و گفت وگویی نزدیک به دو ساعته داشتیم. ایشان می گفت- و راست می گفت- که نمایندگان مجلس ششم با رأی مردم به خانه ملت آمده بودند ولی تنها دغدغه ای که نداشتند، دغدغه مردم بود و بر این باور بود که تلاش برای مقابله با دغدغه های آزاردهنده مردم می تواند و باید در اولویت کاری مجلس اصولگرا باشد. در آن هنگام هنوز ۲ سال از عمر دولت مدعی اصلاحات باقی مانده بود و عضو یاد شده هیئت رئیسه از آن با عنوان یک «واقعیت تلخ» که مانع رسیدگی مجلس هفتم به دغدغه های مردم است یاد می کرد که حق با او بود و دیدیم که بعدها رئیس و شماری از اعضای دولت اصلاحات چگونه از آن سوی مرزها در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ به کار گرفته شده و ماهیت وطن فروشانه آنها از پرده بیرون افتاد. اما، نماینده مورد اشاره- که به جد از رجال مردم دوست و فداکار است- به نکته دیگری نیز اشاره داشت که با موضوع یادداشت پیش روی بی ارتباط نیست. ایشان می گفت؛ با تشکیل مجلس اصولگرای هفتم و رویکرد ملت به اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری نهم، از یکسو این تلقی در میان مردم پدید می آید که دیگر هیچ مانعی برای رفع دغدغه های آنان باقی نمانده است و شاید انتظار داشته باشند همه دشواری ها و دغدغه ها در فاصله ای کوتاه به خط پایان برسد و از سوی دیگر تحقق خواسته ها و انتظارات آنان به زمان و پیمودن برخی از مقدمات نیاز دارد و این دو عامل متضاد، می تواند زمینه ای برای سوءاستفاده دشمنان برای خدشه دار کردن اعتماد مردم به اصولگرایان باشد.<br />
به ایشان گفته شد؛ اعتماد مردم به مسئولان در دو حالت آسیب جدی می بیند، اول این که احساس کنند مسئولان به دغدغه های آنان توجهی ندارند در این حالت مسئولان را غریبه با خود و غیرخودی تلقی می کنند در حالت دوم؛ مسئولان را خودی و دلسوز می دانند اما با مشاهده ناهنجاری ها و تداوم آنها، به این احساس می رسند که مسئولان مربوطه اگرچه «دلسوز» و «مردمی» و «خودی» هستند ولی ناکارآمد بوده و «عرضه» مقابله با ناهنجاری ها را ندارند و بدیهی است که در هر دو حالت نتیجه یکسان خواهد بود.<br />
۲- این روزها در کنار پیشرفت ها و پیروزی های بزرگ و بی نظیر ایران اسلامی که افق امیدبخش و آرامش آفرینی را پیش روی ملت گسترده است و به لطف خدای سبحان همه روزه شاهد دستاوردهای تازه ای در بستر اسلام و انقلاب هستیم، گرانی لجام گسیخته و در بسیاری از موارد، غیرمنطقی و مصنوعی، به یکی از دغدغه های جدی مردم تبدیل شده و در این میان، مخصوصا اقشار مستضعف و کم درآمد یعنی همانها که به قول امام راحل ما(ره) «ولی نعمت» مسئولان هستند، فشار سنگین و مضاعفی را به دوش می کشند. تردیدی نیست که «گرانی» پدیده پیچیده ای است و عوامل فراوانی در پیدایش آن نقش دارند و این نکته نیز بدیهی است که برخی از این عوامل، نظیر تورم جهانی و الزامات ضروری برای فراهم آمدن مقدمات یک جهش اقتصادی و&#8230; بیرون از دایره اختیار و اراده مسئولان محترم است. اما شواهد غیرقابل انکاری نیز حکایت از آن دارند که گرانی لجام گسیخته، جهشی و مصنوعی برخی از کالا و خدمات ضروری، ناشی از بی توجهی و مسئولیت ناشناسی شماری از مسئولان و مراکز تصمیم ساز و سیاست پرداز است. مسئولانی که با جرأت- و یا با عرض پوزش- می توان گفت از حوزه دغدغه های مردم دور شده و به مرز «نامردمی»! رسیده اند!<br />
نگاهی به مصاحبه ها، درگیری های لفظی و قلمی، لج بازی های سیاسی، شاخ و شانه کشیدن های فلان مسئول و بهمان مرکز برای این مسئول و آن مرکز بیندازید، انگار نه انگار که غیر از این شلوغ بازی های خسارت آفرین، وظیفه و مسئولیت های دیگری نیز برعهده دارند و می توانند و باید برای آن وقت بگذارند! حالا به همایش های پی درپی و پرهزینه، جشنواره های دنبال هم و بی خاصیت، ساخت و ساز برج ها و ساختمان های پرهزینه و غیرضروری از سوی این وزارتخانه و آن نهاد و فلان اداره و دایره و&#8230; نیز نیم نگاهی داشته باشید. ممکن است گفته شود که «مگر همه اینها در مقایسه با بودجه ای که صرف عمران و آبادانی و تامین آسایش و رفاه مردم می شود چه عدد و رقمی را به خود اختصاص می دهد»؟! که در پاسخ باید گفت؛ بر فرض که همه این موارد در مقایسه با آنچه برای عمران و رفاه مردم هزینه می شود، عدد و رقم قابل ملاحظه ای نباشد، و یا درگیری ها و بگومگوهای بی حاصل برخی مسئولان با یکدیگر را طبیعی تلقی کنید! ولی این همه- اگر هم خیلی نباشد- دستکم نشانه بی توجهی نسبت به دغدغه های اصلی مردم خواهد بود که گرانی لجام گسیخته این روزها از جمله آنهاست. می گویند- و در مثل مناقشه نیست- که شخصی وارد رستورانی شد و با مشاهده یک مگس که درون ظرف سوپ افتاده بود، به صاحب رستوران اعتراض کرد. مدیر رستوران با تعجب به مشتری نگاه کرده و گفت؛ «ای آقا! مگر این مگس چقدر سوپ می تواند بخورد که باعث نگرانی و اعتراض جنابعالی شده است»! ظاهرا نمی دانست یا نمی خواست به روی خود آورد که حضور مگس در ظرف سوپ نشانه بی توجهی به بهداشت در آن رستوران است.<br />
۳- نکته قابل توجه و صد البته تاسف آور آن که برخی از مسئولان محترم، اگرچه نسبت به گرانی لجام گسیخته این روزها کم توجه- نمی گوئیم بی توجه- هستند اما اکثریت قریب به اتفاق آنها از سلامت نفس و دست های پاک برخوردارند و بسیاری از ناهنجاری ها، از جمله گرانی مورد اشاره را کسانی به مردم و مخصوصا اقشار مستضعف جامعه تحمیل می کنند که در میانه این میدان به بازی ناجوانمردانه مشغولند. این عده از فرصتی که مسئولان بی توجه برای آنان فراهم می آورند و با سوءاستفاده از فقدان نظارت و بازرسی، مردم را سرکیسه می کنند و نتیجه آن که سختی معیشت به مردم تحمیل می شود، بی اعتمادی و نارضایتی نصیب مسئولان نظام می شود ولی ثروت های بادآورده و نامشروع به کیسه بی انتهای غارتگران می ریزد. به این محاوره که همه روزه در سطح شهر و در بازارها و میدان های خرید نمونه های فراوانی از آن را شاهد هستیم توجه کنید؛<br />
- آقا! قیمت این کالا چقدر است؟- ۳هزار تومان(مثلا)- ولی تا دو روز قبل قیمت آن ۲هزار تومان بود!- اگر خریدار نیستی مزاحم نشو!- شکایت می کنم!- (فروشنده با پوزخند) برو آقا! هر کاری از دستت برمی آید بکن!&#8230; و مشتری مستضعف می داند که کاری از دستش برنمی آید!&#8230; و فردا که حادثه ای پیش می آید، باز هم همین مردم کوچه و بازار و مخصوصا اقشار محروم و مستضعف هستند که پای به میدان می گذارند و مثل همیشه، باز هم دزدان و غارتگران هستند که نه فقط از صحنه می گریزند و کنج عافیت برمی گزینند، بلکه دست در دست حرامیان به مقابله با مردم مظلوم برمی خیزند. آیا در جریان جنگ تحمیلی، در عبور از عقبه های سخت و&#8230; و اخیرا در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ شاهد این ماجرا نبودیم؟! و امروز، همان از میدان گریخته ها و با حرامیان آمیخته ها را نمی بینید که بعد از پایان ماجرا و در حالی که آب ها از آسیاب ها ریخته است، بر سر سفره آفتابی شده اند؟!<br />
۴- و باید فصلی هم درباره برخی از ناهنجاری ها و قانون شکنی ها در میان شماری از مسئولان گشوده شود که به فرصتی دیگر می گذاریم. راستی چه تعداد از مسئولان سابق و لاحق بی آن که تخصصی داشته باشند، در هیئت مدیره برخی از شرکت های دولتی- به مفهوم عام آن و نه فقط شرکت های تحت مسئولیت دولت- عضو هستند؟! و بی آن که در جلسات هیئت مدیره این شرکت ها حضور پیدا کنند، حقوق های کلان می گیرند؟! چه تعداد از کسانی که مسئولیت تعریف شده ای دارند، وقت و فرصت- و گاه امکانات در اختیار- خود را در عرصه های دیگر و عمدتا تجاری هزینه می کنند؟! و یا برای حضور در قدرت از کیسه ملت به این و آن باج می دهند؟!<br />
حسین شریعتمداری</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/4214/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صلوات هم مداد است هم مداد پاک کن!</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/3967</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/3967#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Mar 2012 15:37:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=3967</guid>
		<description><![CDATA[آیت الله آقا مجتبی تهرانی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:<br />
« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»<br />
روایت از امام عسکری (علیه السلام) منقول است که حضرت فرمودند:<br />
زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »، این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » ومرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرمودهاند.<br />
سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد.<br />
چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.<br />
مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی. اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.<br />
در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره ‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.<br />
جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند.<br />
بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳۷</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/3967/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعار امسال «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى»</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/3848</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/3848#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Mar 2012 16:31:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=3848</guid>
		<description><![CDATA[مقام معظم رهبری]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;">بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌<br />
یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر اللّیل و النّهار یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّى تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فیها طویلا.</p>
<p>اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذریّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه.</p>
<p>تبریک عرض میکنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه‌ى هم‌میهنان عزیز در سراسر کشور، و به همه‌ى ایرانیانى که در هر نقطه‌اى از دنیا سکونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى که عید نوروز را گرامى میدارند؛ بالخصوص تبریک عرض میکنم به خانواده‌هاى عزیز شهیدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ایثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو میکنم و دعا میکنم که خداوند متعال براى ملت ایران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در این سال جدید مقدر بفرماید و بدخواهان این ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناکام کند.</p>
<p>سالى که گذشت &#8211; سال ۹۰ &#8211; یکى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در کشور ما بود. آنچه که در مجموع انسان مشاهده میکند، این است که این حوادث بر روى هم به سود ملت ایران و در راه کمک به هدفهاى آن، تمام شده است. آن کسانى که اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ایران و ایران و ایرانى در سر میپرورانند، در کشورهاى غربى دچار مشکلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى که جمهورى اسلامى از آنها همواره حمایت کرده است، به هدفهاى بزرگى دست پیدا کرده‌اند؛ دیکتاتورهائى به زیر کشیده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در کشورهائى تصویب شد؛ دشمن درجه‌ى یک امت اسلامى و ملت ایران &#8211; یعنى رژیم صهیونیستى &#8211; در محاصره قرار گرفت. در داخل کشور، به معناى حقیقى کلمه، سال ۹۰، سال بروز اقتدار ملت ایران بود. در جنبه‌ى سیاسى، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمائى بیست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاریخ منطقه ثبت کرد که نظیر آن را در گذشته کمتر داشتیم.</p>
<p>با وجود این‌همه دشمنى، این‌همه تبلیغات، این‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ایران در طول این سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سیاسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات کند. بحمداللَّه سالى بود که با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان که قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.</p>
<p><a href="http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=11785">همان طورى که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال ۹۰، سال جهاد اقتصادى بود</a>. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند که این نام و این جهتگیرى و شعار براى سال ۹۰ یک امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در این سال هم همین را اثبات کرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حرکت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ایران آغاز کردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبیرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با این تحریمها مقابله کنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زیادى توانست اثر این تحریمها را خنثى کند و حربه‌ى دشمن را کُند کند. سال ۹۰، سال فعالیتهاى بزرگ علمى بود؛ که من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پیشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال ۹۰ سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود که ملت ایران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه کند.</p>
<p>ما امسال سال دیگرى را در پیش داریم که به امید خدا و با توکل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهاى زیادى را براى خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم که عرصه‌ى چالش مهم در همین سال جارى &#8211; که این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود &#8211; عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چیزى نیست که تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ایران یک ضرورت است.</p>
<p>من امسال تقسیم میکنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. یک بخش مهم از مسائل اقتصادى برمیگردد به مسئله‌ى تولید داخلى. اگر به توفیق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله‌ى تولید داخلى را، آنچنان که شایسته‌ى آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناکام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى تولید ملى است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و کمک مسئولان، با برنامه‌ریزىِ درست بتواند مشکل تولید داخلى را حل کند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائى که دشمن آن را فراهم کرده است، غلبه‌ى کامل و جدى پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئله‌ى تولید ملى، مسئله‌ى مهمى است.</p>
<p>اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.</p>
<p>بنابراین همه‌ى مسئولین کشور، همه‌ى دست‌اندرکاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «<strong>تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى</strong>» است. ما باید بتوانیم از کارِ کارگر ایرانى حمایت کنیم؛ از سرمایه‌ى سرمایه‌دار ایرانى حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امکان‌پذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و کشاورزى است. سهم سرمایه‌داران و کارگران، تقویت چرخه‌ى تولید و اتقان در کار تولید است. و سهم مردم &#8211; که به نظر من از همه‌ى اینها مهمتر است &#8211; مصرف تولیدات داخلى است. ما باید عادت کنیم، براى خودمان فرهنگ کنیم، براى خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالائى که مشابه داخلى آن وجود دارد و تولید داخلى متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلى مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجى بجد پرهیز کنیم؛ در همه‌ى زمینه‌ها: زمینه‌هاى مصارف روزمرّه و زمینه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراین ما امیدوار هستیم که با این گرایش، با این جهتگیرى و رویکرد، ملت ایران در سال ۹۱ هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر کید و مکر بدخواهان در زمینه‌ى اقتصادى فائق بیاید.</p>
<p>از خداوند متعال درخواست میکنیم که ملت ایران را در این صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى کند. ارواح طیبه‌ى شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.</p>
<p>والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته‌</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/3848/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اطا‌عت از آیت‌الله خامنه‌ای اطاعت از امام است/ هر فردی جز این بگوید در خط آمریکاست</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/3779</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/3779#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Mar 2012 14:04:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=3779</guid>
		<description><![CDATA[سید احمد خمینی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> مرحوم سید احمد خمینی یادگار بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که چندی پیش پانزدهمین سالگرد رحلتش بود، رابطه‌ای صمیمی و مثال زدنی با رهبر معظم انقلاب اسلامی داشتند و همواره بر نقش ایشان در هدایت دقیق و صحیح انقلاب اسلامی به عنوان جانشین وارسته امام راحل تاکید داشتند اما دشمنان انقلاب اسلامی به اهداف منافقانه خود برای برای غیرواقعی جلوه دادن این رابطه به هنگام حیات و بعد فوت آن مرحوم، تکاپوی فراوانی داشته‌اند.</p>
<p>مرحوم سید احمد خمینی گفتند: اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هرکس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و در خط آمریکاست.</p>
<div>مرحوم سید احمد خمینی در وصیت نامه‌اش خطاب به فرزندانش نوشته است: &#8220;به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می‌خواهند.</div>
<div> </div>
<div>این مرحوم سخنانی را در وصف رهبر معظم انقلاب به شرح زیر مطرح کرده است:</div>
<div> </div>
<div>&#8221; امروز من و شما باید در همان خط حرکت کنیم. خالصا و مخلصا برای خدا و اسلام و نظام اسلامیمان از رهبر بزرگوارمان حضرت آیت الله خامنه‌ای حمایت کنیم و در راه او که راه امام عزیزمان است گام برداریم. امروز دنیا مترصد است که ببیند ما چگونه حرکت می‌کنیم. سرپیچی از ولایت، سقوط نظام را بدنبال دارد. امروز ولایت نقطه وحدت امت حزب الله است. نظام از ولایت جدا نیست چرا که بدون ولایت، نظام اسلامی نیست و بدون نظام، انقلاب نمی‌تواند راه خود را در جهان طی کند. اگر دو جریان انقلابی ما، دو جریانی که به اسلام و امام و ولی فقیه و نظام علاقمندند، دست در دست یکدیگر بگذارند بر تمامی ضدانقلاب داخل و خارج غلبه پیدا می‌کنند والا گروهی که روی کار می‌آید بخون هر دو جریان انقلابی تشسنه است و هر دو جریان را نابود می‌کند.</div>
<div> </div>
<div>(۷ اسفند ۶۸)</div>
<div> </div>
<div>ما امروز باید همه متحد باشیم، امروز باید در کنار نظاممان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های رژیم سفاک پهلوی به سر برده. ازافرادی است که در طول انقلاب خدمات زیادی کرده و در جبهه‌های مستقیما جنگیده است. پس باید افتخار کنیم که چنین رهبری را داریم و همگی پشت سر او حرکت کنیم و …</div>
<div> </div>
<div>(سال ۶۹)</div>
<div> </div>
<div>&#8220;هیچکس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستورات رهبری عمل کنند&#8221;. (۷ آذر ۶۹)</div>
<div> </div>
<div>&#8220;ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت گوش کنیم، اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست! اگر امروز اختلاف موجب شود که اقتدار ولی فقیه صدمه بخورد، گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم. ما امروز اختلاف را از هیچکس نمی‌پذیریم. اگر روزی از پشت سر ولی فقیه کنار رویم و اگر ولی فقیه نفوذ کلمه‌اش کم شود، چه گناه بزرگی مرتکب خواهیم شد. تمام زحمات ملت عزیز، شهدا و امام از بین می‌رود. تمام سختی‌هایی که در طول مبارزه متحمل شدید همه اینها از بین می‌رود. ما باید سعی کنیم اتحادمان را حفظ کنیم و پشت سر ولی فقیه حرکت کنیم&#8221;.</div>
<div> </div>
<div>(۱۹ دی ۶۹)</div>
<div> </div>
<div>&#8221; قاطع‌تر پشت سر رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همانطور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هرکس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه‌ای است در خط آمریکاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچکترین قدمی را علیه رهبری و برخلاف رهبری و حتی برخلاف میل رهبری برندارم و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می شویم.</div>
<div> </div>
<div>(۱۲ بهمن ۶۹)</div>
<div> </div>
<div>سید احمد خمینی، یادگار حضرت امام خمینی(ره) در ۲۵ اسفند سال ۱۳۷۳ در اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در حرم مطهر امام خمینی(ره) به خاک سپرده شد.</div>
<div>منبع: فارس</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/3779/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کدام نماینده به درد نمی خورد؟</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/3328</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/3328#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Feb 2012 12:30:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=3328</guid>
		<description><![CDATA[مقام معظم رهبری]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بخشی از بیانات حضرت آیت الله خامنه ای که ۲۰ بهمن ۱۳۷۴ با موضوع انتخابات در خطبه های نماز جمعه ایراد فرمودند به این شرح است:</p>
<p>عزیزان من! انتخابات در پیش است. من به شما عرض می کنم همه در انتخابات شرکت کنید. همه در روز رأی گیری برای نمایندگی مجلس، نامزد انتخاباتی مشخّص کنید و اسم آنها را در ورقه ها بنویسید و در صندوقهای انتخابات بیندازید. همه این کار را بکنند. بگردید آدمهای صالح را پیدا کنید.<br />
مجلس شورای اسلامی، مهم است. مجلس شورای اسلامی، به اعتباری، حسّاسترین و مؤثّرترین نهاد قانونی کشور است.</p>
<p>اگر نماینده ای بی علاقه به انقلاب و کشور و بی اعتقاد به قانون اساسی به مجلس راه پیدا کند که مصالح این کشور برایش مهم نباشد؛ دشمنی های استکبار جهانی را نفهمد، دلش بخواهد که از استکبار جهانی تملّق بگوید و در روزنامه ها و مجلّات وابسته به صهیونیست ها اسمش را درشت بنویسند و بگویند فلانی با سیاست نظام جمهوری اسلامی مخالفت کرد؛ چنین نماینده ای مجلس را خراب می کند، ملت را خراب می کند، کشور را هم خراب می کند؛ پس به درد نمی خورد.</p>
<p>اگر نماینده ای بر سرِ کار آید که قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار دیگران کرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا کند؛ نان هایی به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس که رفت، قرض خود را ادا کند؛ به درد نمی خورد.</p>
<p>اگر نماینده ای به مجلس برود که از مسائل کشور درک لازم را نداشته باشد؛ فاقد هوشمندی، آگاهی، سواد و معرفت لازم باشد، به درد نمی خورد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/3328/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برخی، اصولگرای تقلبی هستند</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/3088</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/3088#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Feb 2012 19:22:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=3088</guid>
		<description><![CDATA[آیت الله مصباح یزدی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">«شما تصور می‌کنید ما می‌توانیم کاری کنیم که مخالفان اصول‌گرایی در انتخابات شرکت نکنند؟ مثلا اگر ما لیست واحدی بدهیم آن‌ها در انتخابات شرکت نمی‌کنند؟ بر فرض که این تصور صحیح باشد و بتوانیم این کار را بکنیم، اما آیا این صحیح است که ما انتخابات را آن چنان یک جانبه برگزار کنیم که در مجلس هیچ کسی از مخالفین اصولگرایان حضور نداشته باشد و همه یک دست باشند؟ اصلا این کار نه شدنی است و نه صحیح است؛ اصلاح‌طلبان در هر حال در انتخابات شرکت می‌کنند و لیست خودشان را می‌دهند، طرفدارانشان هم به آن‌ها رأی خواهند داد، چه ما یک لیست سی نفری یا دو لیست بدهیم، یا نه.»</span><br />
<span style="color: #888888;"> به گزارش پایگاه اینترنتی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، آیت الله مصباح در دومین دیدار با اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری که در ششم بهمن ماه برگزار شد، طی سخنانی اخلاقی بار دیگر خلوص و جهت الهی در کارها را مورد تأکید قرار داده و تصورات موجود درباره وحدت بر سر نامزدهای انتخاباتی را مورد نقد قرار دادند.</span><br />
<span style="color: #888888;"> گفتنی است  پایگاه خبری تحلیلی سلام فسا با احترام به جبهه پایداری و حضرت آیت الله مصباح، معتقد است جبهه پایداری نیز در معرض آفات سیاسی از جمله سهم خواهی در لیست شهرستان ها و استان ها، و همچنین تنزل از بعضی ملاک ها در انتخاب لیست ها قرار دارد و لازم است تمامی هواداران این جبهه بر اساس مبانی امام و رهبری و رهنمودهای امثال آیت الله مصباح یزدی، در عمل تقید کامل خود را به معرفی و گزینش اصلح ها نشان دهند. ان شاء الله.</span><br />
<span style="color: #888888;"> متن کامل سخنان آیت الله مصباح یزدی در ادامه آمده است:</span></p>
<p>استادی که با دیگران هم فرق داشت</p>
<p>یادم هست که در همین شهر قم بنده درس منظومه مرحوم آقای فکور می‌رفتم. مسجد کوچکی بود رو به روی مسجد فاطمیه که امکانات چندانی نداشت. زیلوی پاره‌ای هم بود که فقط یک تکه از مسجد را می‌پوشاند و باید روی زمین می‌نشستیم. از شدت سرما می‌لرزیدیم. وضع حوزه این طور بود. هفته‌ای یک مرتبه غذای پختنی می‌خوردیم. غذای پختنی هم یک کاسه آبگوشت بود که چند دانه نخود و یک سیب زمینی و شاید گاهی تکه دنبه‌ای هم در آن پیدا می‌شد. با چنین شرایطی طلبه‌ای پیشرفت کرد و کم‌کم استاد شد، استادی که با دیگران هم فرق داشت. به تدریج، طلبه‌های جوان به او علاقه‌مند شدند. در مسجد محمدیه درس می‌خواند، آن جایی که از سر و صدای ماشین نمی‌شد صدا را درست شنید، میکروفون هم نبود. این آدم، با این وضع، در چنین شرایطی، موقعیتش در جامعه به جایی رسید که وقتی اسمش برده می‌شد، رئیس‌جمهور آمریکا می‌لرزید. این موقعیت نه از راه پول پیدا شد، نه به وسیله زور و نه از راه قدرت‌های دیگری که کمابیش با آن آشنا هستیم و نمونه‌های آن را در دنیا شاهد هستیم. حتی به‌عنوان یک گروه مذهبی یا عرفانی که گروهی مرید داشته باشد، هم نبود.</p>
<p>حاضر نبود در خیابان کسی همراهش راه برود/رساله‌اش را مجانی به کسی نمی‌داد</p>
<p>امام اصلا اهل مرید بازی به هیچ معنا نبود. وقتی شاگردانش از او سؤال درسی می‌پرسیدند، می‌ایستاد، جوابشان را می‌داد و بعد می‌گفت بفرمایید. حاضر نبود وقتی در خیابان راه می‌رود کسی همراهش راه برود. شائبه این‌که فکر ریاستی باشد، کسی را دور خودش جمع کند و قدرتی به هم بزند، در وجود این مرد نبود. ساده‌ترین کاری که یک استاد حوزه می‌تواند بکند و همه از او توقع دارند، این است که اگر مرجعی از دنیا رفت، به‌عنوان این‌که استادش بوده مجلس فاتحه‌ای برای او بگیرد. مرحوم آیت‌الله بروجردی که از دنیا رفتند، چهل روز همه حوزه‌ها تعطیل مطلق بود، شبانه روز، صبح و ظهر و عصر و شب مجلس فاتحه بود، هر چه به حضرت امام اصرار کردند که آقا شما هم یک مجلس ختم بگیر؛ حاضر نشد! تا این‌که بعد از چهل روز شاگردانش گفتند آقا ما فردا به نام شما مجلس فاتحه می‌گیریم، چه بخواهید چه نخواهید! بعد از همه این‌ها، از او رساله عملیه خواستند، گفت حاشیه‌ای بر عروه دارم به آن مراجعه کنید؛ حاضر نشد رساله بنویسد و بدهد چاپ کنند. چند نفر از شاگردانش رساله توضیح‌المسائل را با فتاوای ایشان در حاشیه عروه تطبیق دادند، مرحوم آقای پسندیده هم پول چاپش را داد؛ بالاخره خود امام پول برای این کار نداد و بعد هم حاضر نمی‌شد که رساله‌اش را مجانی به کسی بدهد. می‌گفت هر کس می‌خواهد به رساله عمل کند، برود از بازار بخرد.</p>
<p>این شیوه زندگی ما را به یاد زندگی پیغمبر اکرم صلی الله و علیه و اله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در صدر اسلام می‌انداخت. روز دوازدهم محرم وقتی ایشان در مدرسه فیضیه صحبت کرد آدم به یاد روزی می‌افتاد که امیرالمؤمنین ‌سلام الله علیه با پارچه پشمینه‌ای روی دوش و کفشی از لیف خرما بر پا و شمشیری در دستش ایستاده بود روی سنگی و سخنرانی می‌کرد؛ یعنی امام از آن مکتب درس گرفته بود؛ الگوی زندگی‌اش زندگی علی علیه‌السلام بود؛ قدم به قدم زندگی امام الگو گرفته از امیرالمؤمنین(ع) است؛ حتی از مبارزه آن حضرت با خوارج و&#8230; امام آدم محافظه کاری که فقط به تسبیح و ذکر و ورد و این حرف‌ها اکتفا بکند، نبود؛ عبادت‌هایش، گریه‌های نیمه شبش، پیشانی‌اش بر سجده‌ بود؛ با شمشیر بیانش هم می‌گفت آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، شاه باید برود و&#8230; البته ما با امام خیلی تفاوت داریم؛ اما به هر حال باید شباهتی با ایشان داشته باشیم&#8230; باید سعی کنیم زندگی ما رنگی از زندگی امام داشته باشد. بنده که خیلی کوچک‌تر از این حرف‌ها هستم، بزرگترهای من هم امید ندارند که بتوانند مثل زندگی امام را داشته باشند. کسانی که خیال می‌کنند می‌توانند مثل امام زندگی کنند، برای این است که امام را نمی‌شناختند. کسی که بهتر از همه امام را شناخت مقام معظم رهبری بود. بارها صریح می‌گفت من مرید امام بودم.</p>
<p>نگرانی برای بعضی مسائل سیاسی واجب متعین است</p>
<p>ما چند نفر طلبه و غیر طلبه برای مسأله‌ای نگران بعضی مسائل سیاسی کشورمان هستیم. تا همین حد هم کار مقدسی است؛ شاید اگر کمی عینک آدم ریزبین باشد، بتواند بگوید این نگرانی واجب شرعی و واجب متعین است. اگر شما تأثیر بعضی کارها را در روند امور کشور و بعد هم در معادلات جهانی و هم‌چنین در آینده جهان حساب کنید، کار خیلی عظیمی است. مثل همان چهار تا عربی که همراه پیامبر بودند، نمازی می‌خواندند، روزه‌ای می‌گرفتند و حداکثر در کنار پیامبر می‌جنگیدند؛ اما همین کارهای ساده آن‌ها نتیجه را به این‌جا رساند که سه میلیارد جمعیت عالم تحت تأثیر همان حرکت‌ها، همان حرف‌ها و همان صحبت‌های ساده و همان لباس‌های پشمینه قرار گرفتند؛ همان اعراب ساده اسلام را به این‌جا رساندند، انسان‌ها را هدایت کردند. جلوی فسادها را گرفتند، تا می‌رسد به زمان سیدالشهدا علیه السلام و سایر ائمه اطهار صلوات‌الله علیهم‌اجمعین.</p>
<p>ما افتخار این را داریم که خدای متعال نعمت تشیع، نعمت معرفت اهل‌بیت، نعمت وجود امام و پیروی از امام را به ما داد؛ باید قدر این نعمت‌ها را بدانیم و اهمیت وظیفه‌ای که بر دوش‌مان است را بشناسیم. در نتیجه همه تلاش‌هایی که صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و ائمه طاهرین کردند، به دست مبارک حضرت امام و به برکت خون‌های شهدا کار به این‌جا رسید که پرچم اسلام به‌عنوان یک کشور اسلامی و شیعی در دنیا بلند است و عالم روی آن حساب می‌کند. امروز وقتی اسم آمریکا برده می‌شود در مقابلش ایران مطرح می‌شود، ایرانی که زمانی رئیسش نوکر دست چندم وزیر خارجه آمریکا بود. اما امروز این عزت را خدا داده است. در مقابل این نعمت ما چه وظیفه‌ای داریم؟ خیلی کوتاه نظری است که کسی در این شرایط به فکر خودش یا فکر بستگانش باشد؛ آدم باید خیلی پست باشد که شرف انسانی، روح شکرگزاری از نعمت‌های خدا، آبروی اهل‌بیت، قدردانی از خون‌های شهدا که در طول تاریخ از صحرای کربلا تا کربلاهای ایران ریخته شده، همه این‌ها را بدهد در مقابل این‌که چهار روز روی صندلی ریاست بنشیند، یا چند تا صفر جلوی حساب بانکی‌اش اضافه بشود.</p>
<p>آدمی‌زاد همیشه بر سر دو راهی‌ و لغزشگاه قرار دارد، هیچ کس هم مصون نیست هر چه اولیای خدا مقامشان بالاتر بود ترسشان از سقوط بیش‌تر از دیگران بوده است. این طور نیست که آدم وقتی مقامات معنویش بالاتر رفت خیالش راحت شود و خیال کند که دیگر مصونیت پبدا می‌کند. در سیره پیغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌ الله ‌علیهم‌اجمعین‌ با مقام عصمتی که داشتند، وضعیت چگونه است؟ همسر پیغمبر می‌گوید نیمه‌ی شب پیغمبر آرام از بستر برخاست و مشغول عبادت شد، سر بر سجده گذاشت و شروع به گریستن کرد؛ دیدم در سجده می‌گوید &#8220;الهی لا تکلنی الی نفسی&#8221;؛ خدایا من را به خودم وامگذار! می‌ترسید که خدا یک لحظه او را وابگذارد. جایی که پیغمبر صلی الله و علیه و آله این طور باشد تکلیف من و شما چیست؟ فرد ساده‌ای که نمی‌تواند نقشی در زندگی اجتماعی داشته باشد نگرانی از این مسائل ندارد؛ اما ما نمی‌توانیم انکار کنیم که هر کدام از ما قادریم سهمی در فعالیت‌های اجتماعی داشته باشیم؛ توان ما در این جریان صفر نیست؛ پس برای ما این مسأله مطرح است که نیروی خود را چگونه صرف کنیم تا در مقابل این همه نعمتی که خدا به ما داده به‌عنوان شکر جزئی از این نعمت‌ها تلقی بشود و روز حساب اولا در پیشگاه اولیای دین، پیغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله ‌علیهم‌اجمعین‌ سرافکنده نباشیم، ثانیا در مقابل شهدایی که در طول تاریخ، به خصوص در دوران انقلاب و دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند شرمگین و خجالت‌زده نباشیم. چه کنیم؟</p>
<p>اگر این کار را نکنند یعنی به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند</p>
<p>من صحبت بعضی از سیاست‌مداران را عرض می‌کنم؛ حاصل صحبت‌هایی که من در این زمینه‌ها شنیده‌ام در چند جمله خلاصه می‌شود: نکته اول این‌که آمریکا و کشورهای غربی و همه دشمنان خارجی اسلام مارهای زخم‌خورده‌ای هستند که برای جلوگیری از استقرار و ثبات نظام ما هر چه بتوانند تلاش می‌کنند تا بین ما ایجاد اختلاف، شکاف و تشنج بکنند. نکته دوم این است که گروهک‌های داخلی که دلبستگی به این نظام، اسلامیت نظام و ارزش‌های اسلامی، به خصوص ولایت‌فقیه ندارند، تصمیم دارند هر چه بتوانند نیروهایشان را متراکم کنند؛ زمان انتخابات هم فرصت خوبی است که جای پایی باز کنند. دشمنان داخلی اگر این کار را نکنند یعنی به دست خودشان قبر خود را کنده‌اند؛ تنها کاری که می‌تواند موجب ادامه حیات این‌ها بشود، همین است که با هم ائتلاف کنند و پشت پرده کاری کنند که نامی از آن‌ها در صحنه سیاسی کشور باقی بماند. از این دو مقدمه نتیجه گرفته می‌شود که ما، هم از جانب دشمنان خارجی در معرض تهدید هستیم و هم از طرف گروهک‌ها و دشمنان داخلی. در نتیجه بزرگ‌ترین وظیفه ما این است که در مقابل همه این‌ها به وحدتی برسیم که بتوانیم برنده انتخابات بشویم. اگر بین خود ما اختلاف بیافتد حتما شکست می‌خوریم. بنابراین واجب‌ترین کاری که بر عهده ماست، این است که اختلافات را کنار بگذاریم. این مقدمه و نتیجه آن خیلی منطقی به نظر می‌رسد و گمان نمی‌کنم کسی در این مقدمات تردید کند؛ اما نتیجه عملی که از آن گرفته می‌شود چیست؟ چه وحدتی، چگونه و با چه کسانی این مقصد را تأمین می‌کند؟ یکی از آقایان که من با او صحبت می‌کردم، می‌گفت ما باید کاری کنیم که اولا حضور مردم در انتخابات حداکثری باشد، کسانی به بهانه‌های مختلف انتخابات را تحریم نکنند، کاری نکنیم که شرکت در انتخابات کم شود و درصد کمی از مردم شرکت کنند. بنابراین باید در پذیرش افراد و کسانی که نامزد انتخابات می‌شوند کمی انعطاف وجود دااشته باشد و نهایتا هم سعی کرد که اصول‌گرایان لیست واحدی بدهند.</p>
<p>برای اصلاح طلبان فرقی نمی‌کند یک لیست یا دو لیست بدهیم/ آن‌ها کار خودشان را می‌کنند</p>
<p>من به‌عنوان طلبه‌ای که درس و بحثی داریم و اگر مسأله‌ای با دین و اسلام ارتباط پیدا کند، می‌گوییم این مسأله با اسلام می‌سازد یا نمی‌سازد، در جواب این آقا گفتم شما تصور می‌کنید ما می‌توانیم کاری کنیم که مخالفان اصول‌گرایی در انتخابات شرکت نکنند؟ مثلا اگر ما لیست واحدی بدهیم آن‌ها در انتخابات شرکت نمی‌کنند؟ بر فرض که این تصور صحیح باشد و بتوانیم این کار را بکنیم، اما آیا این صحیح است که ما انتخابات را آن چنان یک جانبه برگزار کنیم که در مجلس هیچ کسی از مخالفین اصولگرایان حضور نداشته باشد و همه یک دست باشند؟ اصلا این کار نه شدنی است و نه صحیح است؛ اصلاح‌طلبان در هر حال در انتخابات شرکت می‌کنند و لیست خودشان را می‌دهند، طرفدارانشان هم به آن‌ها رأی خواهند داد، چه ما یک لیست سی نفری یا دو لیست بدهیم، یا نه. رفتار ما تأثیری در رأی دادن آن‌ها نخواهد گذاشت. آن‌ها تصمیم دارند در انتخابات شرکت کنند و چند نفری هم برنده خواهند داشت؛ این واقعیتی است که هنوز هم کسانی طرفدار آن‌ها هستند؛ صریحا هم حمایت می‌کنند. اشخاص نسبتا موجهی هم دارند که مردم از آن‌ها چندان بدی ندیده‌اند و اگر اصلاح طلبان آن‌ها را معرفی کنند رأی می‌آورند. پس ما یک لیست یا دو لیست بدهیم برای آن‌ها فرقی نمی‌کند؛ آن‌ها کار خودشان را می‌کنند.</p>
<p>آیا احتمال اینکه دشمنان برای فرستادن افرادشان به مجلس کسانی را در لباس اصولگرایی مطرح کنند، نیست؟</p>
<p>اما آیا این احتمال وجود ندارد که دشمنان نظام برای این‌که افراد خودشان را به مجلس بفرستند کسانی را در لباس اصولگرایی مطرح کنند؟ ما که همه را نمی‌شناسیم، کسانی هستند که ممکن است با قیافه‌ای حق به‌جانب تظاهر به اصول‌گرایی کنند، از مقام معظم رهبری هم تعریف کنند و احیانا هم از حامیان واقعی خود بد بگویند. آیا درست است که ما به‌عنوان حفظ وحدت و برای این‌که لیست ما رأی بیش‌تری بیاورد یا تعداد رأی دهندگان بیش‌تر شود، چنین کسانی را بپذیریم؟ اگر چنین شد ما برنده‌ایم یا آن‌ها؟ آن‌ها از موقعیت اصولگرایان و زحماتی که کشیده‌اند، اخلاصی که داشتند و آبرویی که در طول این سی سال کسب کردند بهره‌برداری کنند برای این‌که افراد خودشان را وارد مجلس کنند، حالا ما برنده‌ایم یا آن‌ها؟ ما نمی‌توانیم کاری بکنیم که آن‌ها در انتخابات شرکت نکنند یا نامزدهایشان را معرفی نکنند یا طرفدارانشان به آن‌ها رأی ندهند؛ این کار از ما بر نمی‌آید. کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که نگذاریم کسانی که احتمال می‌دهیم نفوذی دشمنان هستند رأی بیاورند. والا اگر به اسم حفظ وحدت انعطاف داشته باشیم و اجازه دهیم چند نفر هم از آن‌ها بیایند، عملا بخشی از قدرت مجلس را در دست می‌گیرند؛ بالاخره یک دشمن هم زیاد است.</p>
<p>ما اگر در مقابل خدا و اولیای خدا و شهدایمان وظیفه‌ای داشته باشیم این است که نگذاریم افراد فاسد وارد مجلس شوند. طبعا از یک طرف باید افراد صالحی را معرفی کنیم که برای مردم قابل قبول باشد، هم خود ما اطمینان داشته باشیم، هم مردم آن‌ها را بشناسند و به آن‌ها رأی بدهند و از سوی دیگر باید مواظب باشیم دشمنان نظام و کسانی که یقین یا ظن داریم که دلشان با آن‌هاست، نفوذ نکنند. اما آیا ما باید به دنبال این باشیم که اصلا هیچ کاندیدایی از آن‌ها تأیید نشود؟ این در اختیار شورای نگهبان است ومبانی و قواعدی برای این کار وجود دارد. شاید کسانی باشند که واقعا مشکل آن چنانی ندارند، شورای نگهبان نمی‌تواند چنین کسانی را رد کند؛ بسیاری از این افراد آدم‌های خاکستری هستند، در گذشته هم خیانت بزرگی از آن‌ها دیده نشده، شورای نگهبان نمی‌تواند این افراد را رد کند، چون دلیلی برای این کار ندارد. بنا براین ممکن است دشمن از دو کانال وارد شود، هم از آرای طرفداران فتنه استفاده کند و هم از این نیروهای تقلبی که به‌عنوان اصول‌گرا معرفی کرده‌اند، در صورتی که واقعا این طوری نبوده‌اند و ما به آن‌ها مجال داده‌ایم.</p>
<p>تمام تلاش‌مان این باشد که افراد اصلح را شناسایی کنیم و به مردم معرفی کنیم و هر چه می‌توانیم از ورود نفوذی‌ها جلوگیری کنیم</p>
<p>در این شرایط ما باید بفهمیم خدا چه کاری را دوست دارد و آن را عمل کنیم، نه آن‌چه دلمان می‌خواهد، نه آن‌چه منافع‌مان اقتضا می‌کند، یا بخواهیم روی حرفی که زده‌ایم پافشاری کنیم؛ این‌ها همه حرف‌های شیطانی است. باید واقعا به دنبال این باشیم که کسی که اصلح است به مجلس برود، یعنی کسی که بهتر برای اسلام و نظام خدمت می‌کند از هر طایفه و تحت هر عنوانی که می‌خواهد باشد؛ با خدا عهد و پیمان ببندیم که در این راه تلاش کنیم، نخواسته باشیم منافع و پرستیژ خودمان را حفظ کنیم؛ تمام تلاش‌مان این باشد که افراد اصلح را شناسایی کنیم و به مردم معرفی کنیم و هر چه می‌توانیم از ورود نفوذی‌ها جلوگیری کنیم. اما اگر در بند این باشید که هفت و هشت بشود، یا نه و ده باشد، سرانجام زمانی می‌رسد که سر بزنگاه نتوانید کسی را معرفی کنید، این چه فایده دارد؟ باید تلاش کرد و بهترین نامزدها را شناسایی کرد، کسانی را که بیننا و بین االله حجت داشته باشیم و در پیشگاه خدا و امام زمان(عج) بتوانیم اثبات کنیم که به نظر ما اصلح بوده‌اند. اما اگر ته دلمان بدانیم که شخص دیگری اصلح است، از هر طیف و گروهی که باشد و غیر از او را به مردم معرفی کنیم، در برابر خدا هیچ جوابی نداریم. پس اول باید افراد اصلح را بشناسیم و بعد نیروهایمان را متمرکز کنیم که این افراد به مردم شناسانده شوند و از سوی دیگر سعی کنیم که منحرفین وارد مجلس نشوند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/3088/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بعد از انتخابات نمایندگان را رها نکنیم</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/2895</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/2895#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 16:59:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=2895</guid>
		<description><![CDATA[حجت الاسلام و المسلمین نظافت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مشروح سخنرانی بسیار مهم حجت الاسلام و المسلمین نظافت در موضوع «انتخاب اصلح بر اساس منابع دینی» در۱۸بهمن در مشهد مقدس:</p>
</div>
<div>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
وجود مقدس نبی اکرم فرموده اند اگر کسی شبی را به صبح بیاورد و دغدغه امور مسلمانان را نداشته باشد مسلمان نیست. الفبای اولیه اسلام و مسلمانی این است که انسان بی توجه و بی دغدغه نسبت به مصالح عالیه اسلام و مسلمین نباشد. یکی از راه هایش هم توجه به امر مهم انتخابات و احساس تکلیف کردن است. اینکه هرکدام ما سهم داشته باشیم در مشارکت حداکثری و انتخاب اصلح.<br />
بعضی ها می گویند به امام زمان رای می دهیم یا سفید رای می دهیم. این گونه نباید باشد. انتخاب اصلح یک امر نسبی است. ما از بین افراد موجود اصلح را در نظر می گیریم. ما در رویاهایمان دنبال اصلح نیستیم. اگر اصلح واقعی بخواهیم که کسی نیست. ما بایستی به آرمان هاو قله ها توجه داشته باشیم و بر اساس مقتضیاتی وافرادی که داریم نزدیک ترین افراد را به این شرایط انتخاب کنیم.</p>
<p><strong>شرط اول، بندگی</strong><br />
از جمله ویژگی های فرد اصلح افکار و روحیات اوست. نامه ای که امیر یالمومنین به فرماندارانش می نویسد با نامه ای که به دیگران می نویسد متفاوت است. شروع این نامه ها خیلی درس آموز است. یک جمله مشترک در همه ی نامه ها ست و آن شروع نامه هاست. مِن عبدالله علیّ امیر المومنین، این نامه ای بنده ی خدا علی است که امیر المومنین است.<br />
این عبارت نکته دارد که چرا حضرت کلمه عبدالله را در معرفی خودش مقدم می داند. قبل ازاینکه اسم خودش علی را بیاورد و بگوید امارت و مسئولیت امیر المومنینی جامعه را دارد می گوید من بنده ی خدا هستم. یعنی همه چیز را در قالب بندگی می بیند. اگر کسی وارد عرصه انتخابات می شود باید براین اساس باشد که می خواهد ایفای نقش بندگی اش را بکند. اگر مومنی می خواهد وارد عرصه تجارت بوشد باید بر اساس بندگی باشد. اگر کسی ازدواج می کند باید براساس بندگی باشد. بندگی جلوه هایی دارد. یکی از این جلوه ها ورود به عرصه ی انتخابات است. یکی دیگر از این جلوه ها ورود به عرصه مسائل مالی و اقتصادی است. یکی دیگر از جلوه ها ازدواج است. یکی از جلوه ها عبادت و نماز اول وقت است. بندگی جلوه های گوناگونی دارد. اگر ما ما احراز کردیم فردی بر این اساس وارد این عرصه شده است، این فرد یکی از معیارهای اصلح را دارد.<br />
نکته دوم اگر انسان بر اساس عبودیت و بندگی حرکت کرد قاعدتا حرکت او در چارچوب دینی و شریعت است. کاندیدای اصلح کسی است که در چارچوب امر و نهی حرکت می کند و خودش را آزاد نمی بیند. از هر روش برای پیروزی انتخاباتی استفاده نمی کند. از هر روشی برای توجه افکار عمومی و اقبال مردم استفاده نمی کند.<br />
امیر المومنین یکی از تفاوت هایی که بین خودش ومعاویه ذکر می کند همین است. امیر المومنین می فرمایند وفاداری همزاد با صداقت است. یعنی من صداقت در بندگی و کاری که می خواهم بکنم دارم. با وفا هستم واهل خیانت نیستم. بعد فرمود ما در روزگاری قرار گرفته ایم که اکثر مردم خیانت کاری و پیمان شکنی را زیرکی می دانند و نادانان هم، کسانی اهل جهل اند، این چنین افراد را که پیمان شکن و خیانت کارند، زیرک می دانند. می گویند خیلی خوب بلد است که چی کار کند. حسن الحیله دارد. راه چاره را بلد است. آن موقع حضرت می گوید من یک مانعی دارم. آن مانع امر خداست. مانع من نهی خداست. من می خواهم در چارچوب امر خدا حرکت کنم. از هر راهی انسان نمی تواند به هدف مقدس و خوب برسد. هدف حق راهش هم باید حق باشد. این را باید توجه کرد. آنهایی که به خاطر خدا و اعلای کلمه ی حق و ترویج ارزش ها و دفاع از حق وارد عرصه انتخابات می شوند دینشان را فدای این امر نمی کنند.</p>
<p>کسی که نفهمد فسق و فجور چیست، ناخواسته واردش می شود<br />
کاندیدای اصلح کسی است که رنج می برد از فساد موجود، از بی عدالتی. به دنبال اصلاح امور است اما اصلاح امور شرط دارد. شرطش این است که انسان نخواهد خودش را فاسد و خراب کند. کاندیدای اصلح قبل از آنکه به فکر بهشت دیگران باشد به فکر بهشت خودش است. قبل از آنکه به فکر سعادت دیگران باشد به فکر سعادت خودش است.<br />
امیر المومنین در جایی می فرمایند: لا ارید اصلاحکم بافساد نفسی. منِ علی می خواهم شما را مداوا کنم، کجی شما را اصلاح کنم. مشکلات شما را حل کنم. اما نمی خواهم به قیمت فاسد کرد خودم شما را اصلاح کنم.<br />
این که می گوییم در چارچوب بندگی حرکت کند این ها علامتش است. این که سعادت و بهشت خودش را به هیچ نمی فروشد. کاندیدای اصلح عرصه رقابت انتخاباتی را عرصه رقابت برای رفتن به بهشت می داند. آن هایی که نمی فهمند همین آدم ها را سرزنش می کنند. همچنان که امیر المومنین را سرزنش می کردند.<br />
لذا امیر المومنین می فرمود معاویه از من زرنگ تر و سیاست مدار تر نیست. معاویه اهل فسق و فجور است و از هر ابزاری برای رسیدن به هدفش استفاده می کند. فرمود: اگر خیانت و پیمان شکنی مکروه و بد نبود من از همه زرنگتر و سیاست مدارتر بودم. بنابراین کاندیدای اصلح آدم ابلهی نیست که نفهمد خلاف چیست. فسق و فجور چیست. باید بهتر از هر کسی بفهمد چی هست و سراغش نرود.<br />
اصولا اگر کسی نفهمد فسق و فجور چیست، ناخواسته واردش می شود. معنایش این نیست که این ها را بلد نیست. می داند که فسق و فجور چیست. اصلا خداوند الهام کرده است؛ به اندازه ای که آدم ها تقوا می دانند فجور هم می دانند. «الهمها فجورها و تقواها». نمی شود که آدم فسق و فجور را نداند و بخواهد از آن ها پرهیز هم بکند. امیر المومنین هم می گوید من بلد هستم. اما هر آدم پیمان شکنی فاجر است و هر فاجری کافر است.</p>
<p><strong>بنده خدا، بنده رأی مردم نمی شود</strong><br />
اگر کسی بنده ی خدا باشد، یعنی به سهم خودش و به اندازه خودش از غیر خدا آزاد باشد. وقتی می گوییم بنده ی خدا یعنی کسی که حر است. اسیر پول نیست. اسیر میز نیست. اسیر حرف های مردم نیست. می خواهد از خدا خط بگیرد. می خواهد محرکش خدا باشد. اگر این چنین باشد دیگر تحت تاثیر حرف های مردم نیست.<br />
شاید شما برخورد کرده باشید با سیاست مدارانی که در جمع های مختلف حرف های متفاوت می زنند. یعنی تحت تاثیر جمع ها و مطابق میل دیگران حرف می زنند. کاندیدای اصلح کسی است که حاضر نیست خودش را برای رای مردم بفروشد. یعنی قبل آن که به رضایت و میل مردم توجه کند به رضایت خدا توجه می کند. یکی از مشکلات خیلی از کاندیداها همین است که وقتی نماینده می شوند به فکر این هستند که در دوره های بعد هم انتخاب شوند. این مصیبتی است. باید دندان طمع انتخاب دوره ی بعد را کند.</div>
<div><span style="text-align: justify;"> </span></div>
<div style="text-align: justify;">طرف اگر بخواهد یک جوری حرکت کند که دفعه بعد هم رای بیاورد، این حر نیست. این اسیر است. چنین کسی طبیعتاً می افتد در زد و بند. در رای دادن به وزرا در زد و بند می افتد. در توجه به خواسته های ناحق مردم باز هم در زد وبند می افتد. امیر المومنین به مالک اشتر می گوید: ولیکن احبّ الامور الیک اوسطها فی الحقّ و اعمّها فی العدل و اجمعها لرضی الرّعیه. سه شاخص برای تصمیم گیری باید باشد. آن چیزی که برای تو از همه محبوب تر باشد که به حق نزدیک تر باشد، عدالت بیشتری را شامل می شود و موجب فراگیری عدالت می شود. و سوم به رضایت مردم توجه کند. اما تا کجا به رضایت مردم توجه کند؟ تا جایی که به حق لطمه نزد.<br />
این چنین نیست که بگوید من وکیل مردم هستم. هرچه مردم بگویند من مطیع هستم. نه؛ یک جاهایی در برابر حرف مردم هم می ایستد. از هر حرفی دفاع نمی کند. اسیر هیچی نباشد حتی رای دهندگانش. یعنی رضایت مردم را بخواهد به شرطی که به بندگی و حق لطمه نزند. کار خیلی سخت می شود. ممکن است کاندیدای اصلح یک وقت در جریان این که آیا این امکان برای شهر خودش باشد یا آن شهر، بگوید برای آن شهر باشد، آنها نیازمند ترند. بعد مردمی که اورا انتخاب کرده اند و به او رای داده اند دفعه دیگر به او رای ندهند. بگویند او برای شهر دیگر اولویت قائل شد.<br />
یکی از مشکلات ما همین در زد بند قرار گرفتن است. یعنی برای آنکه حرف و پاسخی داشته باشد برای انتخاب کنندگانش که بگوید من برای شما این کارها را کردم، باید باجی بدهد به یک وزیری، یک جایی کوتاه بیاید. خوب هیچی، به همدیگر باج می دهند.</p>
<p><strong>اصلح، در مبارزه ای مستمر قرار دارد </strong><br />
کاندیدای اصلح کسی است که عرصه انتخابات را یک میدان مبارزه بداند و از حالا به فکر مبارزه در راه خدا نیفتاده باشد. سابقه اش هم این طوری باشد. زندگی را عرصه مبارزه بداند. همه ی زندگی اش همه ی لحظه های زندگی اش مبارزه باشد. این سبب می شود که نجات پیدا کند. اگر نتوانست دیگران را نجات دهد خودش را حداقل نجات می دهد.<br />
خدای متعال در قرآن وعده داده است. «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» کسانی که اهل مبارزه هستند راه را به ایشان نشان می دهیم. یکی از چیزهایی که به خلاقیت افراد کمک می کند همین مجاهده است. مجاهده ی با قلب، با زبان، با عمل. وقتی انسان دغدغه دارد، خدا به او راه را نشان می دهد. همان طور که امیر المومنین می گوید من از مالک می خواهم علی را یاری کند با قلبش و با زبانش و با دستش. با قلب یاری کردن یعنی چی؟ معنایش می شود این که مجاهده ی قلبی داریم. دغدغه داریم. شهید بهشتی گفته بود تداوم انقلاب دو چیز می خواهد خون دادن و خون دل خوردن. وقتی انسان دغدغه داشته باشد ممکن است حتی خواب یک طرح را ببیند. به ذهنش می رسد. مدام فکر می کند.<br />
اگر کسی عرصه ی انتخابات را برای ایفای بندگی خودش بداند، عدالت را برای خودش و نزدیکانش می خواهد. یعنی حاضر است عدالت علیه خودش هم اجرا شود. این خیلی مهم است که نتفر از ظلم داشته باشد، نخواهد بدهکار خلق باشد. نخواهد دینش رافدای دنیای دیگران کند. وقتی به کاندیدایی که رای می آورند تبریک می گویند، می دانید یعنی چی؟ یعنی ذهنیت جامعه خیلی خراب است. یعنی خیلی ها فکر می کنند به طعمه ای دست پیدا کرده است. یعنی خوش به حالت. هوای ما را هم داشته باش. این نگرش را ندارند که باری بر روی دوشش آمده است.<br />
چقدر سخت است که انسان هوای نفس خودش و منافع مادی خودش و اطرافیانش را نداشته باشد. بلکه عدالت را برای همه بخواهد. امیر المومنین می فرمایند به خداقسم اگر شب تا صبح من را روی خارها قرار دهند و در چنین وضع سختی دست و پای مرا با غل و زنجیر ببندند، این برای من خیلی شیرین تر و محبوب تر از این است که روز قیامت خدا و رسول را ملاقات کنم در حالی که به بنده ای از بندگان خدا ظلم کرده ام.<br />
امیر المومنین برای این که نشان دهد عدالتخواه واقعی است، مثالی می زنند. آخر بعضی ها عدالت خواهی شان مال وقتی است که به خودشان ظلم شده است. چون به خودش ظلم شده است، فریاد عدالت سر می دهد. بعد که خودش سواره شد دیگر یادش نمی آید. اگر کسی به خودش ظلم نشده باشد اما بی عدالتی را که می بیند رنج ببرد و از عدالت طرفداری کند این ارزشمند است.<br />
برادر امیر المومنین عقیل عیال وار و فقیر بود. خود امیر المومنین شهادت می دهد که فقیر بود. صورت خودش و فرزندانش سیاه شده بود از فقر. امیر المومنین انسان لطیف و عاطفی است. امیر المومنین می گوید عقیل آمد و از من یک ساع از گندمِ شما مردم را خواست. سهمیه اضافی می خواست. حضرت به او گوش دادند. گوش دادن به درد دل فقیر که کار خوبی است. فرمودند دوباره، سه باره می آمد و من گوش می دادم. او فکر می کرد چون حرفش را گوش می دهم می خواهم دینم رابرای او بفروشم. آهنی داغ کردم و نزدیکش بردم. دادش بلند شد. گفتم تو از آهنی که انسان به شوخی داغ کرده می نالی، من از آتشی که به خاطر غضب خدای متعال شعله ور می شود ننالم؟ یعنی امیر المومنین در راه عدالت اسیر عاطفه اش نیست. یقیناً رنج می برد از اینکه برادرش فقیر است. ولی فقر و گرفتاریی های دیگر هم هست. در ادامه، حضرت می فرمایند شگفت تر از این، شبی است که در خانه ی مرا زدند و برای ما یک حلوایی آوردند.</p>
<p><strong>هدیه به مسئولان، رشوه است</strong><br />
اگر به مسئولی هدیه ای می دهند این رشوه است. پیشنهاد سفر خارجی همراه یک وزیر خودش رشوه است. الان گاهی سلام و لبخند رشوه است. قول دادن که این کار را برایت انجام می دهم رشوه است.<br />
خدانگه دار رهبری باشد. ایشان آخر دوره ریاست جمهوری شان حتی مجموعه هدایای رسمی را که در هشت سال به ایشان داده بودند به موزه آستان قدس دادند و شد موزه. یعنی اینکه این ها مال من نیست، اگر مسئول نبودم که به من این ها را نمی دادند.<br />
وقتی نیمه شب به قاضی و حاکم هدیه می دهند معنا دارد. طرف توقع دارد. اجرای عدالت لوازمی دارد؛ این که بدهکار و وام دار کسی نباشد. رو در بایستی با کسی نداشته باشد. یک آقایی از نامزدها را دیدم و گفتم قول می دهی که رفتی مجلس زندگی ات تغییر نکند؟ حتی بدتر هم بشود؟<br />
این شاخصه را خود امیر المومنین فرمود. وقتی در شهر بصره رفتند به دیدن یکی از یارانشان. ایشان دیدند خانه اش خیلی وسیع است به او گفتند این خانه ی وسیع را می خواهی چه کار کنی؟ تو این خانه را برا ی آخرتت بیشتر نیاز داری. بعد گفت البته اگر کسی بخواهد با خانه ی وسیع هم می تواند به آخرت برسد. مهمان داری کند، فقرا را بیاورد، حقوق الاهی را بدهد. آن شخص که داشتن امکانات افراطی بود، برادری داشت که تفریطی بود. گفت یا علی شکایت می کنم به تو از برادرم. یک عبا پوشیده و ترک دنیا کرده. یعنی از امکانات استفاده نمی کند و دنبال عبادت و عزلت است. حضرت گفتند بگویید بیاید. علی به او گفت : ای دشمن کوچک نفس (چون دشمنی با نفس خوب است اما او روشش را بلد نبود، امام این گونه تحقیرش کردند) به زن و بچه ات رحم نمی کنی؟ این کارهای برای چیست؟ آن شخص جواب داد: خودت چه یا علی؟ این غذایی که شما می خوری، غذایی است که از گلوی هیچ کس پایین نمی رود. لباس شما خشن است. امام گفت: وای برتو. من که مثل تو نیستم. خدا بر پیشوایان عادل واجب کرده است که بر خودشان تنگ و سخت بگیرند و مطابق با ضعفای مردم باشند. یعنی باید سطح مصرفشان را پایین بیاورند. حالا که طرف نماینده می شود زن و بچه اش باید بدانند بنا نیست وضعشان بهتر شود. به اندازه توانشان باید وضعشان بدتر شود.<br />
در عمل یک نماینده اگر نداند بر مردم چه می گذرد نمی تواند از حقوق فقرا و مستضعفین دفاع کند. منی که سواره ام نمی دانم پیاده چه مشکلی دارد. در عمل باید بچشد. ولی اگر خودش بهترین امکانات را دارد با این توجیه که می خواهد خدمت کند، اگر هم بخواهد خدمت کند، چون درکی از گرفتاری ها ندارد، ناخواسته نمی تواند. اگر بخواهد هم نمی تواند. این که مسیر انقلاب در یک برهه هایی به چالش و نوسان افتاد به خاطر همین توجیه ها بود. شاید نیت های خیری داشتند اما مصون نبودند از القائات شیطانی. یعنی به جامعه احاطه نداشتند که این تصمیم ها چه آسیب هایی را ایجاد می کند.<br />
امیر المومنین به عثمان بن حنیف فرمود دلم را خوش کنم که اسمم شده مسئول و همین عنوان شیرین باشد؟ ولی عملاً شریک مشکلات و روزگار این فقرا نباشم. من در عمل باید شریک این فقرا باشم. البته معصوم توانش بالاست. برای همین من گفتم به اندازه و توانش مصرفش را بیاورد پایین و با فقرا همدردی کند، نه مثل امیر المومنین. چون امیر المومنین در اوجی قرار دارد که کسی نمی تواند به او برسد.<br />
حالا شما ببینید متاسفانه چقدر رشوه در جامعه است. مسئولیت دارند، مدیرکل هستند و هدایایی می گیرند.</p>
<p><strong>اصلح، تابع رهبری است نه سربارش</strong><br />
یکی از معیارها این است که آیا اطاعت از رهبری دارد یا نه. پرچمدار را باید تقویت کرد. پرچم دست هرکسی هست باید بیشتر از هرکسی عزت داشته باشد. بیشتراز هرکسی باید حرمت داشته باشد. بیشتر از هرکسی باید آبرویش حفظ شود. بیشتر از هرکسی باید نگاه واشاره اش نافذ و گره گشا باشد. بار خیلی سنگینی است. درد دل های امیر المومنین را نگاه کنید. می گوید معاویه امام باطل و خدا را معصیت می کند است اما از او اطاعت می کنند. من خدا را اطاعت می کنم و شما از من نافرمانی می کنید.<br />
خیلی مهم است اطاعت از رهبری. وقتی می گوییم اطاعت از رهبری، نه چاپلوسانه، نه متملقانه، نه شعاری. نه برای رای جمع کردن. واقع باید اطاعت کند. نه این که همه ی هزینه ها را به دوش رهبری بیندازند. آخر عده ای همیشه می گویند آقا گفته آقا گفته. که خرابکاری هایشان را آقا جواب بدهد. این خیلی غلط است. هرکس بار کار خودش را باید خودش بر دوش بکشد. اگر جایی هم فهمید فکرش با فکر رهبری و آن کسی که پرچم دستش است و احاطه بیشتری دارد، تعارض پیدا کرده است، نظر او را مقدم کند. اطاعت از رهبری معنایش این نیست که مشاوره ندهد، نامه ندهد و نظرش را مطرح نکند. نظرش را مطرح کند ولی نظرش را طوری مطرح نکند که رهبری تضعیف شود و دشمن سوء استفاده کند. بوی مخالفت نباید بیاید. این خیلی لطیف و ظریف است و دقت می خواهد.</p>
<p><strong>اصلح و مبارزه با اسراف و تبذیر</strong><br />
کاندیدای اصلح کسی است که نمی خواهد به هر قیمتی پیروز شود. اگر هدف خدمت است از هر راهی استفاده نمی کند. امیر المومنین در خطبه ۱۲۶ نهج البلاغه می گوید: آیا به من امر می کنید که من به دنبال پیروزی باشم به وسیله ستم و ظلم کردن؟ بریز و بپاش کردن، هرکمکی را قبول کردن، &#8230; این ها نباید باشد. هرکس که دارد اسراف می کند به هر بهانه ای، اسراف حرام است. یکی از نکات مهم همین است که آیا این نامزد نسبت به پول بیت المال حساس هست یا نه. متاسفانه حساسیت کم است. خیلی راحت خرج می کنند. امیر المومنین می فرمایند پول اگر مال خودم بود عدالت را رعایت می کردم. حالا که مال بیت المال است.<br />
کاندیدای اصلح کسی است که می خواهد امر به معروف کند و بیشتر از هر کسی توی جامعه، مسئولان جامعه محتاج امر به معروف و نهی از منکرند. از بزرگترین منکرات اسراف است. اخیراً آقایی آمده بود درباره حجاب حرف بزند. بهش گفتم چرا از ادارات شروع نمی کنید؟ این که زیر دست است. این کسی که ریش می گذارد و تسبیح به دست و یقه ی بسته و انگشتر و&#8230; بعد مسئول دفترش خانمی است که آرایش کرده است، خوب این معلوم است که توسعه پیدا می کند. ما امر به معروف ونهی از منکرهای کلیدی داریم. بدحجابی منکر مهمی است. نباید بهش بی تفاوت بود ولی اگر می فهمد فلان مسئول اسراف می کند و ده ها میلیون بریز و بپاش می کند ولی باز هم کنار او می نشیند و می گوید و می خندد، این غلط است.<br />
اگر آن پول هایی که اسراف کردند و به فوتبالیست ها دادند و &#8230; می دادند به فقرا و چادر به آنها هدیه می دادند، اگر شکم ها را سیر می کردند، اگر نیاز نیازمندان را بر طرف می کردند، وضع این جوری نمی شد. امیر المومنین فرمودند: پول بی جا خرج کردن تبذیر است. هرچند برای چند روزی در دنیا او را مقابل چشم ها می آورد بالا. می گویند باریکلا عجب سخاوتمند است. چه راحت امضا کرد. چه راحت رای داد. همین جوری الکی بلند می شود و می نشیند و مخالفت می کند. این ها آن دنیا جواب دارد.</p>
<p><strong>نازپرورده های ناشکر و مستضعفین همیشه حامی</strong><br />
حضرت می فرمایند کسی که بیجا خرج می کند در دنیا چندصباحی بالا می رود اما در آخرت جایگاهش پایین است. در چشم مردم محترم می شود اما در نزد خداوند خوار می شود. چقدر پول دادند به کارگردان ها و آدم های نااهل. بعد این ها را علم کردند و بتشان کردند. بعد هم خانه و زنشان را نشان دادند وگفتند این ها الگو اند. تحفه یک گل زده یا توانسته هنرپیشه خوبی شود.<br />
فرمود هیچ کس در این دنیا مال خودش را بی جا و برای نااهلان خرج نمی کند، مگر این که پول ش را می خورند و تشکر هم نمی کنند. نمک می خورند و نمک دان می شکنند. سر و سرشان باز با بیگانه هاست. وقتی شعار حکومت دینی دادی اما با فکر خودت رفتی جلو، نتیجه اش همین می شود. اگر یک روزی لغزش پیدا کنی و محتاج کمک آن ها بشوی، بدترین دوست می شوند. به کمکت نمی آیند. لذا در همین نامه مالک اشتر داریم که هوای توده ی مردم را داشته باش. توده ی مردم یعنی اکثریت. البته به شرطی که خواسته هاشان به حق باشد.<br />
حضرت درباره ویژگی خواص فرمود: در دوران رفاه بیشترین خرج را بر دست حکومت می گذارند. اما وقتی گرفتاری ایجاد می شود، کم ترین کمک را می کنند. وقتی جنگ می شود به کمک نمی آیند. از همه نسبت به انصاف بیشتر کراهت دارند. به هر حال هر حکومتی مشکلاتی هم دارد. آنی که ماهی سه میلیون درآمد دارد باز هم نق می زند. ببینید چه کسانی در جامعه بیشتر از همه نق می زنند. این هایی که وضعشان خوب است. در عوض چه کسانی بیشتر از همه بعداز نماز خدایا خدایا می گویند. چه کسانی مشارکت بیشتری دارند. باز هم همین مستضعفین هستند. این رمزی است که امیر المومنین ۱۴ قرن پیش مخابره کردند. گفتند آن ها اینجوری اند. طبقه خاصه، انصاف نمی دهند. بیش از همه نق می زنند. برای چیزی که بگیرند گدایی می کنند، اصرار می کنند و دل هم نمی کنند. وقتی بهشان می دهی کمتر از همه شکر می گزارند. وقتی ندهی عذری را نمی پذیرند و یا به کندی می پذیرند. وقتی مشکلی پیش می آید از همه کمتر صبور هستند. و بعد می فرماید ستون دین و آنچه که باعث اجماع مسلمانان می شود، چیزی که در برابر دشمنان عُدّه است همین توده ی مردم هستند. مالک، میلت با این ها باشد، به حرف این ها گوش بده.<br />
امیر المومنین در یکی از سخنرانی هایش اعتراف می کند به حق دیگران. فرمود حق شما بر من این است که من خیرخواه شما باشم، مراقب بیت المالتان باشم، به فکر تعلیم شما باشم. یعنی حاکم جامعه اسلامی مردم را با حیوان عوضی نمی گیرد که فقط فکر نان و آب باشد. نان و آب حداقل و کف اش است. باید به فکر تعلیم و تربیت باشد. باید برای فرهنگ بها قائل شود. چون اگر مشکل فرهنگ حل نشود، قرآن می گوید «ان الانسان لیطغی، أن رآه استغنی». شکم آدم ها را که بدون فرهنگشان سیر کنی بدتر طغیانگر می شوند. باید یک جوری مشکل مادی اش را حل کنیم که مشکل معنوی اش هم حل شود. تغذیه ی فکر هم باشد. از اشتباهاتی که در سال های اخیر شده است، بی توجهی به امر فرهنگ است. آن جایی هم که توجه شده، درست و اسلامی توجه نشده. بی حساب و کتاب پول خرج کردن و دقت نکردن این کارها را دست ما می دهد.</p>
<p><strong>اصلح، در معرض ارتباط فکری با مردم</strong><br />
کاندیدای اصلح کسی است که حضور در اجتماع داشته باشد و برای خودش عقبه ای درست کند تا مشورت بگیرد. گاهی مردم طرح های بهتری می دهند. چرا برای خودش عقبه درست نمی کند؟ چرا مشورت نمی کند؟ چرا ارتباطش را با مردم قطع می کند. چرا در بین مردم حضور پیدا نمی کند. نمی گویم همیشه حضور پیدا کند؛ حضور ریاکارانه به نیت جمع کردن رای به درد نمی خورد. حضور واقعی در میان نخبگان، طلاب، دانشجویان. از آن ها نظر و کمک بخواهد. تنهایی که نمی تواند بفهمد چه کار کند. طرح ها و نظریاتی که از متن اجتماع بلند می شود، طرح های صائب و درستی هستند. باید ارتباطش را بر قرار کند.<br />
امیر المومنین می گوید با آدم های عاقل مشورت کنید. چرا مدام توی یک مدار می چرخید؟ هدف های دیگری هم هست. نظرات دیگری هم هست. چرا بعضی از نظرات و حرف ها غریب است؟ چون باید بیایند توی متن مردم. ارتباطشان را نباید قطع کنند. فرمود: کسی که ملازم با مشورت باشد، نظر صواب را ازدست نمی دهد. البته فرمود می بیند که دشمن نظرش چیست، ضدش عمل می کند.<br />
اصلح از آدم های مخلص مشورت می گیرد. امیر المومنین فرمود مشاورت آدم بخیلی نباشد. مشاورت حریص و ترسو نباشد. از کسی مشورت بگیر که نظر شخصی ندهد. این راهش این است که با ارتباطش را با مردم قطع نکند. ارتباط داشته باشد. یک جا امیر المومنین به مالک اشتر فرمودند: مالک در پرده ی حجاب نرو. یکی از اشکالاتش این است که وقتی نماینده ای با موکّلینش خودش ارتباط نداشته باشد و مستقیماً حرف نزند، نمی داند چه خبر است. بی خبر می شود. بعد امامفرمود چیزهای بزرگ نزد او کوچک می شود، کوچک بزرگ می شود. زیبا را زشت جلوه می دهند. حق و باطل برایش آمیخته می شود. مسئولان هم بشرند. نمی تواند که بفهمد باطل چیست و حق چیست. یک راهش این است که حضور داشته باشد در میان مردم.<br />
امیر المومنین یکی از فرماندارانش را سرزنش می کند که در مجلس اشراف شرکت کرده. باز یکی از عیب ها همین است. هدیه گرفتن و هم پیاله شدن با اشراف. هیچ کس الکی پول خرج نمی کند. حساب دارد. هر دیوانه ای به کار خودش عاقل است. سرمایه دار، آدمی که طماع است، یک محاسباتی دارد. اصلح هر جا هر جا و با هرکسی نباید عکس بگیرد. از هرکسی نباید چیزی بگیرد. چون طرف وقتی پولی می دهد و برای پولش سند درست می کند، بعد تورا گیر می اندازند طوری که نتوانی از حق دفاع کنی. می گوید اگر فلان چیز را بگویی، این سند را لو می دهم.<br />
توی مجلس سوم یادم است که آقای بهزاد نبوی وزیر صنایع بود. نماینده ها ظاهراً می خواستند استیضاحش کنند. گفت چه کسانی پیکان نگرفته اند؟ همه سر جای شان نشستند. شاید هم خیلی ها برای خودشان نگرفته بودند اما با همین حرف فضا عوض شد.<br />
وقتی به امیر المومنین خبر رسید که عثمان بن حنیف در مجلس اشراف شرکت کرده، حضرت نامه نوشتند که مردی از اهل بصره تو را دعوت کرده است، تو هم به سرعت رفته ای. منِ علی فکر نمی کردم به این سفره بروی. سفره ای که فقرایش رانده شده اند و ثرتمندان دعوت شده اند. ای عثمان آنچه که می جوی و می خوری خوب به آن نگاه کن. اگر مشتبه است نخور. آن قدر امر عدالت مهم وسخت است که امیر المومنین در جایی می گوید توی مجلسی که نشسته ای و ملاقات عمومی داری فقط به پولداران و قدرتمندان نگاه نکن. به بقیه هم نگاه کن. عدالت را در نگاهت داشته باش تا قدرتمندان طمع پیدا نکنند که به نفع آن ها اقدام کنی و ستم کنی.<br />
خیلی روایت قشنگی داریم که خیر از جانب مومن مأمول است و شر از جانب او مأمون. یعنی یک جوری رفتار می کند که همه از او آرزوی خیر دارند. باید مستضعفان را برای احقاق حق امیدوار کرد. گاهی وقتی کسی می خواهد احقاق حق کند باید دو برابر خرج کند تا احقاق حق کند. می بیند نمی ارزد و رها می کند. شرایط باید به گونه ای باشد که همه برای احقاق حق امید داشته باشند.</p>
<p><strong>اصلح، سخن و سکوتش به نفع دشمن تمام نمی شود</strong><br />
اصلح کسی است که بهانه دست دشمن نمی دهد. دشمن را ناامید می کند و دوست را امیدوار می کند. همین سیاستی که رهبری دارند. نباید نطقش طوری باشد که دشمن را امیدوار کند. اگر نماینده ای می رود با رادیو های بیگانه مصاحبه می کند این فایده ندارد. فرمود : من شکا حاجته الی مومن فقط شکا الی الله و من شکا حاجته الی کافر فقد شکا من الله. هرکس درد دل هایش را با مومن بگوید به خدا شکایت برده و هرکس درد دلش را به کافر بگوید، از خدا شکایت کرده است.<br />
در کلمات قصار نهج البلاغه داریم که روزی یک یهودی به امیر المومنین گفت: هنوز آب غسل پیامبر شما خشک نشده بود که شما اختلاف کردید. امام علی که در این داستان مظلوم بود، ظالم نبود. اما حضرت سفره ی دلش را پیش او پهن نکرد. نگفت راست می گویی. فرمود شما ها چی؟ شما یهودی ها وقتی حضرت موسی از رود نیل ردتان کرد، هنوز پایتان خشک نشده بود که به حضرت موسی گفتید برای ما هم اینجور خدایی مثل خدای بت پرستان قرار بده. جواب دندان شکن به دشمن دادن خیلی مهم است. یک معیار است. فاصله گرفتن از خواست و میل دشمن. ناامید کردن دشمن با نطقش، رایش، سخنش. گر می خواهد سکوت کند سکوتش دشمن را باید عصبانی کند. اگر قرار است حرف بزند حرفش باید دشمن را عصبانی کند. ما باید آرزویمان باشد که دشمن عصبانی باشد. خدایا شیاطین را از ما عصبانی کن. خدایا امام زمان را از ما خوشحال کن.<br />
ولی کسانی هستند که به دوست ضربه می زنند و دشمن را امیدوار می کنند. نماینده باید بفهمد هر حقیقتی را هرجایی نگوید. این که می بینیم که رهبری گاهی سرزنش می کنند نمایندگان را، نه این که این ها آدم بدی باشند، نه، دقت ندارند. نمی دانند چی را کجا بگویند. بعد گاهی دشمن هم تحریک می کند. امیر المومنین را تحریک می کردند که برای این که دفاع کند از حقش. وقتی حضرت مجبور شدند بیعت کنند ابوسفیان پیشنهاد داد که بیا من با تو بیعت می کنم. ابوسفیان که به امیر المومنین پیشنهاد می دهد، مخلص نیست. می خواهد اختلاف ایجاد کند. تا خودش به نان و نوایی برسد. حضرت فرموده اند: موج های فتنه را بشکافید با کشتی های نجات. فرمودند که اگر من حرف بزنم می گویند علی حریص است بر حکومت. اگر سکوت کنم می گویند ترسیده است. یعنی حرف زدن من، نه به خاطر این حرف است که آنها می گویند، و نه سکوتم به این خاطر که آن ها می گویند.<br />
سکوت وحرف زدن باید به فرمان خدا باشد ولی کسی که تحت تاثیر وسوسه های شیاطین قرار می گیرد سکوتش به نفع دشمن می شود. حرف زدنش هم به نفع دشمن می شود. انتقاد امیر المومنین از یارانش همین است که رفتار شما دشمن را به طمع می اندازد. دشمن را نباید به طمع انداخت. دشمن را باید ترساند. این ها مبانی دینی دارد. قرآن می گوید: «و أعدّوا لهم ما استطعم من قوه و من رباط الخیل» دشمن را بترسانید.</p>
<p><strong>تصمیم گیری امانتدارانه، بر اساس اولویت ها و مصلحت امت</strong><br />
سه معیار مهم تصمیم گیری حق، عدل و عقل است. عقل می گوید سبک و سنگین کن. فرموده اند: عاقل کسی نیست که خوبی را از بدی بشناسد. عاقل کسی است که اگر بین دو بدی بود بفهمد کدام بد خوبتر است. یعنی سبک و سنگین کند. اهم و مهم کند. چه اشکالی دارد بعضی جاها را برای یک مدت تعطیل کنیم. ریل را عوض کنید درست می شود. خیلی از این ریل ها که داخلش دارید حرکت می کنید مال زمان شاه است. اگر ریل را عوض کنی درست می شود. اهم ومهم کن. چطور توی زندگی شخصی تصمیم می گیریم که چگونه بودجه تصویب کنیم و چگونه تصمیم بگیریم. بعضی مسائل را یک سال دو سال تعطیل می کنیم. باید به این فکر کرد که الان اولویت چیست؟ اولویت بندی نمی شود.<br />
نماینده ی اصلح کسی است که نگاهش به مسئولیت این است که این یک امانت است و بارم سنگین شده است. در امانت نباید خیانت کرد. حالا چه کسی خائن نیست؟ فرمود کسی که سر و علانیتش (ظاهر و باطنش)، گفتار و رفتارش تفاوتی ندارد. این می تواند امانت شما را ادا کند. چه کسی خائن نیست. کسی که ظاهر و باطنش فرق نکند. بعضی ها این گونه اند که می گویند چنان خواهیم کرد. قبلش چه کار می کردید؟ وعده دادن فایده ای ندارد. تا حالا چه کار کردید؟ تا حالا کجا بر علیه بی عدالتی داد زدی؟ تا حالا کجا صراحت لهجه داشتی؟ تا حالا کجا محافظه کاری نداشتی؟ البته یک جاهایی باید یواشکی داد زد، جاهائی که باعث سوء تفاهم می شود و مردم ناامید می شوند. ولی بالاخره صریح اللهجه باید باشیم. سابقه افراد را باید مورد توجه قرار بدهیم. خوش باور نباشیم.<br />
ما هم که در انتخابات شرکت می کنیم و دغدغه شناخت اصلح را داریم باید دقت کنیم که کار سختی است و حتماً نیاز داریم به یک تیم، به یک افرادی که واقعاً عادلانه بررسی کنند و به مشهورات اکتفا نکنند. ممکن است انسانی باشد که گمنام باشد اما بهتر باشد. سابقه اش نشان بدهد که این آدم با عرضه و توانمند است. متاسفانه خیلی وقت ها ما به مشهورات اکتفا می کنیم. ولی نمایندگی که مِلک کسی نیست. اگر کس بهتری پیدا شود، باید او را انتخاب کرد. فرمود: ملعونٌ من وضع نفسه فی موضع لا یلیق به. اگر کسی خودش را در جایگاهی قرار بدهد که لیاقتش را ندارد ملعون است. دور از رحمت خداست. خیانت کرده به ملت و امت. فرصت سوزی کرده. نماینده اصلح اگر حتی رأی هم نیاورد، باید آرزوی موفقیت رقیب پیروزش را داشته باشد. اگر نامزدی حسود است و مشکلات روحی و روانی دارد توی این جا هم با هم اختلاف می کنند. عقده ها و کینه ها این ها همه اثر می گذارد. کاندیدای اصلح باید طرح داشته باشد و مخلصانه در اختیار دیگران قرار بدهد. نه این که بگوید طرحم را نگه دارم، بعداً که این ها خراب کاری کردند و مردم فهمیدند، من طرحم را بدهم! مولای شما امیر المومنین به خلیفه دوم مشورت های مخلصانه داد. گفت حالا که پرچم به دست عمر است بگذار خرابکاری ها کمتر شود. بگذار اسلام و مسلمین کمتر ضرر کند. آن قدر مشورت داد که عمر گفت اگر علی نبود عمر هلاک می شد. باید به مصالح اسلام و مسلمین فکر کنیم. در خطبه ۱۳۶ داریم وقتی عمر می خواست به جنگ برود، پرسید من خودم بروم خط مقدم؟ امام گفت نه! نرو که کشته می شوی. این فضیلت و اخلاص و صفای امیر المومنین است.</p>
<p><strong>بدون اخلاص، خیانت پیش می آید</strong><br />
قرآن می گوید: «ان الله یامرکم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها» رای ما امانت است. امانت را باید به اهلش داد. نباید خیانت کرد. نباید با تعصب رای بدهیم. عصبیت یعنی این که بهترینِ قوم دیگران را از بدترینِ قوم خودت بهتر ندانی. اگر خانم است، خانم ها رای بدهند! اگرآقاست، آقایان رای بدهند! اگر آخوند است آخوندها رای بدهند! تعصبات صنفی، جنسیتی و قومی و قبیله ای. هرکس بهتر می تواند عمل کند و اخلاص بیشتری دارد و فکر بهتری دارد آن شخص به درد می خورد. هر کس خیانت کند در امانت و خودش و دینش را از خیانت منزه نکند، خیانتش او را در دنیا و آخرت ذلیل می کند. فرمود بزرگترین خیانت، خیانت به امت است.<br />
رهبری گفتند مردی و کاری. یعنی اگر تمام وقت هم وقت گذاشت باز کم می آورد. بخواهد طرح ها را مطالعه کند، مشورت بگیرد، عالمانه نظر بدهد، نمی تواند همه کارها را با هم انجام دهد. ولی خوب طرف می گوید همه ی پل ها را خراب نکنم. اگر رای نیاوردم چی کار کنم؟ بابا توکل کن به خدا!</p>
<p><strong>غیرت، بصیرت، ‌شفافیت</strong><br />
از ویژگی های کاندیدای اصلح این است که غیرت و بصیرت داشته باشد. فرمود خوابش نبرد، غفلت نداشته باشد. از دشمن فراموش نکند. به شرایط حاضر توجه داشته باشد. فرمود: برای شما نقشه می کشند و شما نقشه نمی کشید. دشمن جلو می آید و شما عصبانی نمی شوید. فرمود اطراف و مرزهای شما کاهش پیدا می کند و شما عصبانی نمی شوید. آدم بی غیرت یعنی همین. مرزها فقط که همین مرزهای خاکی نیست. وقتی می بینیم ارزشها کم رنگ می شود باید عصبانی شویم. بی غیرتی زیاد شده است. به مرزهای فرهنگی تجاوز شده است و در حال فرو ریختن است. شما بی خیالید. جالب است که همه می خواهند نقش رهبری را ایفاکنند. یک نفر رهبر است. بقیه باید فکر کارشان باشند. ایشان به پیروی از مولایشان امیر المومنین که فرمود: مالک، پیوسته مردم را ستایش کن، باید بگوید الحمدلله و امید بدهد. ولی ایشان در سخنرانی اخیرشان هم گفتند که ما ایراداتی و مشکلاتی و عیب هایی داریم. باید بروند دنبال این عیب ها و مشکلات. نباید خاطر همه جمع باشد که هیچ مشکلی نیست و هیچ خطری ما را تهدید نمی کند. باید به فکر باشیم. فرمود: اگر شما خوابیدید دشمنان خواب نیستند.<br />
از موضع تهمت باید بپرهیزد. نباید خودش را در شرایط تهمت قرار بدهد. باید کارهایش شفاف باشد. پنهان کاری اگر به خاطر مصالح مسلمین است اشکالی ندارد. اما مسائل مالی و دوستی ها باید شفاف باشد.</p>
<p><strong>باید معنویت را بیشتر کرد</strong><br />
باید اهل معنویت باشد. اگر کسی یاد قبر و قیامت است، کسی که اهل توسل و نماز شب است، اهل نماز اول وقت است، این جور کاندیدایی اصلح است. اگر در کنار نکات دیگر باشد، خداوند کمکش می کند. ولی اگر کسی می گوید خدمت به مردم مهم است و نماز اول وقت اهمیتی ندارد، این آدم لغزش پیدا می کند. وقتی کسی رای می آورد، زمینه لغزشش بیشتر می شود. پیشنهاد می شود، رشوه می دهند. باید معنویت داشته باشد. خیلی ها که در مسادل معنوی گردن کلفت تر از ما بودند، لغزش پیدا کردند. وقتی آن ها زمین خوردند، ما زمین نمی خوریم؟ پس یک دستاویز معنوی باید داشته باشیم. یکی همین است که سطح زندگی اش را بالا نبرد. وقتی توی سالن غذاخوری مجلس غذا می خورد و سر میز، همه چیز هست، نباید از گلویش پایین برود. باید رنج ببرد. باید سختش باشد. آدم آرام آرام فاصله می گیرد. اگر می خواهیم از امیر المومنین یاد بگیریم باید این گونه باشیم. باید آدم یک دستاویزی داشته باشد.</p>
<p><strong>بعد از انتخابات، نمایندگان را رها نکنیم</strong><br />
تا طبل انتخابات نواخته می شود، هیجانی می شویم و باز که تمام می شود، هم کاندیداها از ما یادشان می رود و هم ما از آنها. امام فرمود مجلس عصاره فضائل ملت است. وقتی فضیلت های ما کم می شود همین می شود. انتخابات فرصتی برای رشد است. باید مطالبه داشته باشیم. نمایندگان را رها نکنیم.</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/2895/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه منتشر نشده امام خمینی(ره) درباره انتخابات مجلس</title>
		<link>http://salamfasa.com/archives/2481</link>
		<comments>http://salamfasa.com/archives/2481#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Jan 2012 16:00:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>salam</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین ها]]></category>
		<category><![CDATA[به انتخاب سردبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://salamfasa.com/?p=2481</guid>
		<description><![CDATA[ ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» با بازخوانی نظرات ایشان در قالب مصاحبه‌ای مجازی گزارشی در این باره ارسال کرده است که در ذیل می‌آید:</p>
<p style="text-align: justify;">مقدمه:<br />
حکومت اسلامى حکومتى‏ است که اولًا صد در صد متکى به آراى ملت باشد؛ به شیوه‏اى که هر فرد ایرانى احساس کند که با رأى خود سرنوشت خود و کشور خود را مى‏سازد. و چون اکثریت قاطع این ملت مسلمانند بدیهى است که باید موازین و قواعد اسلامى در همه زمینه‏‌ها رعایت شود. کسانى که سابقه خیانت دارند و بر خلاف معیارهاى اسلامى تجاوز به حقوق دیگران کرده‏اند، حق دخالت در این حکومت را ندارند. (۲۴ دى ۱۳۵۷)</p>
<p style="text-align: justify;">جنگ امروز ما، جنگ با اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامى نابرابریهاى دنیاى سرمایه دارى و کمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى علیه خوشگذرانیهاى مرفهین و حاکمان بى‏درد کشورهاى اسلامى است. این جنگ سلاح نمى‏شناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و کاشانه و شکست و تلخى کمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى علیه دنیاى کثیف زور و پول خوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمی‌هاست. (۱۳/ ۴/ ۶۷)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>با توجه به نزدیک شدن به دوره نهم مجلس شورای اسلامی توصیه شما به مردم برای انتخاب کاندیدا‌ها چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">مردم می‌بایست با بصیرت و درایت و تحقیقْ کاندیدا‌ها را شناسایى کرده، و به‏ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونى نباید کسى انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران کار مشکلى نیست. (۱۱ فروردین ۱۳۶۷)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ویژگی نماینده متعهد که برای مجلس مناسب باشد چیست؟ و بهتر بپرسیم مردم چگونه می‌توانند نماینده متهد را شناسایی کنند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نماینده متعهد کسى است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت. همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه‏‌ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پابرهنه‏‌ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگى است که نصیب اولیا شده و عملًا به شبهات و القائات خاتمه مى‏دهد، که بحمد اللَّه در جمهورى اسلامى ایران، اساس این تفکر و بینش در حال پیاده شدن است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شما در سخنان خود به همنشینی با پا برهنگان اشاره کردید و ما دانشجویان امروز می‌خواهیم بدانیم که در اصل جایگاه مبارزه با فقر و فساد و تبعیض در جمهوری اسلامی چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اساس کار یک جمهورى اسلامى، تأمین استقلال مملکت و آزادى ملت و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى با توجه به معیارهاى اسلامى، اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود. و هدفش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگى براى اکثریت قاطع مردم ماست که از همه جهت مورد ظلم واقع شده‏اند (۱۱ آذر ۱۳۵۷)</p>
<p style="text-align: justify;">اسلامِ بزرگ تمام تبعیض‌ها را محکوم نموده و براى هیچ گروهى ویژگى خاصى قرار نداده؛ و تقوا و تعهدِ به اسلام، تنها کرامت انسانهاست. و در پناه اسلام و جمهورى اسلامى، حق اداره امور داخلى و محلى و رفع هر گونه تبعیض فرهنگى و اقتصادى و سیاسى متعلق به تمام قشرهاى ملت است، (۲۶ آبان ۱۳۵۸)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در نگاه شما سرمایه داری و رفاه طلبی بسیار مذموم است علت این امر چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تمام این فسادهایى که ملاحظه مى‏کنید از ناحیه این طبقه بالاست که در مردم سرایت کرده است یعنى قهرى است که وقتى که این طبقه بالا آن بالا‌ها هستند و براى سگشان هم اتومبیل مثلًا چهار صد هزار تومانى دارند، این طبقه ضعیف دیگر تحملشان از بین مى‏رود از این جهت باید این طبقه بالا اگر بخواهند ملت را راضى بکنند از آن بالا یک قدرى پایین بیایند، مردم هم راضیند که یک خورده بالا باشند اما مردم راضى نیستند این طور باشد، نمى‏شود این طور. (۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۸)</p>
<p style="text-align: justify;">ملت عزیز ما که مبارزان حقیقى و راستین ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دریافته‏اند که مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست؛ و آن‌ها که تصور مى‏کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه‏اند. و آنهایى هم که تصور مى‏کنند سرمایه داران و مرفهان بى‏درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى‏شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان کمک مى‏کنند آب در هاون مى‏کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبى، بحث دنیاخواهى و آخرت‏جویى دو مقوله‏اى است که هر گز با هم جمع نمى‏شوند. و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلاب‌ها هستند. ما باید تمام‏ تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم. مسئولین نظام ایرانِ انقلابى باید بدانند که عده‏اى از خدا بیخبر براى از بین بردن انقلاب هر کس را که بخواهد براى فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فوراً او را «کمونیست» و «التقاطى» مى‏خوانند. از این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت. ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد (۲۹ تیر ۱۳۶۷)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> این وظیفه (یعنی بر طرف کردن فقر) بر عهده کیست؟ و راهکار این موضوع را در چه می‌بینید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">این به عهده علماى اسلام و محققین و کار‌شناسان اسلامى است که براى جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرح‌ها و برنامه‏هاى سازنده و دربرگیرنده منافع محرومین و پابرهنه‏‌ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به درآورند. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه‏هاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه دارى غرب و اشتراکى شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام می‌سر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء و مخرب آن، چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامى همچون جمهورى اسلامى ایران نیازمند به زمان باشد، ولى ارائه طرح‌ها و اصولًا تبیین جهت‏گیرى اقتصاد اسلام در راستاى حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومى آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگ‌ترین هدیه و بشارت آزادى انسان از اسارت فقر و تهیدستى به شمار مى‏رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برترى‏اى از این جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولویتى به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلّم راه شکوفایى و پرورش استعدادهاى خفته و سرکوب‏شده پابرهنگان را فراهم مى‏کند. (۶ مرداد ۱۳۶۶)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نقش مسئولین در امر مبارزه با فقر و فساد و تبعیض چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">مسئولین محترم کشور ایران على رغم محاصرات شدید اقتصادى و کمبود درآمد‌ها، تمامى کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایى جامعه بکنند و همه آرمان و آرزوى ملت و دولت و مسئولین کشور ما است که روزى فقر و تهیدستى از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه در زندگى مادى و معنوى برخوردار باشند. خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دار‌ها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست این از برکات انقلاب ماست که همواره به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است. (۶ مرداد ۱۳۶۶)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شما در بیانات خود به تحریم دشمن علیه ایران اشاره کردید به نظر شما اساسا علت اینکه روز به روز تحریم‌ها و فشار‌ها علیه ایران اسلامی بیشتر می‌شود چیست؟ ریشه این اقدامات دشمن را در چه می‌بینید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">از آنجا که محرومیت‏زدایى، عقیده و راه و رسم زندگى ما است، جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته‏اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست‏اندرکاران کشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگ‌تر کرده‏اند و بغض و کینه و ترس و وحشت خود را در این حرکت مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شک جهانخواران به‌‌ همان میزان که از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهای جهان به اسلام زیاد‌تر مى‏شود و مسئولین و مردم توصیه نمایند که ما نباید گرایش و توجه بى‏شائبه محرومین را به انقلاب و حمایت بی‌دریغ آنان را از اسلام فراموش کنیم و بدون جواب بگذاریم. (۶ مرداد ۱۳۶۶)</p>
<p style="text-align: justify;">آن چیزی که از این تحریم‌ها به خصوص در سیاست تحریم نفت ایران که اخیرا در اتحادیه اروپا تصویب شد برداشت می‌شود این است که دشمن می‌خواهد با فشار آوردن و انواع تحریم‌ها جمهوری اسلامی ایران را مجبور به عقب نشیننی از آرمان‌ها کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ایران امکانات و ظرفیتهاى مختلف و فراوانى براى رشد اقتصادى دارد که اگر نفت هم نباشد بتواند در رشد خود و از بین بردن فقر پیروز شود. از قبیل معادن مختلف که در صنایع اهمیت زیادى دارد و همچنین امکانات کشاورزى و دامدارى و مهم‌تر از همه، وجود استعدادهاى سرشار و خلاق انسانى. و نفت را در ضمن اینکه به هر کس که مشترى باشد و با رعایت عدل و انصاف از ما بخرد و پول آن را بدهد مى‏فروشیم، سعى هم خواهیم کرد که از خود نفت در صنایع مختلف استفاده کنیم. (۱۹ دى ۱۳۵۷)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در آخر توصیه شما برای ایران امروز و جوانان در آستانه انتخابات دوره نهم چیست؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اینک به مرحله حساسى از دوران انقلاب اسلامى خود رسیده‏ایم. دورانى که باید از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمدیده ایران بهره‏مند شوند؛ دورانى که باید شکوه نظام عدل اسلامى را لمس کنید؛ دورانى که همه باید دست به دست هم بدهیم تا ریشه فقر و استضعاف را برکنیم. شما مردم شریف ایران در جریان مبارزه با استعمار و استثمار پیروزى بزرگى به دست آوردید و توانستید با اتکال به خداى متعال و وحدت کلمه و مشارکت همه قشر‌ها بر طاغوت زمان غلبه کنید و پشت ابرقدرت‌ها را بلرزانید. اکنون نیز با خودیارى و همکارى براى مبارزه علیه فقر و محرومیت بسیج شوید، و با تأیید الهى به نجات مردم مستضعف کمر همت ببندید (۲۱ فروردین ۱۳۵۸)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://salamfasa.com/archives/2481/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

